گفتني هاي ديگران : [ 10 مورد ]
دخو : [
+]
بزرگان؟
از چه کسانی سخن می گویی؟
صحبت از منافع است. معلوم شد اصلاح طلبی بعد از قصه جزایری. حالا قصه های متعفن دیگری رو می شود.بوی جوراب احمدی نژاد عطر است در مقابل این لجن بزرگان
June 23, 2005 01:07 AM
اسد : [
+]
بابای عرفان عزیز.
با اجازه ات به این نوشته لینک دادم.
June 23, 2005 01:16 AM
سينا هدا : [
+]
سلام!
باباي عرفان گرامي!
با شما موافقم.
اما مگر ما چقدر وقت داريم.
حالا كه مدعي دايهي مهربانتر از مادر شده است براي دموكراسي. شايد بهتر باشد رهايش نكنيم و با تشكيل حزب و جبههي دموكراسيخواهي وحقوق بشر و مطالبات بيست و هفت ساله و احياي حقوق معوقه و غصب شدهي مردم يك لحظه رهايش نگذاريم.
نميدانم شايد اشتباه ميكنم.
اينهم پست امشب من از سر بيچارگي!
شوكران يا آتش؟
.
مرگ با شوكران، يا مرگ در آتش؟
مرگ در خواب گران، يا مرگ با اعمال شاقه؟
آي در بهدرهاي بيرون زندان!
كمك كنيد!
همين جمعه قرار است همهي ما را قرباني كنند!
قرار است به برههاي ارادهمان آب هم ندهند.
June 23, 2005 01:51 AM
مهدی : [
+]
سلام. مطالبی که اخیرآ در وبلاگم نوشته ام را بخوانید. بد نیست.
June 23, 2005 11:17 AM
ساتگین : [
+]
حال اصلاحطلبان مثل کودکی شدهاند که میخواهد غرور از دست رفتهشان را با انتخاب هاشمی در مقابل احمدینژاد به دست آورند. چه حماقتهایی از کسانی که داعیهی اصلاحطلبی دارند ... درد خودمان بس نبود باید درد نادانی اینها را هم تحمل کنیم
June 23, 2005 11:36 AM
امیدِ میلانی : [
+]
روی کار آمدن یسوعیون در هیچ کجای دنیا، از اسپانیا گرفته تا اکثر کشورهای آمریکا جنوبی، هیچگاه و به هیچ صورت کمکی نکرده تا «آبدارچیها و دهاتیهایی مثل ِ من هم به دموکراسی، ارزش ِ رای ِ خویش و حتی فردیت ِ خود ایمان» آورند. قدرت روبسپیر، تنها کارکردش فراموشی اهداف اصلی انقلاب فرانسه و مسخ آن آرمانها در میان طبقات پایین بود، و همچنین راندن طبقات متوسط به حمایت از ناپلئون، برای استفاده از خشونت برای پاسخگفتن به خشونت انقلابیانِ طبقات پایین. قدرت استالین، هیچگاه روستاییان روس که حامیاش بودند را به فکر دموکراسی و آزادی نینداخت، بلکه آنها را بیش از پیش به «توده»ای بدل کرد، که هرگونه تفاوت را، به ضرب دستورات سربازخانهای هم که شده انکار کنند، و هر حرکت پیشرو و دگراندیش را، پیش از دیدناش دشمن و خیانتپیشه بپندارند.
گمان آنکه عدم مخالفت با رأیگرفتن هیتلر از ناآگاهان و سکوت در برابر آن، کمکی به پاگرفتن دموکراسی میکند، حماقتی است که امروز نتیجهاش را از پیش میدانیم.
June 23, 2005 12:20 PM
آریا : [
+]
... مصطفی جان، امید و سینا و دیگران خوب و نازنین. آقا بذار یه چیز را من خیلی ساده بنویسم. اونم می دونی چیه. دنیا از آن کسانیست که کاری را می آغازند؛ نه از آن کسانی که حرفش را می زنن. من به شخصه از تمام تجربیات و آموخته ها و مطالعات و جست و جوهایم آموخته ام که اگر من نوعی، شخص با پرنسپی باشم، می توانم صدها دیکتاتور را مطیع و خدمتکار خودم داشته باشم. امّا اگر خودم، انسان بی پرنسیپی باشم صدها که چه عرض کنم، هزاران سیاستمدار و کشوردار با پرنسیپ نیز، برده و ذلیلم خواهند شد؛ زیرا بی پرنسیپ هستم. مسئله همش برمی گرده به اون حرفهایی که من هزار سال نوریه، میگم و اصلا انگار نه انگار. ببین. اگر یک ساختمانی، مستحکم و اصولی پی ریخته شود، مهم نیست که سقفش چوبی باشه یا سمنتی باشه یا آجری، میشه خطاها و نواقص سقفی آن را ترمیم کرد حتّا اگر فاسد و داغون باشن؛ زیرا ساختمان مستحکم، اگر طوفان سهمگینی نیز بیاید فقط می تواند فوقش به سقف خانه آسیب برساند. امّا اگر ساختمانی ( = آحّاد اجتماع )، معیوب و فاقد اصول و پرنسیپ باشه، اگه سقفش ( = نمایندگان و سیاستمداران و راهبرانش ) را نیز زمرّد کاری کنند با یک چُس ساده نیز درهم فرو خواهد ریخت. آقا جان، انسان مطلق خوب و مطلق بد، تا کنون زاده نشده است. دمکراسی را از همین خونه ی شخصی خودمون باید آغازید و آن را فراگسترانید در حینی که با حاکمان وقت نیز، پیکارهای اصولی و فکری و ممتد و حقوق و انسانی باید بشود. ///
June 23, 2005 02:47 PM
آریا : [
+]
... میگم مصطفی جان. این حرف میرزا نیز از اون طنزای گاه گداری نوع « پاگنده » می باشه به خدا.
در نظر بگیر مثلا حزب کمونیست کارگری با پرچم سرخ و داس و چکش و زنده باد پرولتاریا، یه دفعه سیصد و شصت درجه تغییر کنه و شروع کنه با همون پرچم و بند و بساط، سینه بزنه و شعار بده:« کرب و بلا ای حرم و تربت خونبار حسین ..... » حالا بیا و درستش کن. دنیایی هستیم ما ملّت به خدا.
میزرا پیکوفسکی: « بچههای ستاد شمال معین آمده بودند پارکوی برای هاشمی تبلیغ میکردند. همان کاورهای زرد را پوشیده بودند که پشتش نوشته بود «رای ما معین». ///
June 23, 2005 07:20 PM
Daniel : [
+]
آفرین به نکته سنجی شما خانم بابای عرفان! فقط این نکته مسکوت ماند که شما رای نمی دهید یا اینکه به شهر دار آبادگر رای می دهید؟
June 24, 2005 01:11 PM
ali : [
+]
همين كه در دوم خرداد همين آبدارچي ها و دهاتي ها به ارزش راي شان پي بردند چه دردي ازشان دوا كرد؟ خيلي ببخشيدها نشستي براي خودت داري ...شعر مي بافي.
June 24, 2005 10:39 PM