|
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1384
| 2 نظر
«قدرت» با « تکنوکرات» چه خواهد کرد؟ .. تکنوکرات، شيفته ي قدرت نيست .. اما آنچه او از قدرت مي خواهد، همان چيزي است که منجر به پايداري ، توسعه و ماندگاري بيشتر ِ آن قدرت خواهد شد .. وسوسه ي قدرت همه ي جان هاي شيفته را زنجير مي کند .. زنجيره ي به هم پيوسته اي از دارندگان ِ«شهوت ِ تسلط» ... فرق يک اصلاح طلب ِ واقعي و يک سرنگوني طلب ِ واقعي چيست؟ .. سوال ِ اساسي اما اينجاست : ريشه ي «آرزوي ِسرنگوني» در چيست؟ يک احساس ِ بي لگام است که به دليل ِ خاصيت ِ زير و رو کننده گي و انقلابي اش، مورد ِ توجه و ستايش ِ «نفرت مدار» مي گيرد؟ .. اما غير از نفرت ديگر چه؟ .. هيچ .. آري هيچ محرکي ، شورانگيزتر از «نفرت» نيست .. »
نوشته شده در ساعت 02:06 توسط بابای عرفان
| 2 نظر
موضوع :
» انتخابات رياست جمهوري ايران
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● هنگام ِ درو .. ! ● چارهگاه ِ نخبگان : آرمان ِ دموکراسی یا منافع ِ آنی؟ ● انقلاب ِ مشکی
نحوه نگارش :
احساس و انديشه ي وَرهم شور
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● کدام درد مشترک آخه؟ ● نفرت ِ نجیب ● پیش داوری ، پیش بینی .. گفتنیهای ديگران : [ 2 مورد ]
آفساید : [+] و چون نفرت برخواسته از عقل نيست پس اصلاح طلبي معقول تر از سرنگوني طلبي است. اما اصلاح به معني واقعي و نه در قالب دسته و جناح و شعار سياسي April 28, 2005 03:06 AM آریا : [+].... عرض شود که بابای عرفان عزیز. مسئله ای که مدّعیان هارت و پوت دار سرزمین ما - مهم نیست کجا مقیم هستند - هنوز از فهم آن به شدّت ناتوانند، اینست که درنمی یابند که « قدرت و قدرتخواهی » فقط یک بُعد بسیار ریز از ابعاد مثلا هنر سیاستمداری می باشد. ممکن است انسانی دارای قدرت باشد و حتّا در حکومت، دارای منصب بسیار عالی باشد؛ ولی فاقد آتوریته و نقش کلیدی ایفا کردن در اتخاذ تصمیمهای مهم باشد. گلاویزی با فاکتورهای گوناگونی که از یک طرف، سر منشاء آنها به کرد و کار دست اندر کاران حکومتی بازمی گردد و از طرف دیگر به میزان فهم و شعور و آموزش و خواستها و نیازها و و غیر ه ذالک منطقه ای و جهانی و همچنین سمتگیرهای مردم در تلاطم دریای زندگی مشترک اجتماعی باز می گردد؛ فقط حلّ و فصل کردن آنها در گرو سرنگون کردن سیستم وقت و بر اریکه ی قدرت نشاندن دسته یا طیفی دیگر منوط نمی باشدو چنین تصوّری، خطائی بسیار احمقانه و حتّا بلاهت محض است. از این رو، مسئله ی اصلاح در گستره ای معنا و پتانسیل بار آور خواهد داشت که صاحبان قدرت و سهامداران حکومت از خودشان شروع کنند و به سوی اجتماع رو آورند؛ عکس قضیه نیز شرطیست متقابل. مردم نیز باید در گشوده فکری و تلاش برای فرهیخته بالاندن نیروی فهم و شعور و داوری خود، سنگ تمام بگذارند. من همچنان تاکید می کنم که با فرمهای حکومتی هرگز مشگل و درگیری فکری ندارم؛ بلکه با محتویات است که به شدّت درگیرم و در سنجشگری آنها بسیار حسّاس و دقیق و بی رحم و مروّت می باشم. سیستم حاکم بر ایران با تمام طیف شله قلمکارش بایستی در راستای آرمانهای فرهنگی مردم ایران ( = مهر و داد و جوانمردی و قداست جان و زندگی )، گام به گام با درایت و گشوده فکری حرکت کند. نخست آنکه جمهوری اسلامی بایستی پسوند اسلامی اش حذف شود. قانون اساسی با گشوده فکری، لغو و پوچ اعلام شود. قداست و نگهبانی از جان و زندگی، مطلقیّت بی و چون و چرا داشته باشد. تمام ایرانیان بدون استثناء در هر کجا که هستند، محقّند به ایران بازگردند بدون آنکه احدی از عاملان حکومتی مجاز باشد پس از ورود آنها به ایران، به لم و بم از آنها یا رسانیدن گزندی به جان و اموال آنها رو آورد. آنگاه می نشینیم همه دور هم و در باره ی اینکه چه چیزهایی بایستی اصلاح شود و چه چیزهایی بایستی بازگردد به همانجاهایی که تعلق دارد و چه کسانی بایستی پاسخگوی کدامین سهل انگاریها و تبهکاریها باشند، بحث و مناظره ی راهگشاینده می کنیم. سپس ملّت می تواند بدون هیچ هراسی، نم نم در باره اینکه امراض مدّعیان تاق و جفت کشورداری چیه، نظر بدهد و تصمیم بگیره و انتخاب بکنه و در گزینشهای خودش، هر وقت که دوست داشت، تجدید نظر بکنه./// April 28, 2005 02:27 PM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |