ادیان برای بقاء خود، هم به نبرد با یکدیگر احتیاج دارند، هم به گفتوگو، هم به چالش.. تا وقتی مسیحیت هست، یهودیت هم.. تا وقتی اسلام هست، مسیحیت هم.. تا وقتی یهودیت هست، اسلام هم..
رنسانس چیزی نبود جز «بیاعتنایی» بشر به دین.. از پس آنهمه جنگی که خدای ادیان به کمکِ بشر نیامد و از پس آنهمه خستگی و دلمردگیِ حاصل از حکومتهایی که میل ِ اروتیک بشر را به زندگی سرکوب کرده بودند.. اروتیکی همراه با س.ک.س، طبیعت و الکل..
این پرونوی افراطیِ تکنولوژی و آداب پدرسالارانهی تمدن و سرمایهداری.. و از آنسو حرکت روبهجلوی مسیحیت و همپوشانیاش با اروتیک.. در دایرهی محدود زمین.. در دایرهی محدود زمین.. در دایرهی محدود زمین.. شاید در نسلهای دیگر، دوباره بشر را خسته کرده و فریبشان دهد..
تقوا ، پرنو و اروتیک هرکدام نقاطی بر روی یک دایرهاند که هر چه یکی از دیگری فاصلهی بیشتری داشته باشد به آنیکی نزدیکتر خواهد شد.. اروتیک و اسلام اما هنوز فرسنگها با هم فاصله دارند..