يادداشت‌های بابای عرفان
. به‌نام روشنگری: ترانه‌ی خورشید
چهارشنبه 28 اسفند 1387

[+] . . Harmony . . Bijan Mortazavi


یه‌باره رفتى
حالا برگشتى
کجايى آخه؟
خورشيد ِ جوون
يار ِ مهربون
پشت ِ ابرايى؟
يا اينکه ابرا
سرد ِشون شده
وا مى‌ستن اونجا
تا تو بتابى
گرم‌شه پشت‌شون
بزنن بارون..
هى! گفتى بارون
مى‌دونى زيبا؟
شايد يه روزى
گريه نکنن
مردماى ما
تو خيابونا
سر ميدونا
مى‌دونى؟ اونا
خوبن به خدا
فقط يه کمى
شبى از شبا
يادشون مى‌ره
هستى و تو رو
اين اونا بودن
حلاجى کردن
بر سر ِ دارا
مثل ِ آدما
مثل ِ عاشقا
تو کتيبه‌ها
سهرورديا
چرا راه ِ دور؟
آدم و حوا
روزى از روزا
رو پشت بوما
نقاشى کردن
چشماى تو رو
تو آسمونا
مى‌دونى ماما؟
بدجورى تن‌هان
خوب مى‌شن حالا
شايد يه روزى
تشنه‌تر بشن
بسوزن روزا
مث ِ تو تنها
تو که مى‌تابى
خورشيد زيبا
من مى‌رم تو خاک
مى‌رم تو گياه
مى‌شم يه زمين
روزا و شبا
مث ِ پروانه
عاشق و واله
دورت مى‌چرخم
چرخ و چرخ و چرخ
چرخ و چرخ و چرخ
وقتى مى‌تابى
وقتى بى‌تابى
چش مى‌شى خَفَن
مى‌شينى تو من
شبا که نيستى
من به جاى تو
ماه مى‌شم تو خواب
مى‌افتم تو آب
آخه مى‌دونى؟
شاعراى شهر
وقتى مى‌خواين
جون مى‌ده آدم
بريزه به هم
خيالاشونو
يه تيکه آتيش
عين ِ خود ِ تو
بريزه روشون
تا که بسوزن
دشمناشونو
غصه‌هاشونو..
آره عزيزم
من و تو با هم
قصه‌ها داريم
تو اون بالاها
به جونم بخند
من اين پايينا
آيينه مى‌شم:
خودتو ببين
چِشِتو نيگا
نور ِ تو دل‌ام
خور ِ خوشگل‌ام
قربونت برم +
+ الهى


» نوشته شده در ساعت 12:02 توسط بابای عرفان
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]