يادداشت‌های بابای عرفان
. پیوست دارد
دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 | 7 نظر

:: انصافن در جشنواره ی مطبوعات و در قسمت روزنامه ها، فقط اقبال و شرق هستند که درنگ را جایز می کنند .. اما؛ اما زیاد دارد آری! .. این عکس را امروز از اقبال گرفتم، هر چند به هوای ِ دیدن ِ آلپَر رفته بودم و نایل به زیارت َش نشدم ... فتووبلاگ را با عکس ِ اقبال، دوباره به روز می کنم تا شاید پایانی باشد بر تراژدی ِ سیب ِشادی ِ شاعرانه که یک لوطی ِ مست و دوستداشتنی، ناغافلانه و به اشتباه چیده بود َش!


:: سرشکسته گی ِ نیک آهنگ کوثر : آنجا که دیگر خبر از عناصر ِ معلوم الهویه ی هل دهنده نیست، به گمان َم همه چیز برگردد به سوال ِ یازده و انتقاداتی که نیک آهنگ در مورد عناصر ِ مجهول الهویه مطرح کرده بود .. بد هم نیست مثل ِ آلپر یک پتیشن درست کنیم و روی َش بنویسیم : عناصر ِ مجهول الهویه، بسم الله .. هرچند فکر نکنم در این بلبشوی ِ زمانه ی ما، اجنه هم با بسم الله، تسخیر یا تبعید شوند.

:: نکته های پویان از جلسه ی معین با وبلاگ نویسان و فهرستی از وبلاگ دارانی که در این رابطه نوشته اند .. در پاراگرف ِ دوازدهم َش، دوجین نکته نهفته است!

:: بعععله! .. واینهم تصویر ِ بابای ِ پارسا و قسمت ِ دوم مصاحبه اش با بیلی [و اسد] .. بر خلاف ِ نوشته های اش، چهره اش چندان نسبتی با نظم و آرایش ندارد و نمایان گر بعضی حالت های خاص ِِ خوابگرد است .. و عجیب آنکه من تا همین دیروز که مصاحبه اش را خواندم، گمان می کردم آن جمله ی مربوط به کلاغ و فرایندی که انجام داده است را خود ِ خوابگرد نوشته است .. دیدن ِ عکس، خواندن ِ تکذیبیه و الباقی ِ حاشا شده ها، احساس ِ خوشایندی نسبت به بابای پارسا برای َم داشت .. به همین خاطر رفتم این نرم افزار را دریافت کردم تا توصیه های َش جهت رعایت نیم فاصله و صحیح نویسی را آویزه گوش کنم!

:: بدهی های ِ وبلاگی و لینکی ِ من واقعن زیاد شده است .. اگر روح َم شاد باشد، باز هم در تو خواهم مُرد!



» نوشته شده در ساعت 00:29 توسط بابای عرفان | 7 نظر
گفتنی‌های ديگران : [ 7 مورد ]

بیلی و من : [+]

سلام، ممنون از اینکه به گفتگویم با خوابگرد لینک دادید. کاش به‌جای سه نقطه می نویشتید ومن که نام وبلاگم کامل می‌شد. اسد

May 9, 2005 01:08 AM
امیدِ میلانی : [+]

«- اونم یکی مثل ماست، می‌خواد بار خودشو ببنده.
«- ما با اون فرق داریم. ما لااقل کسی رو دار نمی‌زنم.»
این گروه خشن
جمعه، ساعت ۲۲:۳۰ شبکه ۳×

«من هیچوقت واقعیت‌ها رو قربانی نظریه‌ها نمی‌کنم»××
«- دنیا رو دوش آدمهای کوچیکی مثل من و تو می‌گرده
«- هیچ آدم کوچیکی وجود نداره، مخصوصاً مثل پوارو.»
پوارو
شنبه شب، شبکه ۴، بعد از اخبار انگلیسی

×. دنیایی است که پس از کس‌شعرهای سینما ۱ و سینما ۴، فیلم خوب را باید اتفاقی از شبکه سه ببینیم.

××. واقعیت‌ها و نظریات: عینیات و ذهنیات؛ جزئیات و کلیات. نخستین پاسخگویی عالم، پیش از پاسخگویی هر حاکمی به مردم، ضرورت پاسخگویی نظریه به واقعیت است. نظریه است که باید خود را با واقعیت‌ها سازگار کند نه برعکس. نظریه گردش منظومه شمسی به دور زمین هزار سال حکومت کرده بود، ولی هیچگاه نتوانست از زیر بار پاسخگویی به تصاویر تلسکوپ گالیله بگریزد. نظریه نیوتون در قرن نوزدهم به کتاب مقدس بدل شده بود، ولی هنوز لازم بود انحراف مدار عطارد و پدیده رادیواکتیو را توضیح دهد.

فراموش نکنیم، دیکتاتور و حقیقت از یک جنس‌اند: دیکتاتور حاکمی است که به جای پاسخ به مردم اطاعت آنها را می‌خواهد، و حقیقت نظریه‌ای که به جای پاسخ دادن به واقعیت‌ها، از نتایج آزمایش می‌خواهد که با او سازگار شوند. خدا و دولت.

May 9, 2005 11:08 AM
تـ.. : [+]

بابای عرفان عزیز از اینکه دوباره روع به نوشتن کردین خیلی خوشحالم.. نوشته‌های شمارو دوست داشتم و دارم..
امیدوارم شاد باشین همیشه..
..تنـــها..
http://boutimar.blogspot.com/

May 9, 2005 02:26 PM
امیدِ میلانی : [+]

کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری، نوشته اکبر گنجی:
http://omid.khushe.ir/digilib/Red%20Eminence.djvu
کتاب با فرمت دجاوو اسکن شده، و برای خواندنش به djvu browser plugin كه برنامه‌ای شبیه acrobat reader است نیاز است. این برنامه را می‌توان از این آدرس گرفته و نصب کرد:
http://www.lizardtech.com/download/dl_download.php?detail=doc_djvu_plugin&platform=win

به اصلاح‌طلب‌ها و طرفداران معین توصیه می‌کنم این کتاب را دوباره و بدون احساساتی‌شدن بخوانند، و از شیوه منطقی و استدلالی گنجی عبرت بگیرند. وقتی کتاب را می‌خوانیم، می‌بینیم همانطور که خود گنجی گفته، قسمت عمده‌اش بیش از آنکه تخریب هاشمی باشد، دفاع از اوست.

May 11, 2005 12:11 PM
امیدِ میلانی : [+]

نابردباری - intolerance

«داستان ما شامل چهار داستان مجزاست، که در دوره‌های مختلف تاریخی اتفاق می‌افتند، و هریک مجموعه شخصیت‌های خود را دارند. هر قسمت نشان می‌دهد که چگونه نفرت و نابردباری، در همه اعصار، بر علیه عشق و نیکی جنگیده‌اند.»

مدت‌ها بود با هیچ چیز به قدر دیدن این فیلم حیرت نکرده بودم. قطعاً یکی از بهترین و عمیق‌ترین فیلم‌هایی است که در عمرم دیده‌ام. در سال ۱۹۱۶ ساخته شده، یک سال پیش از انقلاب روسیه.

May 11, 2005 08:20 PM
nana : [+]

اميد عزيز

متاسفانه اين فيلم را نديده ام
از ديدگاه عقلاني همواره بردباري و تحمل شرط عقل است .
ولي به من بگوي اگر مردم ويتنام شمالي ساليان طولاني استعمار فرانسه و بلافاصله جايگزيني ان با سرمايه داري امريكا و ظلم و ستم ناشي از اين همه خفت و خواري را هنوز بردبارانه تحمل ميكردند و دست به اسلحه نميبردند آيا به دايره بسته خون !!!!
با بردباري پاياني ميدادند يا نه ؟ نانا

May 11, 2005 09:34 PM
امیدِ میلانی : [+]

ناناجان، به نظر من بردباری به هیچ وجه به معنی انفعال و تسلیم نیست. در فیلم هم چنین تعبیری وجود ندارد. فیلم گریفیث بسیار سیاسی است، و مدام قدرتهای سیاسی و مذهبی را (خدا و دولت) به چالش می‌کشد.

و اتفاقاً یکی از داستانک‌های فیلم شبیه مقاومت ویتنام نیز هست. فیلم شهر بابل را نوعی آرمانشهر باستانی تصویر می‌کند. مردم بابل، در برابر حمله کورش به شهر/کشورشان شجاعانه می‌جنگند، و فیلم مقاومتشان را تحسین می‌کند. درنهایت آخوندهای شهر (کاهنان خدایان گوناگون) هستند که خیانت کرده و شهر را تسلیم کورش می‌کنند.

May 12, 2005 01:37 PM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]