دیوانهگی
کشدار شدنِ یک لحظه است..
لحظهای شاد، غمگین یا عادی..
ایستایی است
وقتی مغز
مشترکِ در دسترسی نیست
اصرار بر ماندن است
در نکندن از خویش
کشیده شدن در خویش
دیوانه کسی است که به احترامِ شگفتیِ یک لحظه
درجا بهایستد..
ماهها و سالها..
من دیوانه نیستم
پایی و توانی خواهم یافت
تا لحظههایم کشدار نشوند
و در پریودِ اندیشه و خویش
جانمایهی لحظات را تسخیر کنم
تا آخرین لحظه
تا آغاز لحظهی کشدار مرگ
آنگاه که همهی زندگیام، لحظهای بیش نیست..
من دیوانه نیستم
دستِ کم
الان که نیستم
سلام :)
دیگر مطمئنام که خواهم نوشت.. با فرمی نو.. دلایلی کافی..و چیزهایی دیگر..از نیمچهی اسفند به بعد..گاهی سری بزن..