فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. ضریب ِ فریب‌آفرینی و صلاحیت ِ‌آقای‌ ِ معین
چهارشنبه 4 خرداد 1384 | 4 نظر

آنکس که بتواند دیگران را بهتر فریب دهد، ماندگارتر است؛ این اصل ِ علم ِ سیاست، چکیده‌ی تاریخ و شاید هم اصل ِ اصیل آفرینش باشد که نمود آن در «سیاست» بیشتراست .. همه‌ی لغاتی که این مفهوم را می رسانند اعم از : فریبا، زیرک، دغل، مدبر، فریبکار، دودوزه باز و امثالهم صفاتی هستند که ریشه‌ی مشابهی دارند .. در دنیای ِ ما که دیگر «بهشت و حوری‌های‌اَش» نمی‌توانند از ضریب ِ فریب ِ بالایی برخوردار باشند، اگر اندیشه‌ای انسان را وادار کند که به خاطرَش عملی را انجام دهد، آن اندیشه دارای ِ «ضریب ِ فریب ِ» قابل ِ قبولی است .. عشق، نیز .. آمریکا و اروپا نیز .. حتی اگر یک نوشته‌ی وبلاگی از ضریب ِ فریب‌ِ بالایی برخوردار باشد، دیگران خواه ‌ناخواه به آن لینک خواهند داد ..


تنها فرق ِ عمده‌ای که فریب ِ سیاسی با فریب ِ عشقی یا اندیشه‌ای دارد به آن است که در خارج از محدوده‌ی ِ سیاست، شخص ابتدا خود فریب ِ‌ یک احساس را می‌خورد، سپس آن را به کلمه در می‌آورد و آنگاه صادقانه به اشاعه‌ی فریب مشغول می‌شود!

در سیاست اما ، شایستگی به میزان ِ صداقت ِ سیاست‌مداران بستگی ندارد بلکه به میزان ِ توانایی ِ آنها در فریب ِ افکارعمومی به روش‌های گوناگون مربوط است ... هر چند این خیلی بهتر از کشتن، اعدام‌کردن، زدن و زندان‌کردن است، اما چون هنوز حاکمیت - به دلیل ِ سابقه‌ی خراب‌َش- توان ِ رقابت ِ مدبرانه با همه‌ی اهالی ِ سیاست را ندارد، همیشه ازروش‌های ِ تدبیرآلود استفاده نکرده و اکثر اوقات دچار سکته، هیجان و استرس می‌شود! ..

اگر حکومتی آنچنان توانمند شود که تمام تلاش ِ خود را معطوف ِ فریب ِ افکار ِ عمومی کند و از تدبیر به جای ِ زورگویی و رودرویی استفاده کند، این حکومت می‌تواند خوشحال باشد که به درجه‌ای از ثبات دست یافته است.. تونی بلر قبل از شروع ِ‌جنگ ِ آمریکا و عراق، با یک سخنرانی و چند ترفند آنچنان انگلیسی‌ها را از تظاهرات‌شان پشیمان کرد که دیگر تجمع ِ گسترده‌ای بر ضد ِ جنگ تشکیل نشد...

خامنه‌ای با احراز ِ مجدد ِ صلاحیت ِ معین چندین تیر را - خواسته یا ناخواسته - در تاریکی رها کرده است .. اما چه بسا این کنش و واکنش ِ انجام‌شده بر سرِ قضیه‌ی ِ احرازصلاحیت ِ معین، آبستن ِ ترفندی دیگرگونه نیز باشد ..

هیچ بعید نیست که خامنه‌ای با توجه به ذهنیت ِ شکل گرفته در افکارعمومی مبنی بر فریبکار بودن‌ ِ خود و یک‌کاسه بودن ِ اصلاح‌طلبان و روحانیت و بازی‌بودن ِ تمام ِ این مسایل .. تصمیم گرفته باشد ضمن ِ تحریک ِ احساس ِ فریب‌خوردگی ِ عموم، از این حس‌ ِ تحریک‌شده بر ضد ِ مشارکت و معین استفاده کند .. یعنی آنکه هوار بزند که آری ما باهم‌ایم و همه‌ی این مسخره‌بازی‌ها برای ِ فریب دادن ِ شماست .. او احتمالن می‌دانسته است که با اینکار دست ِکم 30 درصد مرددها دچار ِ تهوع ِ انتخاباتی شده و پس از جری شدن ِ احساس ِ فریب‌خوردگی‌شان، به شدت بیزار و دلزده خواهند شد.

حالا اما این سوال مطرح است که آیا مشارکت و شخص ِ‌آقای ِ معین آنقدر باهوش و توانا هستند که بتوانند ثابت کنند که آنها نماینده‌ی مردم در حاکمیت خواهند بود و نه نماینده‌ی حاکمیت در مردم !؟ .. و آیا اصلن قراراست اینگونه باشد !؟

و دیگر آنکه آیا سطح ِ فریب‌آفرینیِ فعلی، بالاتر از سطح ِ فریب‌پذیری‌ ِ جامعه است؟ .. اگر یزدی نیز با یا بی عملی‌شدن ِ پیش‌شرط‌های‌اَش به احراز ِ صلاحیت می‌رسید آیا به فریب‌پذیری ِ حماسه‌گونه‌ای منجر می‌شد؟ ..



» نوشته شده در ساعت 23:28 توسط باباي عرفان | 4 نظر
گفتني هاي ديگران : [ 4 مورد ]

هوشنگ : [+]

به گمانم دیگر وقت آن رسیده است که دکتر یزدی را دوست داشته باشیم. یعنی پس از انتخابات ریاست جمهوری، با احترامی شایسته به زندگانی سیاسی ایشان، از ایشان بخواهیم راه را به جوانترها باز کنند و مسوولیت دبیرکلی نهضت آزادی را واگذار نمایند، و شاید هم دوستانش تصمیم گرفتند به احترام شرکت در انقلاب و تجربه پیش و پس از آن ریاست افتخاری اما بدون وظیفه اجرایی-سیاسی نهضت را به ایشان بسپارند و راه را برای مسوولیت‌پذیری جوانان باز نمایند. آن گونه از سیاست که دکتر یزدی به خوبی در این انتخابات هم نشان داد با روح زمانه ما و روان جوانان امروز که اکثریت مردم کشور را تشکیل می‌دهند سازگار نیست. شاید با مسوولیت‌پذیری نسل جدید نهضتی‌ها، ملی مذهبی‌ها، بشود روی برخی از دشواری‌های تاریخی هم با آنها به گفتگو پرداخت، بدون این که در آن کم احترامی و ارزش نگذاشتن به دستاوردهای زندگانی انسان‌ها درآید. امروزه دیگر سیاستمدار در ایران از آن دست باز سالیان پرورش آقای یزدی برخوردار نیست که هم خود شرط بگذارد، و هم خود شرط‌هایش را نادیده بگیرد، و چشمداشت پذیرش هم داشته باشد. گمان نمی‌کنم جوانانشان خود را به چنین رفتاری مجاز بدانند. اما پدر بزرگ‌ها چیز دیگری هستند و دیدیم که آقای یزدی به راحتی چنان کرد. متاسفانه اینگونه رفتارها به احترام ضرور در رفتار سیاسی و اجتماعی، بویژه در میان جوانان، آسیب می‌زند و راه انتقال تجربه را سد می‌کند. بویژه ما در باره نهضت آزادی با نامه معروف آقای خمینی هم سروکار داریم که بایستی به درستی فهمیده شود. راست این است که نسل آقای یزدی، و بزرگانی که آن نسل را پروردند، بیش از اندازه سیاست و دین را درآمیخته بودند و با دانشمندانه کردن دین و توجیه دینی سیاست تا آنجا پیش رفتند که خود را در تشخیص دینی هم‌طراز و گاه والاتر از عالمان دینی طراز اول می‌دانستند. می‌شود گفت همه جریان‌های مذهبی-سیاسی در کشور روزگاری به این درد مبتلا شدند. آقای خمینی این را دریافته بود و هرگز در این باره خطا نکرد، یعنی رهبری دینی را به آنها واگذار نکرد. می‌توان با آقای خمینی موافق یا مخالف بود، اما نمی‌توان فراموش کرد که ایشان یک عالم برجسته دینی و یک شیعه‌شناس کم مانند زمانه خود بود. جوانان ملی-مذهبی اما دیگر کمتر به توجیه دینی سیاست‌های خود نیاز دارند و می‌توانند با آسودگی در این گونه گفتگوها هم شرکت جویند، اگر پدربزگ‌ها راه را بر آنها بگشایند.

May 26, 2005 01:31 AM

خرس مهربان : [+]

سلام دوست عزيز. ميشود اين فريب خوردگي را خنثي كرد يعني اگر معين بخواهد و بتواند این براي او یک فرصت استثنايي است اگر بتواند استفاده کند الان که از فیلتر گذشته می تواند با طرح شجاعانه مطالبات مترقی مثل دموکراسی و حقوق بشر و حمله به مافیای اقتصادی و صاحبان اسکله های اختصاصی و صاحبان انحصارات اقتصادی حاکم و خواست ازادی زندانیان سیاسی عزل اعضای شورای نگهبان و افرادی چون قاضی مرتضوی پی گیری قتل های زنجیره ای و قتل زهرا کاظمی و کاظم سامی و... هم سطح جنبش را ارتقا دهد و هم مي تواند با دعوت از همه طرفداران دموكراسي و حقوق بشر جان تازه اي به جنبش بخشد هم انتخابات را به رفراندمي شفاف و تعيين كننده تبديل كند // راستي جناب مقام رهبري و مشاورانش چقدر زحمت مي كشند براي اين طراحي هاو بازي هاي عالي

May 26, 2005 04:00 AM

امیدِ میلانی : [+]

http://pagondeh.com/2005/05/~001945.php
پاگنده‌جان، مطمئن‌ای داریم از زبان فارسی استفاده می‌کنیم؟ جمله آخر آن پاراگراف مرا دوباره بخوان:

«آیا تعهد آن را دارد که تن به حکم حکومتی نداده، و شرکت خود در انتخابات را منوط به آن کند که رهبر کار شورای نگهبان را غیرقانونی و غیرشرعی بخواند؟»

کل پاراگراف هم ببین:

«آیا معین حکم را به همین شکل خواهد پذیرفت؟ آیا جسارت آن را دارد که خواستار تأیید صلاحیت ابراهیم یزدی هم شود، تا به انتخابات آزاد برسیم؟ آیا تعهد آن را دارد که تن به حکم حکومتی نداده، و شرکت خود در انتخابات را منوط به آن کند که رهبر کار شورای نگهبان را غیرقانونی و غیرشرعی بخواند؟»

سه گزینه برای معین در نظر گرفته‌ام
یکی پذیرش منفعلانه
یکی خواست تأیید یزدی
یکی مقاومت کامل

گزینه اولی بدترین، و گزینه آخری گزینه اصلی است، که در جمله بعد، معین را تنها در صورت عمل بدان شایسته اعتماد دانسته‌ام. حال تو ابراهیم یزدی را از کجا پیدا کرده‌ای؟ از جمله قبلی؟ حرف مرا که کلاً نادیده گرفته‌ای، یکباره جمله قبل‌ترش را برمی‌داشتی می‌نوشتی پیشنهادم پذیرش حکم به همین شکل بوده است دیگر. انگار چشمانت به یزدی حساسیت دارند، اسم‌اش را که دیده‌ای نتوانسته‌ای ادامه متن را بخوانی.

حکم حکومتی، یعنی اینکه رد صلاحیت قانونی بوده، ولی به دلیل مصلحت نظام باید از قانون خارج شد و صلاحیت را تأیید کرد. ولی اگر رهبر رد صلاحیت را غیرقانونی بخواند، دیگر حکم حکومتی‌ای در کار نخواهد بود، چون رهبر فقط اجرای قانون را خواسته نه چیزی فرای قانون را. بهترین گزینه‌ای که در آن نوشته، برای معین طرح کرده بودم، همان است که به حکم حکومتی تن نداده، خواستار آن شود که «رهبر کار شورای نگهبان را غیرقانونی و غیرشرعی بخواند».

اگر معین این را به طور صریح بخواهد، رهبر آچمز می‌شود.
یا باید با قانونی‌خواندن رد صلاحیت بپذیرد که قانون مشکل جدی دارد، و خودش خواستار اصلاح آن شود.
یا با شرکت معین در انتخابات مخالفت کند، و حداقل از این موضع ظاهراً اخلاقی‌اش خارج شود.
یا در مقابل شورای نگهبان بایستد.

اگر رهبر به این کار تن دهد، هم مشکل منطقی معین با «حکم حکومتی» حل می‌شود، هم رهبر در برابر شورا قرار می‌گیرد، و یک ترک جدید در قدرت پدید می‌آید، هم ادعای اعضای شورا مبنی بر اشتباه‌ناپذیر بودنشان دیگر محل طرح نمی‌یابد، و هم فضا کاملاً آماده می‌شود تا بتوان بحث نظارت بر کار شورا را طرح کرد.

May 26, 2005 04:00 AM

yousef : [+]

چقدر نظرات بي ارتباط با موضوع اصلي شده! بهر حال بايد گفت كه باباي عرفان عزيز حرفت كاملا بجاست. در تاييدش هم مثال سينما را مي زنم كه با افزون شدن دانش انسانها به آنچه وراي فيلم ها مي گذشت سينما نه تنها از اينكه دارد احساسات بينندگان را به بازي مي گيرد پاي عقب نگذاشت بلكه تلاش كرد تا درجه اين فريب كاري را هرچه بيشتر بالا ببرد و دست آخر هم براي اينكه آنها را به عمق آنچه از فريب با آنها كرده رهنمون كند آنها را به پشت صحنه فيلمها دعوت كرد كه آي خلايق بياييد و تماشا كنيد كه من چه ها با شما مي كنم و عظمت يك فيلم بزرگ به آخر نمي رسيد الا با نشان دادن و آناليز تروكازها ي سينمايي . خلاصه اينكه من هم موافقم فقط اگر ممكن است بيا با هم بگرديم و يك كلمه بهتري بجاي فريب پيدا كنيم چطوره؟

May 27, 2005 05:34 AM

لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
اگر حکومتی آنچنان توانمند شود که تمام تلاش ِ خود را معطوف ِ فریب ِ افکار ِ عمومی کند و از تدبیر به جای ِ زورگویی و رودرویی استفاده کند، این حکومت می‌تواند خوشحال باشد که به درجه‌ای از ثبات دست یافته است

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2