يادداشت‌های بابای عرفان
. اشتباه ِ تخمی!
چهارشنبه 4 خرداد 1384 | 1 نظر

- هی! این که تخمِ آفتاب‌گردان نیست، فوق ِ فوق‌اش تخم‌هندوانه است .. حواس‌اَت پرت است یا می‌خواهی حواس ِ مرا پرت کنی؟ ..

- بذا ببینم .. اِه .. راس می‌گی‌آ، باور کن من بی‌تقصیرم .. این آتیش رو بقالی ِ ته ِ کوچه‌مان تو پاکت ِ تخمه‌های ِ آفتاب‌گردان ِ من انداخته بود، منهم خیال کردم تخم ِ آفتاب‌گردان است دیگر .. تو هم اینقدر بد به دل‌َت راه مده، بشکن‌َش و بخورَش ... مهم اینست که ذات‌ایت ِ تخمه‌ای دارد و سر را گرم می‌کند .. و دیگر آنکه روغن و مزه‌ی مغزش مهم است و نه پوست‌َش ..

- امان از دست ِ این کلماتِ تخماتیک و مغزدار ِ پارسی ..

پ .ن : تخمه‌ی ِ دوآتیشه، تعبیر قشنگی است که در دکان ِ کمتر بقالی یافت می‌شود! .. اما پویان جان، حزب فقط حزب‌الله؛ به غیر از حزب‌الله حالاحالاها هیچ حزب و تشکیلاتی ماندگار نیست!



» نوشته شده در ساعت 00:48 توسط بابای عرفان | 1 نظر
موضوع : » وبلاگانه
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع
وقتِ عریانیِ خویش است اکنون..
دیوانه مباش
تقوا، پرنو، اروتیک
گفتنی‌های ديگران : [ 1 مورد ]

آریا : [+]

... ای مرد نیک!. فقط مواظب باش که به زبان » خفنیستها » مبتلا نشی. چونکه برات گرون تمام خواهد شد و چوبش را حسابی خواهی خورد. جدّی میگم!. فعلا تو، یکی از سنگرهایی هستی که هنوز آلوده نشده ای. مواظب باش نارنجک نندازن تو مخفیگاهت!.///

May 25, 2005 02:47 PM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]