|
v عجب بغضي دارد اين نوشته آقاي کشتگر ... چندين ماه قبل مقاله اي از همسر آقاي پيمان خوانده بودم که او هم همين را مي گفت ، زماني که ملي مذهبي ها در زندان بودند و همه در پي تئوريزه کردن مبارزه عليه روحيه قهرماني .. آيا خاتمي آن عاملي بود که باعث شد اين تئوري مطرح شود يا ترس تئوري پردازان از عدم روحيه قهرماني داشتن مبارزان جوان ! ...
خودم هم همينگونه نوشته بودم ، سرسختانه گفته بودم که اگر قهرماني زنده و امروزي نداشته باشيم ، ملت قهرمان پرور ما در تاریخ خویش در جا خواهد زد ... همه اما خنديدند! .. که هلا خشم و احساس مخالف مبارزه عقلاني است! .. حالا منهم گريه مي کنم .. دوست نداشتم گريه ات را ببينم .. فاز ما را عوض کرده اند و حال به سوگ نشسته اند ... چند روز پيش عرفان من هم ، ناخودآگاه و به يکباره شعر «بامشاد» را زمزمه کرد و «بامداد» ، ققط قابي است قشنگ بر ديوار خاطرات مان .. اين ف . م . سخن و پاگنده کجايند؟ من دارم خفه مي شوم !! |