|
v ده بار خواندم اش ، راز مي گويد بهنود ، راز عمر کوتاه طاووس ها و درازاي زيستن زاغ و کرکس را مي گويد .. و اينکه چرا مخالفان قسم خورده دموکراسی، با هواخواهان راستين دموکراسی در انتهای يک کوچه به هم رسيده اند .. خود را مرور مي کنم ، آه منهم به نوبه خود در اين ديگ ، گندم نذري ريخته ام .. اين چه آشي است که داريم براي خودمان مي پزيم ؟ .. که مي پزد؟ ما يا آنها ؟ ... راستی چرا ؟
|