|
جمعه 19 بهمن 1386
انعطافِ تفسیر از اسلام و تعددِ آیات و نشانههاست که دست او را باز میگذارد.. بیشتر نمونههای آقای گنجی [+ | +] بهخاظر قدرتی است که رهبر از تفسیرهای دلبخواهی فقهی دارد.. بیهیچ حرجی.. تفسیرها دلبخواهی و لحظهای است.. قانون اساسی همهی این قدرتها را به رهبر داده است و او به راحتی میتواند با تکیه بر وجه بنیادگرایانه، عامیانه یا روشنفکرانهی دین اعمال قدرت کند... رهبر از لحاظ قانونی هیچ مشکلی ندارد چرا که هر چه انجام دهد یا بواسطهی قانون فقه یا بواسطهی مصلحت یا بواسطهی درک عوامانه از دین یا بواسطهی رعایت حرمت مومنین قابل توجیه است.. قانون اساسی رهبر را کاملن آزاد گذاشته است و همهی تفسیرها و کارهای او رسمیت قانونی دارد، حتا اگر روزی مرا بهواسطهی خوابهای نادیده مورد مواخذه قرار دهد، ظالمانه اما قانونی است چرا که ممکن است بواسطهی برداشت عرفانی و خضرگونه از دین و یا رویای صادقه بدان رسیده باشد که من مستحق مواخذهام.. ولایت فقیه در قانون موجود حق همه گونه برداشتی از دین را دارد.. برداشت عرفانی، فقهی، فلسفی، مدرن، سنتی و.. فرقی هم نمیکند که آقای خاتمی رهبر باشد یا حتا کدیور.. متاسفانه عمر ِ دین سیاسی تمام شده است آقای گنجیِ عزیز! بعد التحریر : خب البته مجلس خبرگان وظیفهی نظارت دارد و شورای نگهبان.. اما اینها در مقابل «ولیفقیه» عددی حساب نمیشوند که! |