|
پنجشنبه 2 تیر 1384
| 10 نظر
اگر معتقد به دموکراسی و حتی اصلاحات هستیم باید باور کنیم تا وقتی این جماعتی که اکنون مورد ِ هجمهی نهضت ِ فُحشیسم (در مقابل ِ فاشیسم) قرار گرفتهاند، به حقشان –حقی که دموکراسی در اختیار آنها میگذارد- نرسند، حرکت ِ اصلاحی به مسیر ِ واقعی ِ خویش نخواهد رفت .. کاش نخبگان ِ عزیز کمی درنگ میکردند، فرصت را حرام ِ استرسهای ِ باقیمانده از دوران ِ خاتمی ِ عزیز نمیکردند، همه را به رسمیت میشناختند، هیجان را کنار میگذاشتند و به فرزندانمان فکر میکردند .. و دست ِ کم اینگونه فضا را زشت و آلوده نمیکردند .. آیا قرار است که همهی فرزندان ِ ما پس از بزرگ شدن، جلای ِ وطن کنند؟ .. یا فکر میکنیم با انتخاب ِ هاشمی، نسل ِ احمدینژادها منقرض خواهد شد؟ متحجر را میتوان درمان کرد، فاسد را اما نه .. بزرگان ِ عزیز! اگر احمدی نژاد با این قیافهاش، بر هاشمی با آن قیافه و ثروتاَش پیروز شود، آبدارچیها و دهاتیهایی مثل ِ من هم به دموکراسی، ارزش ِ رای ِ خویش و حتی فردیت ِ خود ایمان خواهند آورد .. چه خوب که اساتید ِ تاریخمان بگویند که این بیسابقه، حیرتانگیز و مبارک است!.. یادت میآید تو میگفتی که پدران ِ ما با مغولها چه کردند؟ .. اینها که از همین آب و خاک و زائیدهی ِ مام ِ میهناَند... گویا این جماعت میخواهند که بتوانند؛ توان ِ از خودگذشتهگی برای ِ چند سال و یا اندک اعتقادی به آرمانهای ِ خویش داریم که حتی کمکشان کنیم تا بتوانند!؟ .. حالا که تغییر ِ مشکلات ِ سیاسی ِ حقوقی ِ ما شدنی نیست، آیا توان ِ تراشیدن ِ مشکلات ِ حقیقی را داریم تا همانها نیز بعدها با ما همصدا شوند؟ آیا درگیرکردن ِ احمدینژادها با مشکلات ِ اجرایی و توقعات ِ مردم و آشناکردن ِ آنها با واقعیات، منجر به رامشدن ِ این انقلابیون ِ ناآرام نخواهد شد!؟ .. آیا حاضریم از منافع ِ آنی ِ خویش بگذریم و برای ِ اصلاحات ِ واقعی، هزینهای کنیم!؟ .. بهراستی جامعهی مرده و ترسو بهتر است یا جامعهی زنده و عدالتخواه؟ »
نوشته شده در ساعت 00:01 توسط بابای عرفان
| 10 نظر
موضوع :
» انتخابات رياست جمهوري ايران
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● هنگام ِ درو .. ! ● انقلاب ِ مشکی ● چارهگاه ِ مردم: آرمانهای ِ انقلابی یا منافع ِ طبقاتی؟ گفتنیهای ديگران : [ 10 مورد ]
دخو : [+] بزرگان؟ بابای عرفان عزیز. سلام! با شما موافقم. شوكران يا آتش؟ آي در بهدرهاي بيرون زندان! سلام. مطالبی که اخیرآ در وبلاگم نوشته ام را بخوانید. بد نیست. June 23, 2005 11:17 AM ساتگین : [+]حال اصلاحطلبان مثل کودکی شدهاند که میخواهد غرور از دست رفتهشان را با انتخاب هاشمی در مقابل احمدینژاد به دست آورند. چه حماقتهایی از کسانی که داعیهی اصلاحطلبی دارند ... درد خودمان بس نبود باید درد نادانی اینها را هم تحمل کنیم June 23, 2005 11:36 AM امیدِ میلانی : [+]روی کار آمدن یسوعیون در هیچ کجای دنیا، از اسپانیا گرفته تا اکثر کشورهای آمریکا جنوبی، هیچگاه و به هیچ صورت کمکی نکرده تا «آبدارچیها و دهاتیهایی مثل ِ من هم به دموکراسی، ارزش ِ رای ِ خویش و حتی فردیت ِ خود ایمان» آورند. قدرت روبسپیر، تنها کارکردش فراموشی اهداف اصلی انقلاب فرانسه و مسخ آن آرمانها در میان طبقات پایین بود، و همچنین راندن طبقات متوسط به حمایت از ناپلئون، برای استفاده از خشونت برای پاسخگفتن به خشونت انقلابیانِ طبقات پایین. قدرت استالین، هیچگاه روستاییان روس که حامیاش بودند را به فکر دموکراسی و آزادی نینداخت، بلکه آنها را بیش از پیش به «توده»ای بدل کرد، که هرگونه تفاوت را، به ضرب دستورات سربازخانهای هم که شده انکار کنند، و هر حرکت پیشرو و دگراندیش را، پیش از دیدناش دشمن و خیانتپیشه بپندارند. گمان آنکه عدم مخالفت با رأیگرفتن هیتلر از ناآگاهان و سکوت در برابر آن، کمکی به پاگرفتن دموکراسی میکند، حماقتی است که امروز نتیجهاش را از پیش میدانیم. June 23, 2005 12:20 PM آریا : [+]... مصطفی جان، امید و سینا و دیگران خوب و نازنین. آقا بذار یه چیز را من خیلی ساده بنویسم. اونم می دونی چیه. دنیا از آن کسانیست که کاری را می آغازند؛ نه از آن کسانی که حرفش را می زنن. من به شخصه از تمام تجربیات و آموخته ها و مطالعات و جست و جوهایم آموخته ام که اگر من نوعی، شخص با پرنسپی باشم، می توانم صدها دیکتاتور را مطیع و خدمتکار خودم داشته باشم. امّا اگر خودم، انسان بی پرنسیپی باشم صدها که چه عرض کنم، هزاران سیاستمدار و کشوردار با پرنسیپ نیز، برده و ذلیلم خواهند شد؛ زیرا بی پرنسیپ هستم. مسئله همش برمی گرده به اون حرفهایی که من هزار سال نوریه، میگم و اصلا انگار نه انگار. ببین. اگر یک ساختمانی، مستحکم و اصولی پی ریخته شود، مهم نیست که سقفش چوبی باشه یا سمنتی باشه یا آجری، میشه خطاها و نواقص سقفی آن را ترمیم کرد حتّا اگر فاسد و داغون باشن؛ زیرا ساختمان مستحکم، اگر طوفان سهمگینی نیز بیاید فقط می تواند فوقش به سقف خانه آسیب برساند. امّا اگر ساختمانی ( = آحّاد اجتماع )، معیوب و فاقد اصول و پرنسیپ باشه، اگه سقفش ( = نمایندگان و سیاستمداران و راهبرانش ) را نیز زمرّد کاری کنند با یک چُس ساده نیز درهم فرو خواهد ریخت. آقا جان، انسان مطلق خوب و مطلق بد، تا کنون زاده نشده است. دمکراسی را از همین خونه ی شخصی خودمون باید آغازید و آن را فراگسترانید در حینی که با حاکمان وقت نیز، پیکارهای اصولی و فکری و ممتد و حقوق و انسانی باید بشود. /// June 23, 2005 02:47 PM آریا : [+]... میگم مصطفی جان. این حرف میرزا نیز از اون طنزای گاه گداری نوع « پاگنده » می باشه به خدا. آفرین به نکته سنجی شما خانم بابای عرفان! فقط این نکته مسکوت ماند که شما رای نمی دهید یا اینکه به شهر دار آبادگر رای می دهید؟ June 24, 2005 01:11 PM ali : [+]همين كه در دوم خرداد همين آبدارچي ها و دهاتي ها به ارزش راي شان پي بردند چه دردي ازشان دوا كرد؟ خيلي ببخشيدها نشستي براي خودت داري ...شعر مي بافي. June 24, 2005 10:39 PM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |