|
چهارشنبه 11 آذر 1383
هامي ِ گويا و فرشاد ِ گويا دو بحث را در وبلاگ ِ گويا مطرح کرده اند که اگر با جسارت ِ بيشتري و با دست گذاشتن بر روي ِ مصداق ها –با توجه به بازبودن ِ دست شان در فضاي ِ وبلاگي- بحث را پيگيري کنند ، براي خود ِ گويا و وبلاگهايي که با گويا در ارتباط اند ، ثمره بسيار خوب و بيشتري خواهد داشت .. براي ِ توضيح اين مساله چند نکته انتقادي را - به شکل پسر خاله ها - مطرح مي کنم. اول – اداره کنندگان ِگويا اينروزها نقش ِ زيادي در برانگيختن ِ واکنش ها بر عهده گرفته اند ، گيرم که فعلن هدفشان ، هدايت ِ هياهوهاي ِ افکار ِ عمومي يا خصوصي ! ، به سمت بذل ِِ توجه به حقوق بشر ، عليزاده ، شريعتمداري و امثالهم باشد. اين از نگاه ِ من – با توجه به بي پناهي ِ دگرانديشان و حتي اصلاح طلبان ِ داخل ِ ايران – با ارزش و شايسته قدرداني است . اما اين مساله باعث شده است تا گويا ، يک صفحه کاملن ژورناليستي شده و هدف اش توليد ِ هياهوي ِ سياسي باشد و نه برانگيختن ِ جرقه هاي ذهني .. مسوولين ِ گويا قبلن گفته بودند که به فکر ايجاد و گشايش «گوياي انديشه» اند اما هر چه مي گذرد ، جاي ِ انديشه در گويا کمتر شده و به نوعي اثر متقابلي در وبلاگ هاي مرتبط با گويا مي گذارد. دوم – همانگونه که مي بينيم ، فضاي ِ سياسي ِ داخل ايران به شدت خسته ، خشمگين و غمگين است يا به تعبيري ديگر ، در يک چاله ي کهکشاني معلق مانده است .. اين فضا ديگر يک فضاي شفاف و حقيقي نيست و مجالي به جولان ِ انديشه و توليد ِ جرقه نمي دهد.. به شدت مجازي شده است و هر کس بسته به اولويت ها ، منافع و ذهنيات اش به دنبال ِ مستمسکي خارج از قاعده مي گردد .. اينجاست که گويا بايد بتواند به وظيفه رسانه اي خود عمل کرده و ضمن بازتاب دادن همه آنها ، ضعف هاي شان را بوسيله نويسندگان ِ بي طرف و خوش فکر تحليل کند .گويا بايد ضمن انجام ِ وظيفه رسانه اي خود ، به فکر اميد آفريني و شادي بخشي هاي عميق باشد نه کار کردن بر روي ِ احساسات ِ مقطعي و بعضن تهوع آور.. سوم – بعضي از نويسندگان گويا خود توليد کننده و تحريک کننده بيشترين هياهوها هستند . به هرحال گويا هم رسانه است و کليک هاي بيشتر ، هدف اش است .. نويسندگاني مثل نيما راشدان و داريوش سجادي از اين مقوله اند .. هر دوي اينها ضمن داشتن جاذبه هاي خود ، به شدت و بي هيچ دليل ِ ژرفي ، در پي ِ هياهو اند .. همين نوشته آخر داريوش سجادي يکي از بهترين نوشته هاست در صورتي که دو سوم نوشته حذف شده و حرف ِ اصلي زده شود که در آنصورت هم بالتبع و با توجه به طبع خوانندگان ، خواننده آنچنان زيادي نخواهد داشت .. چهارم – گويا دو دغدغه اساسي دارد .. دغدغه نان و آرمان .. گاهي نمود يکي از اين دو بيشتر مي شود .. و قاعدتن در نهايت يکي بايد پيروز شود .. اين مشکل بسياري از وبلاگها هم هست .. وبلاگ هايي که مي خواهند از وبلاگ هم نان در آورند ، هم آرمان شان را پيگيري کنند و هم نامي به هم بزنند -هر سه تاشون را ما يکي بيخيال شديم:) - سخت است و البته حق شان است ... به هر حال اين مشکل رسانه هاي دوران گذر است و کم کم تعادلي بر قرار خواهد شد. پنجم – يک وبلاگ را به شما معرفي مي کنم که فقط جرقه است ، جرقه در جرقه .. چه تمهيدي آيا از سوي ِ شما و باقي دست اندرکاران ِ امور رسانه اي انديشيده شده است که به نوعي معرفي شود؟ .. اسم ِ وبلاگ را نمي گويم چون مي ترسم له ام کند [..] ، به هر حال مشکل ، نه تنها فقط وبلاگها نيستند که خودمان ، بزرگ ترانمان و روش هاي مان نيز هستند .. ششم – من گويا را دوست دارم ، با تمام ِ بدي هاي اش .. چون گويا ، گوياست .. گوياي همه ي ما .. موفقيت گويا ، موفقيت منهم هست و اميدوارم که موفقيت ديگران ، موفقيت گويا نيز باشد .. هفتم – همه اين حرفا بهانه است .. بهانه هاي عاشقانه است :) .. يا از ماست که برماست .. »
نوشته شده در ساعت 01:43 توسط بابای عرفان
موضوع :
» انديشه و فرهنگ
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام صبر: ابوفکور ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● بهنام حضرت عشق
نحوه نگارش :
» وبلاگانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● وقتِ عریانیِ خویش است اکنون.. ● دیوانه مباش ● تقوا، پرنو، اروتیک
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |