بابا عزیز عرفان، کاملاً حق میدهم اگر این کامنت را پاک کنی. هیچ شکایتی نخواهم داشت.
یک کامنتگیر چقد اچتمل میفهمد؟
عکس به نقل از اینجاست، اگر دیده نشد اینجا ببینیدش:
http://www.shabah.org/archives/036885.html
ماندهام تصویر سمت چپ چیست... تصویری از کارگر نمونه با پتک و سندان؟* کارگر نمونه زمان مارکس؟ یا شاید برای یادآوری انتقادی پوسترهایی آنجا گذاشته شده که نقاشهای رسمی شوروی مارکسیست-لنینیست برای دولتمردانشان میکشیدند تا به رایگان به جهان سوم ارسال شود و مبارزه طبقاتی را پیش برد.
با علاقه روزهای اخیرم به کاغذبازیهای اداری، بد نیست ذکری هم از هنرمندان غیور کوبایی کنم: تابلوی مرگ بوروکراسی، و نقاش زندوستاش، که در فیلم «مرگ یک بوروکرات» تصویر شدهاند. و باز هم برمیگردیم به کاستروی مارکسیست-لنینیست البته بسیار دوست داشتنی.
یادآوری چیز خوبی است. معنی هر واژه در نزد ما از همین خاطرات تشکیل شده. مارکسیست-لنینیست، وقتی روی کاغذ درباره کارگر صحبت میکند، کارگرش همان شخصیت این تصویر است. وقتی میگوید آگاهی تودهای، و نظریهاش را بر مبنای آن بنا میکند، مقصودش آگاهی در حد همان انسان این تصویر است که شاید به زحمت خواندن و نوشتن بداند.
از خود بپرسیم، آدمهای عادی جامعه دموکراتیکی که ما میگوییم چگونه آدمهایی هستند؟
ولی یادآوری، هرقدر خوب، اصل مطلب را هم فراموش نکنیم. این واژه penlog در قسمت بالای عکس چه میکند؟ نکند تصویر مذکور، نه فقط تصویر کارگر نمونه، که تصویر وبلاگنویس نمونه نیز هست؟
و چرا که نه؟ مگر نه آنکه هر انسانی یا بورژا و خردهبورژواست و یا کارگر؟ و مگر نه آنکه حتی خردهبورژوا هم باید دنبالهرو کارگران باشد تا گناهش بخشوده شود؟
برخی فروپاشی شوروی را چنین ساده توجیه میکنند: نظامی که برای حکومت بر روستاییهای بیسواد طراحی شده بود نمیتوانست خود را با اکثریت تحصیلکرده و شهرنشین تطبیق بدهد.
و پس از همه مزخرفات، karegaran** در اسم فایل، به جای kargaran، جالب توجه است. شاید هم بد نباشد برای انسانیتر شدن مفهوم کار، و مبارزه با مردسالاری، تای تأنیث به کار افزوده، به واژه «کاره» برسیم.
*. پتک و سندان به عنوان نماد کار: آهنگری. نخستین گسترش آهنگری، در دوره فئودالی بود: گاوآهن و شمشیر باید از فلز ساخته میشدند. رونق اقتصادی دوره رنسانس در ایتالیا و اسپانیا، جنگهای زیاد (که سلاح لازم داشتند)، گسترش کشتیرانی، و پیچیدهتر شدن ابزارهای کشاورزی به آهنگری اهمیت دوچندان دادند.
ولی با انقلاب صنعتی، به سرعت کارخانههای مجتمع فلزکاری پدید آمدند. ذوب فلزات به ذغال سنگ نیاز داشت، و نخستین موتورهایی که توسط بشر ساخته شدند، برای کمک به کار استخراج ذغال سنگ طراحی شده بودند. پتک و سندان بهترین نماد برای نخستین کارگران عصر صنعتی بود، و گمان کنم حداقل از زمان انقلاب فرانسه مورد استفاده قرار گرفته باشد.
ولی فراموش نکنیم انقلاب فرانسه پیش از گسترش انقلاب صنعتی به فرانسه رخ داد. آهنگری هرچند نقطه آغاز انقلاب صنعتی (و طبیعتاً سرمایهداری) است، و با آغاز آن به سرعت گسترش یافت، ولی بیش از نقطه آغاز نیز نبود. صنعتیشدن، به سرعت پتک و سندان را برای همیشه کنار گذاشت: وقتی نیروی ماشین هست چه نیازی به نیروی انسانی که سلیقهای ضربه میزند، و نمیتوان از پیش شیوه کارش را برنامهریزی کرد. مهندسان دوره صنعتی، قالب پیشساخته با شکل معین و زمان سرد شدن قابل تنظیم را به روش سنتی پتک و سندان ترجیح میدادند.
پتک و سندان، امروز شاید شباهتی به عبا و عمامه داشته باشد. نمادی از روشهای ۱۴۰۰ سال پیش که قرار است بهشت بسازد. نمادی از روشهای ۵۰۰*** سال پیش که قرار است بهشت بسازد. هزار سال قرون وسطی چند برابر ۵۰۰ سال مدرنیسم است؟
**. URL: http://www.shabah.ir/archives/karegaran.jpg
***.
۵۰۰ سال پیش رنسانس
۲۰۰ سال پیش جمهوری اول فرانسه، آغاز انقلاب صنعتی در فرانسه
۱۵۰ سال پیش مارکس
۹۰ سال پیش، انقلاب روسیه: روسیه هنوز صنعتی نشده بود، و آهنکاران پتکبهدست راه آهن از مهمترین قشرهای کارگران انقلابی بودند.