|
v هوووم! .. دفتر ِ دوم ِ مانیفست ِ جمهوری خواهی ِ اکبر گنجی ..
|
ساخت آمریکا
made in usa
(گدار)
- چپ و راست مثل هماند. آدمها عوض نمیشن. راستیها احمق و فاسدند. چپها رو هم انگار یکی سحر کرده. وقتی جریان چپ رو با راست مقایسه میکنیم، میبینیم پر از چیزهاییه که خیلی وقته دورهشون گذشته. من نمیتونم این رو بخوام.
- پس برای آینده باید چیکار کنیم؟
واي که اين گنجي عجب مرد بزرگيست
باور کردني نيست بسيار دوستش دارم .
ولي اي اميد ورپريده ببين در اين مطلب
چي گفته !!!!! ذليل مرده !!!!!
گامهاي بلند را آدمهاي جسور، آرمانگرا و فداكار برداشتهاند.
بايد گام بلند ( نشانه گيري بالا) برداريد فلان فلان شده ها!!! نانا
یک نمودار جدید، با عنوان «از کًس تا شعر»:
http://omid.khushe.ir/nemoodar/az-kos-ta-sher/
حکم... محکوم چهکسی است؟
حکم حکومتی برای تأیید صلاحیت هم مبارک است. ولی اسم مهرعلیزاده کمی در چشم میزند، انگار فقط برای پنهان کردن جای خالی ابراهیم یزدی وارد نامه شده.
چندین بار از افراد مختلف شایعه را شنیده بودم که معین قرار است با حکم حکومتی تأیید شود، خبرش اصلاً غیرمنتظره نبود. سرعت رهبر در تصمیمگیری هم واقعاً قابل توجه است. به نظر نمیرسد رهبر عرضه داشته باشد بدون برنامهریزی قبلی چنین سریع به نتیجه رسیده و دستور دهد. این حکم را محصول مذاکرات و اعتراضات طرفداران معین نمیدانم، و فکر میکنم رهبر از قبل تصمیم صدور آن را گرفته بوده است.
چرا رهبر چنین حکمی داده است؟ آیا از اعتراضات طرفداران معین میترسد؟ فکر نمیکنم، چراکه اگر چنین بود لااقل صبر میکرد تا اعتراضات جدی شود، که شاید هیچگاه نمیشد. واکنشهای معین و طرفدارانش نسبت به رد صلاحیت، آنها را چندان جدی نشان نمیداد، و به نظر نمیرسید عدم تأیید او هزینه قابل توجهی را به نظام تحمیل کند. خامنهای دلیلی برای ترس نداشته است.
راه دادن معین به انتخابات به معنی پذیرفتن احتمال ریاست جمهوری اوست. فکر میکنم رهبر هم بالأخره فهمیده است که جایی از کار این نظام بدجور میلنگد، و به این آسانیها هم درستبشو نیست. گمان میکنم خامنهای خود را از اصلاح امور ناتوان یافته، و آماده است که به سیاستهای رییسجمهور منتخب تن دهد. البته عدم تأیید ابراهیم یزدی، نشانگر این است که این «تن دادن» فقط در چارچوب نظام و تفسیر رهبر از آن خواهد بود. خامنهای حاضر است برای حفظ نظام به یک خاتمی دیگر تن دهد، ولی ایجاد تغییرات ساختاری را نخواهد پذیرفت. معین، حداکثر همان اختیارات و فرصتهای خاتمی را خواهد داشت نه بیشتر.
اگر رهبر از پیش آماده نوشتن این نامه بوده، پس چرا اصلاً از خود اعضای شورا نخواسته که این افراد را رد نکنند؟ خامنهای با این کار تصویری مثبت از خود ارائه کرده، و چند پیام میدهد:
۱. او با اصلاحطلبان مشکلی ندارد.
۲. او طرفدار آزادی انتخاب مردم است.
۳. او خواستههای مردم را به شورای نگهبان ترجیح میدهد.
ولی در عین حال:
۴. قاعده نظام رد صلاحیت است، و این فقط یک استثناست.
۵. در نظام هنوز بر افراد خارج آن بسته است.
۶. آزادی انتخاب مردم را فقط در داخل نظام معنی میکند.
تا جایی که حافظهام کار میکند، نخستین بار است که رهبر سر موضوعی جدی کوتاه میآید. اینکه حکم حکومتی، که تاکنون همیشه بر علیه خواستههای اصلاحی بود، اکنون تغییر جهتی ۱۸۰ درجهای داده و معین را به انتخابات راه میدهد، پیشرفت قابل توجهی است. ولی نباید تصور شود که راه تغییر بازتر از گذشته خواهد بود. موارد ۴ تا ۶ گویای آن هستند که خامنهای هنوز سنبههای پرزورتری لازم دارد تا تن به تغییرات اساسی دهد.
اجازه دهید نگاهی هم از سمت دیگر به این حکم بیندازیم. حکم رهبر و سرعت عمل او، اگر در کنار حرفهای تند معین و حامیاناش درباره شورای نگهبان و اختیارات فراقانونی رهبر قرار گیرد، میتواند اصلاحطلبان را ستیزهجو و تندرو تصویر کرده، و چهرهای مهربان و اهل گذشت از خامنهای نشان دهد. البته ما این تصویر را باور نمیکنیم، ولی فراموش نکنیم که این تصویر میتواند بسیاری از طرفداران نظام که نسبت به آن بدبین شده بودند را، دوباره به صف حمایت از جمهوری اسلامی برگرداند. فراموش نکنیم تنها راه تغییر مسالمتآمیز نظام، آن است که هواداراناش (که چندین میلیون هستند) دچار تردید شده، و کوتاه بیاند. در صورتی که بدنه بسیج و سپاه و غیره تا آخر کار از حکومت حمایت کنند، کار به خونریزی و درگیریهای شدید خواهد کشید. رفتار خامنهای، بیش از همه، از آن جهت هوشمندانه است که اگر با تبلیغات مناسب همراه شود، میتواند بسیاری از این افراد را برای حمایت از نظام مصممتر سازد.
این حکم، هرچند اجازه بقا به معین میدهد، ولی برایش چندان بیهزینه نیز نیست. معین با حکم حکومتی مخالفت کرده، و اعلام کرده که آن را نخواهد پذیرفت. آیا او حکم حکومتی را فقط در صورتی بد میداند که به زیانش باشد، و اگر سود خود را در آن بیابد از آن حمایت خواهد کرد؟ آیا او از هماکنون و پیش از انتخابشدن زیر وعدهاش میزند؟ چگونه میتوان وعدهها و شعارهای فردی را باور کرد که همین امروز خلاف آنها عمل میکند؟
آیا معین حکم را به همین شکل خواهد پذیرفت؟ آیا جسارت آن را دارد که خواستار تأیید صلاحیت ابراهیم یزدی هم شود، تا به انتخابات آزاد برسیم؟ آیا تعهد آن را دارد که تن به حکم حکومتی نداده، و شرکت خود در انتخابات را منوط به آن کند که رهبر کار شورای نگهبان را غیرقانونی و غیرشرعی بخواند؟
اگر معین چنین کند، شایسته رأیدادن خواهد بود، اگرنه یک طبل خوشصدا ولی توخالی بیش نیست.
عجولانه نوشتن آدم را مجبور میکند برگردد و حرفش را پس بگیرد. واژه «رأیدادن» در جمله آخرم باید با «اعتماد» جایگزین شود. کل جمله به این صورت در میآید:
«اگر معین چنین کند، شایسته اعتماد خواهد بود، اگرنه طبلی خوشصدا ولی توخالی بیش نیست.»
گمان میکنم....خیال میکنم....احتمالاً....خداکنه .ان شاءالله.
http://pagondeh.com/2005/05/~001944.php
پاگندهجان، از بیماری عجله حذر کن، و پاراگراف یکی به آخرم را دوباره بخوان:
«آیا معین حکم را به همین شکل خواهد پذیرفت؟ آیا جسارت آن را دارد که خواستار تأیید صلاحیت ابراهیم یزدی هم شود، تا به انتخابات آزاد برسیم؟ آیا تعهد آن را دارد که تن به حکم حکومتی نداده، و شرکت خود در انتخابات را منوط به آن کند که رهبر کار شورای نگهبان را غیرقانونی و غیرشرعی بخواند؟»
خواست تأیید یزدی، بیهوده در میان دو گزینه تسلیم و مقاومت اصولی قرار نگرفته است. روش میانه است. گزینه آخر گزینه اصلی است، و آن را با صفت «تعهد» (به اصولی که خودش طرح کرده) مشخص کردهام. گمان نکنم اصولگرایی که میگویی فرق چندانی با تعهدی که استفاده کردهام داشته باشد.
اگر رد صلاحیت معین رسماً غیرقانونی اعلام شود، دیگر «حکم حکومتی»ِ فراقانونیای وجود نخواهد داشت، بلکه تأیید او بازگشت به اجرای درست قانون خواهد بود، و تضمینی برای تأیید صلاحیتهای آینده. همچنین فرصتی برای بازخواست از شورای نگهبان نیز ایجاد میشود، که قدم نخست نظارت مستمر بر آن است.
من ابراهيم يزدي را يك ساختار شكن نمي دانم.
دور نيست زماني كه او هم به صحنه آورده شود و مقبول صاحب نظران نيفتد!!
اينكه ناظر از كدام مقام بر مقوله بنگرد موضوع نسبيت است ...ابراهيم يزدي از اين مقام كه من مي نگرم چنان بر معين مماس است كه تاييد او تفاوت معنني داري را در رفتار حكومت به ذهن متبادر نمي كند!
به نظرم بازي كمي پيچيده است اگرچه من به گواه نوشته هاي سابقم چندان موافق تحليل هاي پيچيده نيستم ولي به نظر من اگرچه يكك منظور رهبر از صدور حكم حكوممتي آآچمز كردن معين بوده است ولي اين تنها دليل انتخاب اين حركت تحسين برانگيز نبوده است.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل....در وبلاگم!