|
چهارشنبه 5 مهر 1385
آ سید ابراهیم نبوی یک شرح ِ خلاصه از اکثر لحظات ِ زندگی شیطونی اش آورده است و کوله را برداشته تا برود آمریکا، حالی عوض کند .. من اتفاقن همین هفته ی پیش آستارا بودم و از آنجایی که یکبار نبوی گفته بود که آستارایی است، به یادش کلی عروس و داماد ِ خوش رنگ و لعابی را دید زدم که پشت ِ هتل ِ خوش منظره ی آستارا مکث می کردند و عکس می گرفتند .. خوش تیپ و حال .. با رکابی های ِتور دار و رکاب داران ِ سرخ پوش .. بعدش هم رفتم بازارچه ی ساحلی و طلب ِ یک جرعه آب کردم که یک نالوطی ِ دیوانه، یک بطری ِ ودکای ِ برچسب پاره ی تقلبی را به جای ِ آب معدنی ِ دماوند یا سبلان قالب ام کرد .. بگذریم .. نبوی نوشته است : در این نوشته با انسانی آشنا می شوید که همه کار کرده است و شاید هم.... بله ، با کمال ِ تعجب، او بعد از [شاید هم]، برخلاف ِ ذات اش سکوت کرده است، آنهم یک سکوت ِ سه نقطه ای یا چار نقطه ای .. گفتم حکمن سوالی سه یا چارگزینه ای مطرح کرده است تا مخاطب را مخیر کند به انتخاب ... حالا گزینه ها چه ها هستند؟ .. شاید اینها: 1) بیشتر از همه کار کرده است .. حالا گذشته از اینها، من هم نبوی و هم خیال ِ نبوی را دوست دارم .. همیشه هم معتقد بوده ام که نبوی درد را خوب می شناسد و درمان را نه .. افتخار هم می کردم اگر نبوی عوض ِ اینهمه عالم آشوبی، پدر ِ خوب ِدختران ِ خوب اش می شد .. گو آنکه الان او در روزآنلاین، در پی ِ رقصیدن ِ روزانه با احمدی نژاد، به قهرمان ِ اصلی ِ آن جوکی تبدیل شده است که برای مرحوم بهشتی ساخته بود [بودند] و حکایت آن فاحشه ای که –به مجازات اش گویا- مجبور شده بود در آن دنیا، شبانه روزی 24 ساعت، با ایشان برقصد... اما اگر بند بند ِ مشاغل و فعالیت های ِاداری ِ نبوی را نگاهی کنید، و 5 تا 5 تا جلو روید یا عقب، به نقاط ِ عطف ِ ملوسی می رسید که نبوی عامدن در متن اش گذاشته است تا ما بخوانیم و به بند 5 اشاره کنیم و بعد یک چیزی بگوئیم و آنوقت نبوی هم یک چیزی بگوید و بعد ما مشهور شویم و او مستور .. اگر رد ِ پای ِ نبوی را بگیریم به جاهای ِ باریکی می رسیم که اگر نرسیم بهتر است، زیرا ممکن است خسته شویم، خیس شویم یا خیس کنیم .. نبوی اینروزها شده است یگانه منجی ِ عروه الوثقای ِ وجود و ختم ِ اصلاح طلبی، که البته گاهی الحق و الانصاف، توی ِ خال هم می زند .. دوست اش دارم و برای اش بهترین ها را آرزو می کنم .. اینروزها خیلی ها به نبوی چشم بسته اند .. هر آرزوی ِ خوبی برای ِ نبوی، یک آرزوی ِ خوب است برای ِ خودمان .. رقص ات، سرشار از لحظه های ِ پایدار باد .. می خندیم .. |