|
v در دوران دبيرستان ، دو سه نامه با مدير دبيرستان مان رد و بدل کردم ، البته با اسم مستعار! ، آخه من عاشق استعاره ام :).. مدير هم انصافن سرش به تن اش مي ارزيد ، همه را سر ِ صبحگاه خواند ، خط به خط نقد کرد ، متلک گفت و به قول عرفان ، حال ام را جا آورد .. منهم که از اين مساله خوش ام آمده بود دو سه نامه ديگر نوشتم و حسابي حال اش را زير و رو کردم .. فردا سر صبحگاه ، همه ي نامه را خواند و خودش رندانه يک خط به آخر متن اضافه کرد و با همان لحني که نامه را مي خواند و انگار که دارد از رو مي خواند ، ادامه داد : همه فکر مي کنند من فلاني هستم ، اما من فلاني نيستم ... بله اسم مرا برده بود نالوطي .. بدجور کنف شدم .. منهم مثل هميشه لبخند نمکيني زدم و پس از بازخواست مدير معظم و معلمان پرورشي ، هيچگاه مسووليت آن نامه ها را بر عهده نگرفتم و تازه با گذاشتن کلي کلاس ، به معلمان عزيز گفتم که من از حق خودم مي گذرم ، تا آن دوست عزيزي که مي خواسته با نام من حرف اش را بزند ، از اين فرصت استفاده کرده باشد ، ما که بخيل نيستيم! ..
يادش بخير ، خيلي تابلو بود .. غرضي از نوشتن اينها نيست .. فقط يادم آمد که آنروزها ، دوران حکومت رفسنجاني بود .. اين مدير عزيز ما يکبار و شايد فقط يکبار، ديوانه شد و آمد سر ِ صبحگاه ، چند تا از سرمقاله هاي بيانِ محتشمي را خواند .. من فکر مي کردم تاثيري بر بچه ها نگذاشته است ، اما سه روز نگذشت که از اداره کل آموزش و پرورش ، سه مامور به قصد تحقيق و تفحص ، روانه دبيرستان ما شدند و مدير عزيز ما را وادار به استعفا کردند ... باز هم غرضي در کار نيست ، فقط دارم خاطره مي نويسم .. حالا اين کجا ، اون کجا ، اون يکي کجا .. راستي ! دو خبر خوب : موسوي قبول نکرد و خاتمي هم استعفاي ابطحي را پذيرفت ، الحمدلله ، اين به اون در .. آهان يادم اومد ، اون مدير ما هم آخرش سرپرست حجاج شد .. راستي چرا اين داريوش سجادي از خودش در مقابل اتهامات کيهان دفاع نمي کند ، کجا رفته اين جنتلمن ِ خوش قلم ! .. لااقل بگو چند داده بودي به شريعتمداري کيهان، هان؟ .. ولي خدائيش دلم براش تنگ شده ، معلوم هم نيست کجاي اين کره خاکي در حال تنيدن تار است ، خدايش بيامرزاد ، قبلن خوب نوشته بود ، به خصوص آنجايي که از عروت الوثقا گفته بود و تعقيب اهداف سياسي .. آهان ، اينهم خوب است .. چيز خاصي ننوشتم ، زياد فکر نکن ، به قول مامورين منکراتي ، اگه زياد فکر کني خيلي زود پير مي شي ، بي خيال .. حسابي مش غولم .. گفتم يه کم استراحت کنم .. شب خوش! |