|
شنبه 26 شهریور 1384
| 6 نظر
1) من واقعن مانده بودم که نبوی چگونه اینهمه انرژی ِ انباشته دارد و اینقدر داغ و گرم است که هر جا میرود، میسوزد و میسوزاند * .. حالا که این مطالب را خواندم، دلم میخواهد نبوی هم این چیزها را پیگیری کند و به شیوهی ِ اشرافیان ِ باشرف(؟)، پاسخگویی کند .. من از همین الان شرط میبندم که نبوی قضیه را طوری به هم خواهد پیچاند که یکباره میبینی همهی کارهای ِ اینچنینی را در راستای ِ منافع ِ ملی و مبارزه با تحجر و دهاتیمسلکی جا خواهد زد .. و هر که فقط یکبار ازدواج کرده یا فقط یک دوستدختر یا دوستپسر (با درجهی چسبندگی ِ بالا) داشته باشد را احمدینژاد کرده و الباقی را به مقام ِ شریف ِ اشرافیت (همشان ِهاشمی رفسنجانی) خواهد رساند .. نه خدائیش! این مساله که در مقابل معجزات ِ انتخاباتی ِ نبوی عددی حساب نمیشود، میشود؟ ... مشکل نبوی این است که نابغه است و بدتر آنکه میداند که نابغه است و این مساله، مشکل ِ او را مضاعف کرده است .. * از سوختن نوشتم و یاد گویا افتادم .. امیدوارم دوستان ِ ادارهکنندهی گویا احساس ِ کهنهگی نکنند و بدانند که علیرغم اینکه روز یک روزنامهی خوب است .. اما گویا، گویاست و حال و آینده در دستان اوست .. چه خوب که اگر نبوی هر دو هفته یکبار به روز نکرد، لینکَش به پائین صفحه منتقل شود .. اینجوری بدجوری به کلاس ِ گویا ضربه میخورد ... 2) برخلاف ِ کلاغ گمان میکنم این بحثی که را مرجان دامن زده است - از آنجایی که در درازمدت به نفع ِ سردبیر است – این دو را هر چه زودتر با هم آشتی خواهد داد .. البته شاید هم نه! 3) طبق ِآخرین تحقیقات متوجه شدم که نانا همان پاگنده است .. با عرض ِ معذرت فراوان از سوفیا! .. |