فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
یکشنبه 4 اردیبهشت 1384 | 6 نظر
v گنجي را نمي توان به همين سادگي ها نديده گرفت .. هيچ کس نمي تواند .. چه بخواهيم و چه نخواهند .. آيا اين فضاي ِ انتخاباتي که در آن همه -حتي هاشمي- دم از آزادي انديشه و بيان مي زنند ، مي تواند به آزادي ِ گنجي کمکي کند ؟ .. آيا معين مي تواند؟ .. يا اينکه ما بايد تا آخرين لحظه هاي ِ شروع انتخابات به مانيفست ِ گنجي لينک بدهيم!؟ ..

يونس مي خواهد کاري کند که گنجي دوباره زبانزد باشد .. اگر اهل ِ ايده و خلاقيت ايد، کمک َش کنيد تا بتواند به خواسته اش برسد .. گنجي را نمي توان فراموش کرد .. خدائيش نمي شود .. يکي از بهترين چيزهايي که در مانيفست َش گفته است و پس از سپري شدن ِ سالهاي دهه 60 و 70 به دست َش آورده است ، اين است : هر كس‌ با رژيمی خودكامه‌ مبارزه‌ كند و يا زندانی شود، آزاديخواه‌ نيست‌. آزاديخواه‌ میبايست‌ دقيقاً در نظام‌ فكری و مبانی نظری خود جايگاه‌ آزادی و دموكراسی و حقوق‌ بشر را روشن‌ نمايد. [+]


» نوشته شده در ساعت 23:15 توسط باباي عرفان
گفتني هاي ديگران : [ 6 مورد ]

Ahmad reza : [+]

http://www.iran-chabar.de/1384/02/04/hedayat840204.htm


April 24, 2005 11:32 PM


محمد جواد طواف : [+]

مانیفست اکبر گنجی یک سند تاریخی است، و چیزی که باعث میشه همیشه از ایشون به بزرگی یاد بشه.. می تونست منشوری اولیه برای میثاقی ملی باشه.. ولی این اصلاح طلبانِ فرصت طلب... منافع قدرت .. و ... نمی ذارن!


April 24, 2005 11:57 PM


neylabak : [+]

من پيشنهاد می کنم هر روز تا يک هفته بخشهايی از مانيفست را که در باره عدم ظرفيت چهارچوب فعلی حکومت و حکومتيان و ايدئولوژی آنان برای نيل به دموکراسی است را به طور هماهنگ در وبلاگهايمان قرار بدهيم.


April 25, 2005 12:45 AM


nana : [+]


باباي عرفان عزيز

من يکي که هر کسي چنين جمله اي :

( آزاديخواه‌ میبايست‌ دقيقاً در نظام‌ فكری و مبانی نظری خود
جايگاه‌ آزادی و دموكراسی و حقوق‌ بشر را روشن‌ نمايد. [+] )

را بگه تا زانو جلويش خم ميشوم و به او تعظيم ميکنم . نانا



April 25, 2005 02:05 AM


امیدِ میلانی : [+]

متأسفانه جمهوری اسلامی هم مثل حکومت شاه گاه خیلی سنجیده حرکت می‌کند. اگر قتل بیژن جزنی ضربه‌ای بسیار بزرگ و دقیق به روشنفکران سیاسی آن دوران بود، و اگر او زنده می‌ماند ممکن بود تاریخ دهه ۶۰ به شکل دیگری نوشته شود،* زندانی‌شدن اکبر گنجی و بیرون نیامدنش هم ضربه‌ای بسیار بزرگ به اصلاحات بود که اگر اتفاق نمی‌افتاد ممکن بود کارها طور دیگری پیش برود. زندانی‌شدن گنجی یکی از ضربه‌هایی بود که کمر اصلاحات را شکست. البته من با خیلی روشهای گنجی مشکل دارم، و به طور خاص فکر می‌کنم این تندروی خودتشدیدگر او نتیجه خوبی نمی‌دهد، ولی نمی‌توانم انکار کنم که او یکی از مهمترین استراتژیست‌های سیاسی کشور ماست. فکر می‌کنم توجه به او، خصوصاً اگر بیش از توجه به فرد او نظریاتش را مورد نظر داشته باشد، بسیار مفید است.

من پیشنهاد نی‌لبک را کمی تغییر می‌دهم. اهمیت مانیفستی که گنجی نوشته، نه در مخالفت با جمهوری اسلامی، که در نظریات طرح‌شده و شیوه‌های استدلال است. شاید مناسب باشد، هرکس قطعه‌ای از کتاب که می‌پسندد را بیابد، و در وبلاگ خود نقل کند، و شاید چیزی درباره‌اش بنویسد. این کار، می‌تواند باعث انگیزه بیشتر برای بازخوانی مانیفست و اندیشیدن درباره‌اش شود.

*. به نظر می‌رسد جزنی تنها نظریه‌پرداز چپ بوده، که از پیش خطر قدرت‌گرفتن خمینی را حس کرده، و در یکی از مقالاتش اخطار می‌دهد که اگر چپ‌ها آمادگی نداشته باشند و شرایط ذهنی انقلاب آماده نباشد، پس از تغییر حکومت فرصت سازماندهی نخواهند داشت، بلکه افرادی مانند خمینی همه‌چیز را به سود خود مصادره خواهند کرد. اگر او در زمان انقلاب زنده بود، ممکن بود نظریاتش بتوانند جلوی مسلح‌شدن برخی گروه‌های چپ را گرفته و نوعی تعادل میان اپوزیسیون چپ و حکومت ایجاد شود.


April 25, 2005 01:24 PM


آریا : [+]

... این مسئله ی مانیفست نویسی آقای گنجی و تمام آن واکنشهای تاق و جفتی که از هر طرف برخاست، حرف تازه ای نیست. حتّا محتویات آن، بسیار مغشوش و ناپخته و سطحی هستند. شاید تنها دلیلی که برای تائید این کتاب و گفتن آفرین بر نویسنده ی آن می باشد همانا دلیری آقای گنجی در مطرح کردنش می باشد، آنهم در تحت حاکمیّت فقها و مراجع و آیات عظام. بحث جمهوریخواهی، فقط به گفتن و نوشتن و شعار دادنش نیست، بلکه بیش از هر چیز دیگر، « اندیشیدن در باره ی چرائی جمهوریخواهی و سمت و سوی ارگانهای اجرائی آن » می باشد. مسئله ی فرم حکومت، سوای محتویاتی می باشد که دولت منختب مردم بایستی آنها را تضمین و تائید و اجرا بکند. اینکه ما از نظام فقها خوشمان نمی آید و تجربه ی 25 سال گذشته، سندی گویا برای بی لیاقتی و بی کفایتی و بی فرهنگی حکّام در دوام حکومتشان می باشد، هرگز دلیل بر آن نیست که تغییر مثلا ولایت فقیه به « جمهوری ایران »، محتویاتی دیگری را ارائه خواهد داد؛ سوای آنچه تا کنون، نظام فقها اجرا و عمل کرده است. مشکل ای عزیزان من در فرم نیست؛ بلکه در محتویات می باشد. « آن جمهوریخواهانی » که هنوز خواستشان بر هیچ فلسفه ای استوار نیست و سمتگیری ایده ی جمهوریخواهی خود را متعیّن و مشخص نکرده اند، حرفهایشان در حدّ یک شعار و مشق شبانه خواهد بود. معضل جامعه ی ما، معضل « ایده و ابزارهای واقعیّت پذیری ایده » می باشد؛ نه معضل فرمهای حکومتی که تا امروز به نام آنها، مردم ما را حسابی فریب داده اند. ///


April 25, 2005 02:46 PM


لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »