|
v
1) اگر در آن اطلاعيه افشاي قتل هاي زنجيره اي ، واژه عناصر خودسر به کار نمي رفت و همانروز نشاني درستي داده مي شد .. الان آقاي رئيس نيروي انتظامي مملکت از آنچه در اداره اماکن اش مي گذرد ، ابراز بي اطلاعي و برائت نمي کرد و يا آنرا به عناصر خودسر نسبت نمي داد .. اينها پس که هستند ؟ .. جن اند ؟ .. 2) درباره بحث علي قديمي و اميد ميلاني هم بگويم که بابام جان ، اين چه لحني است که داريد جار مي زنيد .. يعني چه آخه مثل سگ از راي ندادن پشيمانم .. پس حافظه تاريخي چه مي شود .. پس برايند نيروها چه مي شود .. کمي به خودمان احترام بگذاريم .. انتخاب بين بد و بدتر ، ترس از روي کار آمدن محافظه کاران و از اين قبيل استدلالات نخ نما شده ،حال امثال من را به هم مي زند .. با گنده لات ها اگر اينرا بگويي مي گويند به درک يا به تخم ام .. ترس داداش مرگ و آبجي ياس و تزلزل است .. قبلن هم خوانده بودم که محمد جواد روح گفته بود به خاطر نمي دونم چي، «انسان» باشيد ... انسان بودن يعني اينکه برويم راي دهيم؟ يا از اينها حمايت کنيم؟ .. من در همان کامنت آقاي قديمي هم نوشتم که بايد درباره انتخابات پيش رو حسابي متمرکز شد .. من که مي شوم .. اصلن معني اش هم شرکت در انتخابات يا تحريم اش نيست .. انفعال ديگر بس است .. بايد مفصل بررسي شود ... وقت اش هم همين حالاست .. که فردا دير است .. 3) در نوشته هاي آقاي قديمي که نگاه کردم يک مطلب هم درباره کانون وبلاگ نويسان ايران ديدم که قبلن نخوانده بودم اش .. ايشان نسبت به دو چيز ايراد گرفته بود، يکي اينکه اينها همه اينها اسمهاي مستعارند و ديگري انتقادي بود به اسم کانون .. هر دو استدلال از نظر من صحيح نيست .. اتفاقن اسم هاي مستعار وبلاگي ، اين خصوصيت را حداقل دارد که باعث نشود کار به سوء استفاده از آن در جاهاي ديگر برسد .. نام وبلاگ ها شناسنامه آنهاست و اتفاقن اسامي مستعاري که هويت شان را از وبلاگها گرفته اند ، براي اينکار مناسب تر خواهند بود و اگر روزي هم اسم واقعي شان فاش شد ، معتبر نيست چون اين اسم مستعار و نوشته هاي وبلاگ است که اين اعتبار را بوجود آورده است.. دوم هم آنکه مگر ما «کانون نويسندگان ايران» نداريم ؟ .. خوب اين يعني که همه نويسندگان ايران عضوش هستند؟ .. حالا اين چه گيري است که به اسم مي دهيم؟ .. اسم ، اسم است ديگر .. اينهمه انجمن فلان و بهمان ، به معني اين نيست که همه عضوش هستند .. اين از لحاظ حقوقي هم مشکلي ندارد .. اين گير را قبلن هم به شکلي ديگر ، آقايان روحاني به هنگام شکل گيري کارگزاران سازندگي دادند و آنها مجبور شدند که اسم شان را به «جمعي از کارگزاران سازندگي» تغيير دهند .. فقط من نمي دانم اين دوستان پن لاگي الان چه مي کنند و چرا نسبت به اين دو وبلاگ نويس زنداني واکنشي نشان نمي دهند .. به هر حال تا اينجا به گمان من مشکلي نداشته اند و من هم همچنان خود را عضو اين کانون مي دانم.. 4) هودر تکه جالبي پرانده بود که فکر مي کنم به نوعي به آينه منهم مربوط باشد .. فقط خواستم بگويم که آينه من همين وبلاگ است .. آينه من گوياست ، هودر است ، پاگنده است ، هوشنگ است ، آرياست ، زيتون است ، من و ماني است و هزاران وبلاگ صاف و صادق ديگر .. آينه نماد صداقت و گستاخي است که به «واقعي ترين شکل» تو را نشان مي دهد و در طول قرنها ، هزاران بار به خاطر صداقت اش ، شکسته شده است .. آري من صبح تا شب که نه – بيشتر شب تا صبح - جلوي آينه ايستاده ام و ديدي که کلي لينک هم دادم ، حرف ات را هم گوش کردم و دوستان ام را بررسي هم کردم ، با کسي هم قهر نيستم ... راستي مي خواستم از همين بحث بروم سراغ آينه گرد و خاک گرفته اي به نام «پيک نت» و بررسي اش کنم که مي گذارم اش براي زماني که به بررسي همه آينه هاي خبري بپردازم .. آنها بررسي مي کنند ، خب ما هم بررسي مي کنيم ديگر .. قرار نيست هر که زودتر گفت ، حق هم با او باشد که ! |