|
v ::: درباره نوشته قبل پنج تن از دوستان واکنش های ذهن شان را براي ام نوشتند ، که از همه آنها ممنون ام .. از اين ميان ، جواب ارنستو را مي گذارم براي يکي دو روز آينده که درست و حسابي به بررسي اش بپردازم .. به گمان من در همين چند خطي که ارنستو نوشته است مي توان نکات بسيار زيادي را ديد که حتمن مطرح شان خواهم کرد.. زهرخند ، بسيار عاقلانه نوشته است و حتمن از اين به بعد به مساله انتخابات ، اساسي تر خواهم پرداخت ... هاله عزيز نيز نظرش را گفته است که قابل احترام است ، من هميشه به درک هاي شخصي احترام گذاشته ام ... صحبت هاي علي را هم مي گذارم تا با ارنستو به آن بپردازم ..
::: واما فرهنگ ، يک ابطحي ِ بي لباس هم يافت و پوسترش را درآورد .. اما من فکر مي کنم که نمايندگان مجلس هفتم اين مشکل را به درستي و رژف انديشي رفع خواهند کرد و انهم بوسيله همان طرح لباس ملي است که خيلي دلم مي خواهد يک طنز درباره اش بنويسم ... اما کاش تصويب شود و همه دولتمردان و کارمندان مجبور به استفاده از پوشش ملي شوند .. کساني مثل من که از هفت دولت آزادند که مطمئنن زير بار نمي روند ، تنها دولتيان ، کارمندان ، معلمان و امثال اينها هستند که مجبور به پوشيدن لباس واحد مي شوند .. تصور ديدن مجريان تلويزيون ، حداد عادل و رئيس جمهور آينده در يک فرم پوشش واحد ، تصور محشري است .. لااقل مثل ماشين هاي پلاک دولتي ، کاملن مشخص و معلوم خواهند شد .. :::: يکي از دوستان نکته خوبي گفت .. ايشان فرمود به جرج بوش اطلاع دهيد ، اگر خدايي ناکرده در انتخابات رياست جمهوري ِ آمريکا موفق نشدي ، بيا ايران و کانديدا شو .. مطمئن باش که يک حماسه جانانه خلق خواهد شد .. ::: به گزينه هاي رياست جمهوري مي انديشم : صفايي فراهاني ، بورقاني ، فاطمه حقيقت جو ، محسن کديور .. و عبدالله نوري .. اما مساله فعلن چيز ديگري است ، شادي شاعرانه اول بايد با ارنستو چه گوارا روبرو شود و اگر رمقي براي اش ماند دنبال اين چيزها هم خواهم رفت ... پس قرار ما فردا يا پس فردا ، سر ِ گذر ِ شادي ِ شاعرانه .. با بلاگ رولينگ خبرتان خواهم کرد :) .. |