|
جمعه 26 خرداد 1385
| 2 نظر
بازی گره خورده بود .. پیچ در پیچ و بی مایه .. هر دو طرف در به در به دنبال لحظه هایی بودند که از ناهنجاری های تیم روبرو به دست می آمد .. سوئد برد .. اما نه چندان دلچسب .. هرچند هنوز هم گمان دارم یا آرزو، که بتواند در یک بازی زیبا و هدفمند، انگلیس را متوقف کند .. انگلیس که نه .. مربی ِ فوتبال خفه کن انگلیس را .. اریکسون، بازی فوتبال ِ 11 نفره را چیزی در حد بازی ِ بیلیارد کرده است که خود چوب می زند و بازیکنان، سنگ های ِ بی روحی هستند که در پی ِ ضربه ی او به این سو و آن سو می روند .. بازیکنان را خشک و سرد و مزدور کرده است .. هی اریکسون! تو دیکتاتورِ جاه طلب و مغروری هستی که همه ی زیبایی های فوتبال بریتانیا، بازی های قشنگ چلسی و آرسنال را قربانی ِ افکار ِ سمج، سرسختانه و بی طراوت خود کرده ای .. پاراگوئه باخت .. هیچ امیدی به صعود ندارد .. توقع نداری که آرزو کنم کاش می ماند .. نه! .. پاراگوئه هیچ حرکت ِ به وجد آورنده ای از فوتبال زیبا و ماجراجویانه ی آمریکای جنوبی ارائه نکرد.. گریه کن پاراگوئه، هق بزن .. وقتی ارث ِ پدران ات را و روح ِ سرزمین ات را اینچنین خیالبافانه، در حراج ِ نتیجه می بازی .. [+] |