يادداشت‌های بابای عرفان
. دلتنگی ..
جمعه 18 شهریور 1384 | 6 نظر

ساده‌‌تر از تو
منم
وقتی هوس ِ عبور از راه‌راه‌های ِ جاده‌اَت
از راه
بی‌راهَم می‌کند ...

دستم را که بگیری
نبض دارد
انگشت دارد
رو به راه می‌شویم ..



» نوشته شده در ساعت 04:46 توسط بابای عرفان | 6 نظر
گفتنی‌های ديگران : [ 6 مورد ]

nana : [+]

دوست عزيز
كاملا موافقم بايد دست هم را بگيريم همه چي رو براه ميشود . شاد باشي و دل باز نانا

September 9, 2005 04:53 AM
بابای عرفان : [+]

مرسی عزیزجان ..
راستی نانا من انگلیسی ام خوب نیست .. این پاگنده منظورش از sale همان سیل و تماشای فارسی است یا منظورش سیل است و طوفان و نیوآرلئان؟

September 9, 2005 05:04 AM
nana : [+]

شادي شاعرانه گرامي

خدمتت عرض كنم كه منظورش فروش است و من هم كلي از دستش در فغان !!!!!
برايش مطلبي نوشته و مصرانه خواستم اين خانه را نگاه دارد ولي از ديوار صدا در آمد از او هم صدائي !!!!!!!
به هر حال به نظرم خاطرات تلخي از آن خانه كه مرا افسون كرد دارد !!!!!!
نميدانم شايد هم در آن خانه او را به سلابه كشيده بوده اند و اين مرد بزرگ آزاده حق دارد مگه نه ؟ نانا

September 9, 2005 05:21 AM
nana : [+]

و اما دوست عزيز راجع به توصيه
اول از همه بايد ريشه اش را بيابي
ريشه خود به تو خواهد گفت كه درمانش چيست ؟
من اين گونه فكر ميكنم . دلتنگ مباش اين نيز بگذرد . نانا

September 9, 2005 05:35 AM
بابای عرفان : [+]

ناناجان نمي دانم مي خواهد چه كند و فكر مي كنم خودش هم نداند .. اما با كمي سوخت و سوز برميگردد .. سه چهار روز، ماه يا سال ديگر ..
و به عنوان يك شوخي ديگر، عمرن اگر بتواند به كسي مثل من فروش كند :)

September 9, 2005 05:36 AM
بابای عرفان : [+]

درباره توصيه هم ممنون .. راهش همين بود كه كمي بنويسم .. دلم براي نوشتن تنگ شده بود، همان كه ازش فرار مي كردم ..

September 9, 2005 05:38 AM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]