فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. چُم وللا !
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1384 | 7 نظر

بعضي اصطلاحات وجود دارند که گاه به گونه اي خارق العاده برهزارتوي ِ ذهن، انديشه و رفتار آدمي تاثير مي گذارند.. حتمن گاه با تعجب ديده ايد که بسياري از افراد يک قبيله يا يک قوم، به گونه اي مشابه و نزديک به هم «فکر» مي کنند .. زبان ِ يک قوم ، ضرب المثل ها و اصطلاحات ِ رايج اش ، تاثير به سزايي در پندار، گفتار و رفتار ِ صاحبان آن زبان دارد ..

يکي از اصطلاحات ِ محلي ِ کرماني ها *** ، کلمه اي دو حرفي است که بار معنايي بسياري دارد. « چُم » در وافع مخفف عبارت ِ « چه مي دانم » است ؛ اما معلم تاريخ و جغرافيايي داشتيم که مي گفت بسته به حالت ِ شخص ِ گوينده ، گفتن اين دو حرف ، دست ِ کم سه معنا را در ذهن ِ شنونده ي آشنا به شرايط، تداعي خواهد کرد ..

1) چه مي دانم : گفتن «چُم» ، برگرداندن ِ انگشت شست ِ دو دست به سمت ِ بيرون ، بيرون آوردن لب ِ پائيني و کمي کج کردن ِ سر و گردن ..
2) به من چه يا به من مربوط نيست : رهاکردن دستها تا بالا آمدن ِ کف ِ دو دست پس از انجام حرکات اول و بالا دادن ِ شانه ها ..
3) دست از سَرَم بردار : انجام مراحل دوگانه ي فوق به اضافه ي برگرداندن سر، پشت کردن به مخاطب و حرکت به سمتي ديگر ..

در صورت ِ تاکيد گوينده جهت انتقال ِ مفهوم ِ خاصي که در ذهن دارد ، از پسوند ولله يا همان وللا نيز پس از گفتن ِ «چُم» استفاده مي شود. «چُم وللا» ديگر آخر ِ آخر ِ معاني فوق بوده و نمود ِ بارز ِ ناآگاهي ، بي توجهي و بي حوصله گي گوينده ، پس از شنيدن ِ يک استدلال يا مطرح شدن يک سوال از سوي ِ شنونده يا روي دادن ِ اتفاقي نامتعارف است. کمتر پيش مي آيد که کسي پس از شنيدن اصطلاح « چُم وللا» مجددن به طرح ِ سوال يا ارايه ي استدلال ادامه دهد، مگر آنکه با شرايط زباني اهالي آنجا آشنا نباشد يا اينکه رسالت و لجبازي ِ پيامبرگونه اي در خويش احساس کرده باشد که البته در نهايت ، جوابي درخور نخواهد يافت...

*** در سفري که به کرمان داشتم ، در مورد ِ سخنان ِ سخنگوي ِ دولت - درباره پيشرفت کرمان به سبب ِ نفوذ داشتن آنها در حاکميت و وجود شخصي به نام هاشمي رفسنجاني - با يکي از دوستان ِ ساکن ِ آنجا صحبت مي کردم ، تلخندي زد و گفت : چُم وللا .. بيرون ِش، ديگرون رو کشته .. توش، خُـدمون رو .. و يکي ديگه گفت : اي بابا، اون بدبختا ديگه چقدر وضع شون خرابه که ما شديم نماد ِ ساخته شدن دگي !



» نوشته شده در ساعت 16:30 توسط باباي عرفان | 7 نظر
موضوع : اصطلاحات محلي
تازه ترين نوشته هاي مرتبط با اين موضوع
بآبُو .. Baabow

گفتني هاي ديگران : [ 7 مورد ]

rebel : [+]

چم والا...اتفاقا ما هم در گويش بختياري همين رو استفاده مي کنيم ولي با الله غليظتر... اينطوري: چم والله... لر فرنگيش مي شه: چه دو،وم والله. به هر صورت در اين شرايط ما هم به همراه ايل با شما موافقيم.

April 21, 2005 04:59 PM

mokashefeh : [+]

..:) الهي شكر كه همه چي رو به راهه.. يه بار اومدم.. ديدم خبري نيست.. خوبه كه باز هم مي نويسن..
چم والله.. دلم باز شد..

April 21, 2005 07:54 PM

خُسن آقا : [+]

در لهجه شیرازی هم یک چیزی مثل این داریم می گویم چم دونم یا "چم دونم" کاکو

April 21, 2005 08:46 PM

گوشزد : [+]

سلام
خوشحال و سپاسگزار خواهم شد كه مطلب مرا تحت عنوان راهكار عملي در انتخابات رياست جمهوري بخوانيد

April 22, 2005 10:28 AM

خبرچين : [+]

باباعرفان عزيز!
اين کامنت گذاشتم تا اگر يکی گفت خبرچين لينک به اين مطلب داده، نگی چُم و للا!
درضمن، گيلک ها نيز با همان ادا و اطواری که توصيف کرده ای (البته بدون نشان دادن انگشتان شصت)، جمله «چه دونم» را بکار می برند.

April 22, 2005 11:49 AM

オンラインカジノ : [+]

WOW!!!! This is a great website.

オンラインカジノ

May 10, 2005 05:18 PM

سعیده : [+]

من كرمونيم و يكي از پر مصرف ترين كساني كه چم رو بكار ميبره البته وللا نداره مال من فقط چم خاليه كه فكر ميكنم آن پسوندش خيلي قديمي تر باشه الآن همه چم خالي رو بكار ميبرن خيلي كيف ميده بلافاصله بعد هر چيز يه چم بگي :))

توضيح و تفسير جالبي بود

May 20, 2005 03:45 AM

لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »