|
پنجشنبه 25 خرداد 1385
| 1 نظر
این بازی یک جنگ واقعی بود .. دو همسایه با سبک های بازی نزدیک به هم .. پرِس های مداوم .. پاس های دقیق .. درگیری های تن به تن و شوت های از راه دور .. حرکت و عَرَق و تکل و نفوذ .. آن کس برنده بازی شد که از شور و شعور بیشتری برخوردار بود .. تا دقایقی به پایان بازی، دروازه بان ِ منعطف و جسور لهستان تا آستانه ی تبدیل شدن به یک قهرمان ملی پیش رفت اما حرکت تیمی آلمان و ضربه ی هرچند چشم بسته ی بازیکن کارکشته ی آلمانی، غمی تمام نشدنی بر وجود همه ی لهستانی های عالم تحمیل کرد .. آلمان برد و لهستان اگر چه در بازی ِ مقابل اکوادور یک بازنده ی بدشانس بود، اما در این بازی خالق لحظه های ارزشمندی از مقاومت و امید شد .. تیم ده نفره ی لهستان در حالی در مقابل همسایه ی نه چندان قوی و مطمئن خود شکست خورد، که درصورت تساوی، می توانست اندک امیدی به صعود از گروه ساده اش داشته باشد .. اگر آن گل در دقایق پایانی به ثبت نمی رسید، بالاک در دسترس ترین هدف ِ تیرهای خشم آلود مردم آلمان بود .. [+] » اکوادور 2 – لهستان 0 |