|
پنجشنبه 25 بهمن 1386
| 3 نظر
جداشدنِ مفهومِ اصلاحطلبی از آرمانخواهی، عملهگری برایِ مشروطخواهی یا جمهوریخواهی در پی دارد.. مشروطهخواه اگر راست بگوید بهمرور بایستی «بودنبههرقیمتی» را بر نبودن و مثلن «بورقانیبودن» ترجیح دهد، خود را به تمامی در آغوشِ اهریمنهایِ حقیقیِ موجود اندازد.. آنچنان که نبوی و عبدی برای خروج از زندان کردند، هودر ناشیانه انجام میدهد و کروبی کردهاست و میکند.. اما شرط اینکار، فاصلهگرفتنِ حقیقی از کلمات و مفاهیم نیکوند است.. آیا او میخواهد برایِ نبرد با اهریمن، تظاهر به اهریمنبودن کند؟ - حد فاصل او با مفاهیم ِ مطلق چقدر خواهد بود؟.. تا چه حد مطلق خواهد شد؟.. - آیا در این جنگِ حقیقی، فقط زرهی همرنگِ اهریمنِ مطلقاندیش بر خود میپوشاند یا مجبور است خود اهریمنی دیگر شود؟.. - روش ِ بازشناساییِ دروغ از راستی چگونه خواهد شد؟.. - رابطهاش با آرمانخواه چگونه خواهد بود؟.. آیا با او نبرد خواهد کرد؟.. اگر او قانع نشد، با چه چیزی او را خواهد زد؟ * - تا چه حد خودآگاهِ متظاهر در مقابلِ خودآگاهِ دگراندیشاش تسلیم بوده و کوتاه میآید؟.. - ثروت و قدرتِ حاصل از نبردِ حقیقی، چه التزامی برای جهادگر میآورد که عاقبتاش به تکخوریِ غنائم نکشیده و به اشتراکِ منافع و منابع بهانجامد؟ - کی و کدام پیروزیِ حقیقی، به تغییراتِ حقوقی میانجامد؟.. مجلس؟.. ریاستجمهوری؟.. رهبری؟.. - طبقهی اجتماعی حامل و علمدارِ مشروطهخواهی، کیاناند؟.. فردپروردهگی خواهد شد یا نوچهپروری؟ - یک مشروطهخواه همین قانوناساسی را میخواهد؟.. اگر آری، آیا تحصیلِ حقوقِ ابتدایی یک شهروند، مانندِ حق ِ انتخابِ پوشش یا مثلن حق نوشیدنِ شراب، چشماندازی در فرایند حقیقیکردنِ مبارزهاش دارد؟ - ... * به یاد خالهسوسکه، سوالات و قرارهای ِ پیش از عقدَش.. در وب : |