|
چهارشنبه 14 تیر 1385
| 5 نظر
من چرا این قدر خوشحال شدم؟ .. چه وجه مشترکی یافته ام مگر با ایتالیایی ها؟ .. مافیای َش؟ پرچم َش؟ مردمَ ش؟ فیلم های َش؟ رنگ ِ لباس َش؟ عشق و علاقه ی شدید مردمان َش به فوتبال؟ .. شاید!.. شاید هم به خاطر ِ آنکه ایتالیا واقعن بهتر بازی کرده بود .. فرصت های ِ بیشتری داشت .. لایق ِ برد بود حتا با اختلاف ِ دو گل .. به هر حال دیگر قطعی شد که نیمی از تماشاگران ِ فینال، آبی پوش خواهند بود .. آلمان تحت ِ تاثیر ِ بازی ِ با آرژانتین بود.. شاید هم باورش شده بود قهرمانی را که اینچنین نظم ِ خود را از دست داده بود.. ایتالیایی ها کلوزه را از بازی خارج کردند.. و بدین ترتیب خلاقیت را از خط ِ حمله ی آلمان گرفتند ... باری! ..ایتالیایی ها سربازانی بودند سخت کوش و جنگنده، که نتیجه ی بسیار خوبی از آنهمه دوندگی و جنگندگی گرفتند .. گرسو گلی بسیار زیبا زد .. و دل پیرو تیر خلاص را شلیک کرد .. نیمه ی اول و دوم ِ بازی آنقدر جذاب نبود .. فقط همان ده دقیقه ی پایانی ِ وقت های ِ اضافه بود که زیبا شده بود .. آلمان تا همین جا هم که آمد، به خاطر ِ فریادهای ِ تماشاچیان، نظم و انضباط ِ تیمی، پشتک های کلینزمن و بازی های خوب ِ کلوزه، لمن و بالاک بود .. این آلمان البته از آلمان ِ ماشینی سال های دورتر خیلی بهتر شده بود .. شاید به خاطر ِ آنکه یک مهاجم، مربی اش بود .. ایتالیا بالاخره به فینال رسید .. به پشتوانه ی تلاش ِ مطبوعات َش که اولین ضربه را پیش از شروع ِ بازی به آلمان وارد کرد، تدابیر ِ یک مربی ِ خوش فکر و همت ِ سربازانی دیوانه و کوشا .. نوش ِ جان شان .. [+] |