|
سه شنبه 25 اسفند 1383
براي ِ خواندن ِ اين نوشته بر روي اينجــــا هم مي توانيد کليک کنيد ..
در خبرها آمده بود که يک وبلاگ نويس ، به جرم ِ ارتداد متهم شده است و همانگونه که مي دانيم ، در صورت قطعي شدن ِ اين اتهام از سوي ِ قاضي ، وي به دار آويخته خواهد شد ... دار .. آري ، دار.. او کيست؟ يک جوان 26 ساله ، که گاهي وبلاگ هم مي نوشته است .. چه کرده است؟ .. لابد در جايي چيزي نوشته است بر ضد دين يا طغياني کرده است آشکار ، بر ضد ِ خدايان ِ فعلن مرسوم ... چرا مي خواهند او را بکشند؟ و يا چرا تصميم گرفته اند به دنيا اعلام کنند که ما مي خواهيم او را بکشيم؟ .. و اين سوالي است که بايد حسابي بدان انديشيد .. جواب ها متنوع اند و قاعدتن بسيار .. شايد ترساندن مردم .. شايد در بوغ و کرنا کردن اين وضعيت و سپس باطل کردن حکم و آنگاه باج گرفتن از دنيا که هلا ما بخشندگان ِ مهربان و بزرگواريم .. ما عليرغم آنکه مردم و قانون مان خواهان اعدام شدن ِ مديارند ، بزرگوارنه و رندانه او را از چنگال مردمان ِ خشمگين مان در آورده و فقط تا پاي چوبه ي دار خواهيم اش برد .. و شايد راضي کردن آنهايي که هنوز هم در تاريک خانه ي ذهن شان ، ارتداد را جزء لاينفک احکام مجازات اسلامي مي دانند .. شايدها بسيار است ، گمان ها به همه جا مي رود .. اما مساله فعلن چيز ديگري است .. ما با يک مساله بسيار مهم و سياه به نام «حکم ِ ارتداد» مواجهيم .. ما با حکومتي طرفيم که از يک طرف ادعا دارد پوياست ، کارآمد است ، برآمده از دل ِ مردم است ، از همه ي همسايگان ِ هم کيش اش مدرن تر است ، و حتي جمهوري را از بطن اسلام استخراج کرده است .. و از سوي ِ ديگر هنوز هم در قوه قضائيه اش ، آنچنان دست قاضي را باز گذاشته است که او بي آنکه بخواهد دغدغه ي جان کسي را داشته باشد يا معني حقوق ابتدايي انسان را بفهمد، به راحتي مي تواند هر «گفتگو کننده اي» را به ارتداد و اعدام محکوم کند .. اگر بگويي من خدا را نمي پرستم اما انرژي هاي مثبت را دوست دارم ، اما اميد را دوست دارم ، اما زندگي را که تو ادعا مي کني خدايي ساخته اش ، دوست دارم .. به راحتي مي تواند به خاطر همان جمله اول حکم ِ مرگ ات دهد .. در دنياي ما که به دست رباط ها ، داروين ها ، فرويدها ، انيشتين ها و هجوم اطلاعات ريز و درشت ، دگرگون شده است ، سخن از ارتداد – مرگ در صورت ِ عدم پذيرش عقايد ِ پدران ، يا رد ِ عقايد مرسوم و معروف قبيله اي – موهن و متفرعن است .. حکم ِ ارتداد ؛ بن بست ِ انديشه حکم ِ ارتداد ؛ آغاز طغيان بر ضد ِ دين بر عليه حکم ِ ارتداد فرياد شويم |