|
دوشنبه 14 فروردین 1385
آنقدر آرشیوم را دوست داشتم که از دستِ حسادت ِ تو پنهان اش کردم! .. حالا اما به عشق عمومی رسیده ام ... و دیگر آنکه چون خواندن آرشیو، به خصوص آرشیو خودم ، همیشه برای ام هیجان داشته است .. خیلی از کلمات اش برای ام غریبه شده اند .. غریبه .. غربتی .. غریب .. اما .. چه حاجت به حاشا: من واقعن بابای عرفان را دوست دارم.. سیزده به در شد .. و حالا چهارده به تو .. این نوشته ی قدیمی بهانه ی بدی نیست ..فقط همين! |