يادداشت‌های بابای عرفان
. انقلاب ِ مشکی
چهارشنبه 1 تیر 1384 | 18 نظر

1) تو گویی دعوا سر ِ دموکراسی نبود؛ معین، فریبی بود به تهیه‌کنندگی بهزاد نبوی، تا جوانانی را شش ماه به خیابان بکشاند و آنها را وادار کند تا اشعاری گنگ را زمزمه کنند .. او می‌دانست که اینها – دست ِ کم در یک هفته – قادر نخواهند بود در مقابل ِ احمدی‌نژاد و هاشمی، جانب ِ هیچ یا احمدی‌نژاد را بگیرند ... با یقین قدم‌برداشتن، تو را به جایی می‌برد که دیگر ذره‌ای تردید نخواهی کرد و این آغاز ِ تباهی است .. آغاز ِ مسخ‌شدن است ..

2) وعده‌ی ِ احترام به حقوق ِ زنان را اگر از احمدی نژاد بگیری، دیگر کسی نمی‌تواند از آن برای ِ ترساندن و بازی‌دادن‌َت استفاده کند .. احمدی‌نژاد خودش را می‌تواند سرگرم ِ قدرت کند، اما هاشمی توان ِ سرگرم‌کردن ِ احمدی‌نژاد را نخواهد داشت، توان ِ کشتن‌َش را شاید ..

3) احمدی‌نژاد نماینده‌ی یک گروه‌ اجتماعی است که اگر چه سال‌ها در خدمت ِ قدرت بوده‌اند اما جفاهای ِ بسیار دیده‌اند .. آنها تا وقتی به ارکان ِ نظامی که از خود می‌دانند راه نیابند، دست‌بردار نخواهند بود .. آنها می‌جنگیدند و هاشمی فرمانده‌ بود .. آنها پول می‌خواستند و هاشمی مجبورشان می‌کرد دیگران را کتک بزنند تا چیزکی دست‌شان بیاید .. آنها خدمت‌گزاران ِ واقعی نظام بودند و هاشمی پول‌های ِ‌آنان را در بانک‌های ِ خارجی انبار می‌کرد .. آنها اینک تمام ِ کوشش خود را خواهند کرد تا انتقام بگیرند.. اگرهمین راه‌یافتن به دور دوم آنها را ارضاء کند، دچار بزرگترین اشتباه ِ تاریخی خواهند شد .. آنها اگر رئیس‌جمهور نشوند، توسط ِ هاشمی له خواهند شد .. عکس ِ قضیه هم می‌تواند ممکن باشد ..

4) در این تصویر چه می‌بینید؟ .. نماینده‌ی چهار گروه ِ اجتماعی (مهدی هاشمی، کرباسچی، زنگنه، کولایی) .. چه منافعی آنها را اینچنین هراسان،‌ به پذیرش چنین حقارتی وا می‌دارد؟

5) انقلابی در شرف‌ رخ‌دادن است، بدون هیچ خونریزی .. انقلابی مشکی .. لایه‌های ِ اجتماعی می‌لرزند .. زلزله‌ای در حال رخ‌دادن است .. خامنه‌ای هم منافع ِ بلندمدت نخواهد داشت!



» نوشته شده در ساعت 01:42 توسط بابای عرفان | 18 نظر
گفتنی‌های ديگران : [ 18 مورد ]

نی لبک : [+]

نه به منافع خامنه ای و نه به منافع هیچ گروهی می اندیشم چرا که هیچ رابطه اندامواری بین گروهها و مردم وجود ندارد.آنچه که می اندیشم تهی دستی روشنفکرانی است که به هوای دو روز بیشتر ماندن در عرصه نام و شهرت و در سترونی تولیداتشان ، به عملیات سیاسی و تهییج عصبی مردم و ایجاد رعب و وحشت دست یازیده اند.آیا این شان روشنفکریست یا شان عمله های «باد»؟! چطور ممکن است خواسته ای نهادینه شده داشت و از آن به این سادگی و با این چرخش 180 درجه ای روگردان شد؟ این ویراژهای روشنفکری و تحمیل هیجان و عصبیت بر سر اعتماد مردم و روند عقلانی سازی جامعه و رشد مدنی آن چه بلایی خواهد آورد؟آیا خواست آنجنابان باید به هر نحو شده ؛ حتی در عدم تطابق این خواستها با متن اجتماع و رای واقعی مردم بر کرسی نشیند؟خودشان و باورهای لق لق زبانی شان را می فروشند بفروشند ؛ اما چه کار به مردم بینوایی دارند که هر روزه در کارتحقیرشان هستند؟ مسبب واقعی عقب ماندگی مردم ایا واقعا خود مردم و این توده یتیم (به لحاظ فقدان نخبگان صادق و خلاق) هستند؟!

June 22, 2005 02:21 AM
nana : [+]

درود بر تو باد دوست من

از خواندن اين پستت بسيار لذت بردم
با تمامي سخنانت کاملا موافقم . نانا

June 22, 2005 02:23 AM
پدرام : [+]

راست می گویی لعنتی

June 22, 2005 03:14 AM
هاله : [+]

تو پیامبری؟

June 22, 2005 05:23 AM
کیمیا : [+]

عالي بود

June 22, 2005 05:55 AM
بابک : [+]

قشنگ نوشته ايد ولي نيروي مردم را فراموش نكنيد. اگر يكبار ديگر همچمون دوم خرداد 1376 يكپاره به نظام نه بگوييم (اينبار با تحريم) خواهيد ديد كه انقلابي سبز رخ خواهد داد. ما هيچ چيز از مردم ساير كشور ها كم نداريم. درست است كه يك مشت روشنفكر داريم كه مردم را گمراه ميكنند ولي هزاران جوان باهوش داريم كه به سادگي گول نخواهند خورد. رفسنجاني مهره اصلي نظام است و احمدي نژاد براي ترساندن مردم به دور دوم رفته است. كاري كه كروبي نمتوانست بكند. هدف مشاركت حداكثري و راي به رفسنجاني است. با تحريم نقشه ايشان را برملا كنيم.

June 22, 2005 07:03 AM
kavirzi : [+]

يا فريب بخور يا كتك

از همان ابتدا که رفسنجانی فعالیتهای برون مرزی اش را شروع کرده بود قول صد در صد داده بود که پیروز شود. و اکنون با همکاری همکارانش در اکتبر سورپرایز ،خرداد سورپرایز را تدارک دید. اختلا ف بین او و رهبر یک بازی بود. جلسه او و رهبر و خاتمی و کروبی دیروز نشان می دهد آنها در شرایط امروزبین الملل مغز خر نخورده اند که کارها را بدست یک بسیجی از مغز تهی که مدعی تشکیل حکومت جهانی است بدهند. آنها با بمب و ارعاب شروع کردند و عده ای را به صندوقها کشاندندو سپس اراء را دست کاری کردند و حالا در حال ایجاد هراس وسیع اجتماعی هستند تا یک" هاشمی 20 میلیونی" بسازند تا داد گاه می کونوس را در برابر 20 میلیون رای ایرانی ها بگذارند. می گویید نه! دیوانه بازی های این احمدی نژاد را نگاه کنید که شروع به حرف زدن از حکومت جهانی حزب الله و جدا کردن دانشجویان زن و مرد کرده. آیا او و رهبرش نمی دانند این حرفها باعث انزجار بیشتر مردم از آنها می شود و بوی دست و پنجه نرم کردن را با آمریکا می دهد. پس ملت به هراسید که اگر این شعبان بی مخ بسیجی بیاید دمار از روزگارتان درمی آید. ساده لوحان اصلاح طلب هم که تا به حال مردم را از عالیجناب سرخ پوش می هراساندند اکنون نام اورا در نمازهایشان صدامی زنند. ولی خودمانیم عجیت نمایشی اینها راه انداخته اند شیطان را درس میدهند.
سوال من از آنان که ادعای تشکیل ائتلاف ملی برای رای دادن به رفسنجانی می کنند تا مصلحت مابانه جلوی نظامیان را بگیرند.این است :
اگر شما می توانید چنین جو و ائتلافی را درست کنید پس از چه می هراسید که آنرا برای پر کردن خیابانها در اعتراض به اصل نظام یا حد اقل در اعتراض به چرایی بالا آمدن نظامی ها در اثر تقلب درست نمی کنید. چرا فراخوان نمی دهید که چون مردم لبنان مردم ایران نیز به بطور مدنی و صلح آمیز بپاخیزند. ؟
http://kavirzi.blogspot.com

June 22, 2005 07:53 AM
رامين : [+]

باباي عرفان عزيز....
پيش از اين با شما گفتگويي داشته ام اما در اين گفتار اخير راه ناصواب رفته ايد.
اگر شما با منافع هيچ گروهي نمي انديشيد ما اران نشينان به منافع طبقه متوسط بسيار مي انديشيم. اگر چه حمايت از هاشمي و تههيج افكار عمومي در بلايي كه در شرف نازل شدن است به دو روز ماندن بيشتر اصلاح طلبان هم ياري مي رساند اما فراموش نكنيم فضاي تنفس براي ديگران هم ايجاد مي كند فضايي كه با آمدن متحجرين نظامي يقينا از دست خواهد رفت. بايد در ايران زندگي كرده باشي و از آنها خشونت ها را ديده باشي تا دريابي ترس از آنها يعني چه. ما بايد با آنها زندگي كنيم پس حق داريم نسبت به آمدنشان نگران باشيم.احمدي نژاد نماينده هيچ گروه اجتماعي نيست هر چند بر زبان نمايندگي محرومان مي راند اما نماينده و عمله صاحبان قدرت هست و محكم هم هست. چنان مي گويي از اصحاب قدرت جفا ديده اند گويي نمي بيني يا نمي داني كه او هم اكنون نيز به طور كامل ابزار دست قدرت طلبان اقتدارگرا است.
آري اگر او بيايد هاشمي باقي نخواهد ماند فراموش نكنيم مايي هم باقي نخواهيم ماند اين حقيقتي است و شايد ايران عزيزمان هم.تهديدهاي خارجي و تحجر صلب اين جماعت زوج هاي خوبي براي تابودي ايرانيان هستند. هيچ انقلابي در راه نيست و ايران نشينان تاب انقلاب ديگري را ندارند. به نظر نمي رسد رشد سياسي ايرانيان هم چنان باشد كه به انقلاب هاي مخملين منجر شود. آري زلزله اي در راه است و آن زلزله كودتاي بدون خونريزي نظاميان است.بايد در برابر آن ايستاد با هر ابزار معقول. پيش از آن بايد در ايران بود با ايران زيست و از اين هوا استشمام كرد تا دريابي چه خطري تماميت ارضي و حيثيت و آينده ما را تهديد مي كند. تحليل هاي بيروني و نسخه پيچيدن هاي عافيت نشيني از انصاف و واقعيت ها فرسنگ ها فاصله دارند.

June 22, 2005 09:34 AM
anti faschism : [+]

بد بخت همان منافعي كه بايد كمونيست ها و سوسيال دموكرات ها و ليبرال ها را در مقابل هيتلر متحد مي كرد و نكرد

June 22, 2005 10:08 AM
Hamid : [+]

خبرسازی، شايعه پراكنی، پخش جوك
هاشمی و انتخابات
بزرگترين جنگ روانی
عليه مردم و انتخابات





صدها هزاز پيام تلفنی از طريق مخابرات فرستاده می‌شود. برای سايت‌های سياسی خبرهای به ظاهر موثق اما جعلی می‌فرستند. سايت‌های امنيتی وظيفه همسو و متحد اعلام كردن‌هاشمی و خامنه‌ای را برعهده گرفته اند.

ستاد رئيس جمهور نظامی، وسيع ترين جنگ روانی را طی روزهای اخير در كشور سازمان داده است. برای اين جنگ از هر وسيله‌ای بهره گرفته شده است:

1- شايعه سازی و پخش آن توسط شبكه گسترده بسيج در سراسر ايران.

2- خبرسازی و ارسال آن، از كانال‌های مختلف برای وبلاگ‌ها، روزنت‌ها و سايت‌های خبری داخل و خارج كشور.

3- پخش بيانيه و اطلاعيه جعلی، بنام اين و آن

4- صدها هزار پيام تلفنی، كه بصورت "اس ام اس" با استفاده از كامپيوتر مركزی مخابرات ايران، بدون اعلام آدرس و شماره تلفن فرستنده، در طول روز بصورت منظم مخابره می‌شود.

5- پخش انواع جوك‌های سياسی كه بصورت حيرت آوری توسط بسيج در اماكن عمومی پخش می‌شود.

6- شركت در مصاحبه‌های راديوئی با راديوهای فارسی زبان خارج كشور و اظهارات هدايت شده

و...

كانون مركزی اين جنگ روانی عبارتست از:

1- بی فايده بودن شركت در انتخابات

2- همسان معرفی كردن‌هاشمی و خامنه اي

3- كل انتخابات را يك بازی سياسی معرفی كردن

4- به ميدان آمدن احمدی نژاد برای ترسيدن مردم و جمع شدن پشت‌هاشمي

5- قطعی بودن تقلب دوباره

و...

هدف: جلوگيری از شركت عظيم و ملی درانتخابات، به دو دليل

الف- باز بودن دست برای ريختن آراء به صندوق‌ها، با حداقل 3 ميليون شناسنامه تقلبی، كه حتی بازشماری آراء صندوق‌های رای نيز نمی تواند نتيجه‌ای خلاف نتيجه اعلام شده توسط شورای نگهبان را نشان دهد!

ب – جلوگيری از رای بالای‌هاشمی رفسنجانی در مرحله دوم انتخابات، در صورتی كه نتوانند تقلب كنند. از نظر آنها، چنين آرائی به‌هاشمی رفسنجانی امكان مقابله با بيت رهبری را می‌دهد و عملا مردم بجای رهبر و كانديدای او، به رقيب رهبر، يعنی‌هاشمی رای داده اند.

درچارچوب همين جنگ روانی است كه علاوه بر جوك سازی‌ها و شايعه پراكنی‌ها، در روزهای اخير اين اخبار ناگهان پخش شده و يا روی انواع سايت‌ها قرار گرفته است:

1- ملاقات رهبر با‌هاشمي

2- ملاقات رهبر با‌هاشمی، خاتمی و كروبي

( تبليغ اين امر ميان مردم كه دست همه شان در يك كاسه است و مرحله دوم انتخابات هم يك فريب است و لازم نيست درآن شركت كرد!)

3- انتشار بخش‌هائی از تشكر و تجليل رهبر از‌هاشمی رفسنجانی درپايان دو دوره رياست جمهوری وی و قرارگرفتن وی در راس مجمع تشخيص مصلحت نظام.(سايت دريچه وابسته به سازمان امنيت موازی)

4- سايت بازتاب نيز از همان سخنرانی بخش‌های ديگری را منتشر كرد و اين درحالی است كه هر نوع همسان نشان دادن خامنه‌ای و‌هاشمی دراين مقطع نه طرح تقلب در انتخابات را از دستور خارج می‌كند و حمايت خامنه‌ای از‌هاشمی بر آراء او می‌افزايد. اين تلاش، تنها برای منفعل كردن مردم است.

مثلا بازتاب و دريچه از قول خامنه‌ای خطاب به‌هاشمی نوشتند:

« بنده آقاى‌هاشمى را به نام و حداقل در هر شبانه‏روزى يك مرتبه - و بيش از اين دعا مى‏كردم. باز هم دعا خواهم كرد. »

5- و يا اين خبر سايت بازتاب كه عملا برای چند روز می‌توانست و يا می‌تواند سردرگمی ايجاد كرده و مردم را از ميدان انتخابات دور كند:

«يكی از چهره‌های نزديك به‌هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه، از نگارش نامه كناره‌گيری‌هاشمی رفسنجانی خبر داد.‌هاشمی رفسنجانی در روز شنبه با رهبر انقلاب ديدار كرده و تصميم برای كناره‌گيری از صحنه انتخابات در اعتراض به شرايط حاكم را به اطلاع رهبر انقلاب رسانده بود.»

از بعد از ظهر روز گذشته، در برخی خيابان‌های تهران شعار نويسی نيز با همين هدف(جنگ روانی عليه انتخابات دوم خرداد و رای به‌هاشمی) شروع شد. از جمله اين شعار در ملاصدرا

انتخابات ايران:

مرحله اول = 7 سامورائي

مرحله دوم = شاهزاده و گدا

و اين شعار در حوالی همان محل:

در روايات است:

در آخر زمان انسان از فرزند آدم به كوسه پناه می‌برد

www.peiknet.com

June 22, 2005 10:55 AM
شبح : [+]

باباى عرفان عزيز!
خيلى خوب نوشتى بهتر از اين نمى شد. لذت بردم. من هم مطلبى نوشتم به نام گشودن جبهه ى جديد خوش حال مي شوم بخوانى با اين پاراگراف شروع مى شود:
حدود دو ماه پيش وقتی هنوز درست و حسابی بحث انتخابات بالانگرفته بود در مطلبی به نام "خبرهای پراکنده نتيجه‌های واحد" نوشتم:
"به نظر می‌رسد در نهايت اوضاع آن‌چنان پيش برود که تز رسوای انتخاب بين "بد" و "بدتر" رقابت را بين هاشمی و نماينده‌ی جناح راست نشان دهد. خلاصه در نهايت خواهند گفت دعوا بين رهبر و هاشمی است و برويد دماغ‌تان را بگيريد و چشم‌تان را ببنديد و به رفسنجانی رای بدهيد تا روی جناج راست را کم کنيد..."

June 22, 2005 12:11 PM
khosrow : [+]

سلام
راستي تا كي مي خوايد از واقعيت فرار كنيد؟اگر مردم حاضر مي شند به اين يا اون راي بدن اين دمكراسي هست.تو رو خدا يه برنامه بلند مدت طراحي كنيد.اين يا اون هيچ فرقي نمي كنه.چون كاري نمي تونند بكنند.خاتمي چيكار كرد؟گنجي زنداني شد.زرافشان وباطبي و..... از كدوم ظرفيت استفاده شد؟كدوم كار انجام شد؟ وافع بين باشيم و با برنامه جلو بريم

June 22, 2005 01:40 PM
کارتاژ : [+]

اگه بخواهی اینجوری فکر کنی الان خود تو هم بازیچه دست احمدی نژاد هستی و یا شایدم هاشمی .... بدون جنگ و خونریزی داری کاری میکنی که احمدی نژاد بشه رییس جمهور

June 22, 2005 02:50 PM
دخو : [+]

بسي عميق و قابل توجه نوشته ايد. منافع مشترك روشنفكرها و بخشي از اپوزيسيون و ملاهاي حاكم يعني دوري نخبگان از مردم .اينجا محل انقلاب است يا اصلاح؟! و نكته همين است. حالا بگويند چرا ملت به آنان رو نكرد. جوابش روشن است آنها هم سالهاست كه مردم را فقط براي يك راي مي خواهند همين.
حالا از بهرماني بخواهند رهبر اصلاحات شود! همانطور كه با باد قبلي از رهبر خواستند/

June 22, 2005 04:20 PM
آریا : [+]

.... من، دوست داشتم به حرفایی بنویسم. ولی خودت می دونی که هر جا، لب به سخن می گشایم، دیوار صدها مستراح بر سرم ویران می شوند. خلاصه که زکی!. از میان اینهمه حرف، فقط با سخنان « نیلبک » عزیز همآوازم. دلایلش را حوصله ندارم بنویسم. ///

June 22, 2005 05:59 PM
نی لبک : [+]

آرياي عزيز من سري به وبلاگ شما قبلا از طريق باباي عزيز عرفان زده ام. در مورد فقدان بنيانها به شدت با شما هم نظرم.

June 22, 2005 09:18 PM
ارنستو چه گوارا : [+]

چه عجب !!- به مغزت اجازه فكر كردن هم دادي - بهرصورت دمت گرم- امیدوارم دیگر هیچ وقت تجربه هایت را به امید یک روشنایی قابل دسترس فریب آلود از یاد نبری. دوستت دارم ارنی

June 24, 2005 09:59 AM
ساسان : [+]

چقدر ياوه سرايي وقمپز روشنفكران داريد شما برويد درميان مردم عادي وببينيد آنها چه ميگويند وچه ميخواهند 3/4/84

June 24, 2005 11:20 PM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]