|
یکشنبه 8 آذر 1383
| 3 نظر
در اينکه رفراندوم و همه پرسي و در پي آن تغييرات ِ پايه اي در ساختار ِ نظام سياسي ايران ، خواست اکثر گروه هاي ترقي خواه ، آزادي خواه و حتي اصلاح طلب و تکنوکرات ِ داخل نظام است ، نمي توان شک کرد ... ساختار فعلي ِنظام سياسي ِ ايران ، يک نظام ِ فرتوت ، بسته ، بدبين ، غمگين و خشمگين است و اين نظام توانسته است صفات خود را به اکثر مخالفين اش سرايت دهد .. نهادهاي انتصابي و قدرت ِ قاهره آنچنان نفوذي در ساختار سياسي دارند که کمترين فضا و مشروعيت را براي ِ حرکت و جولان ِ نهادهاي انتخابي و کمترين ارزش را بهِ حق واقعي ِ مردم قايل اند .. هاله اي از پندارهاي مقدس به دور اين نظام کشيده شده است و تمامي نهادها و نمادهاي ثروت ، قدرت و منزلت تنها در اختيار آنهايي قرار مي گيرد که در شعاع ِ بسيار کوچک اين نور قرار داشته و به نوعي ارادت خود را به اين هاله مقدس ابراز داشته اند. راهبرد ِ ارايه شده از سوي جمعي از فعالان ِ سياسي ، آنقدر شمول گرا و نزديک به « احساس ِ» اکثر نيروها و نيازهاست که اميد آن مي رود در صورت موشکافي و تحليل بيشتر ، بتواند به يک «راهبرد ِ عملي و مشترک» تبديل شود . به همين دليل ضمن همراهي با اين حرکت - که در اين وضعيت ِ بي عملي و ياس نيروها، غنيمت است - و ضمن قدرداني از کساني که در شکل گيري اين حرکت تلاش کرده اند ، چند نکته را در رابطه با اين مساله بيان مي کنم. اول - رفراندوم يک خواست و آرزوي ِ مشترک است و همين مساله مي تواند نيروهاي زيادي را در کنار هم جمع کند . ناراضيان از وضعيت فعلي ِ نظام و قوانين ِ حاکمه فقط محدود به يکسري از نيروهاي سياسي ِاپوزيسيون ، طيف هاي دانشگاهي و فعالان سياسي و مطبوعاتي نيست بلکه بسياري از تکنوکرات ها ، مديران و بسياري از نيروهاي سياسي و بينابيني و حتي ديپلمات هاي خودي را نيز در بر مي گيرد. بر همين اساس اگر اين مساله در حد شعار و براي فهماندن ِ اصلاح ناپذيري ِ نظام – به جهانيان و به اميدواران – و در حد يک اقدام ِ انقلابي جهت ِ تعويض و تغيير ِ کامل ِ نظام ِ سياسي مطرح شده باشد ، از يکسو منجر به سترگ شدن پيله نظام حاکم و تيز شدن بيش از پيش شمشيرش شده و از سوي ديگر موج ياس ، دلزدگي و انفعال را در بين ِ هواداران ، دامن خواهد زد. دوم - از همين ابتدا بايستي به فکر ترفندهاي حاکميت ، در جهت ِ تحريک افکار ِ سنتي ها و نيروهاي ِ مذهبي و مردمي و تحريکات ِ عوام فريبانه آنها بود .. آيا کميته اقدام براي همه پرسي ، قدرت ِ نظام ِ حاکمه در نفوذ بر لايه هاي سنتي و مذهبي ِ اقشار شهري و روستايي را به درستي درک کرده است؟ .. آيا اين گروه به فکر ِ اتحاد اجتماعي است يا صرفن در انديشه اتحاد نيروهاي ِ سياسي ِ تغيير طلب و بي خاصيت دانستن خواستگاه ِ «اصلاح از درون» است؟ .. سوم - حاکميت ِ فعلي ثابت کرده است که مي تواند با چند مانور سياسي ، به شبيه سازي بسياري از فرايندها به شکلي محدود و دهن پرکن اقدام کند. اساتيد محترم بايستي توجه داشته باشند که در صورت تحت فشار قرار گرفتن اين حاکميت – از داخل و خارج - ممکن است حکومت به تهيه مقدمات و زمينه هاي برگزاري ِ «يک رفراندوم ِتشريفاتي» اقدام کند . حکومت مي تواند و ممکن است حتي بخواهد تا با برگزاري يک همه پرسي ، همچون همه پرسي تغيير در قانون اساسي که در اواخر دهه شصت برگزار شد ، و با ارايه تاکتيک ها و برنامه هاي خود ، اين موج ِ تغيير طلبي را کوتاه کرده و ضمن راضي کردن معدودي از هواداران ِ نه چندان جدي ِ تغييرات بنيادي و بستن ِ دهان ِ نهادهاي بين المللي ، به سرکوب ِ کامل آخرين صداها پرداخته و به حيات ِ اقتدارگراي ِ خويش ادامه دهد. بر همين اساس ، با بسياري از انتقادات همراه مي شوم که کميته مزبور بايستي با شفافيت بيشتر و ريزتري ، اهداف ِ خود را آشکار کند. جدال با قدرت سياسي حاکم و اجراي ِ همه پرسي بر سر ِ همه نهادهاي انتصابي موجود – از رهبري گرفته تا شوراي نگهبان ، قوه قضائيه و .. - يا درخواست از نهادهاي انتصابي جهت اجازه دادن به برگزاري رفراندوم؟ چهارم - آخرين نکته بند قبل را باز هم تکرار مي کنم .. اين رفراندوم در نهايت آيا قرار است توسط همين حاکميت برگزار شود؟ .. يعني برگزاري ِ رفراندوم ، با اجازه نهاد ها و قدرت هاي انتصابي ، در جهت برافکندن بنيان ِ خود آنها ؟ .. آيا اين ممکن است؟ رفراندوم شعار بسيار ِ خوب ، حماسي و ايده آلي است و قطعن در صورت جدي گرفته شدن از طرف همه گروه هاي سياسي و استفاده از ظرافت ها و ظرفيت هاي بيشتر ، نتايج ِ ساختارشکني خواهد داشت . اما سوال اين است .. آيا اين رفراندوم از نوع ِ همان رفراندوم هايي است که در قوانين ِ حال حاضر ِ نظام ِ فعلي پيش بيني شده است يا آنکه رفراندومي از نوعي ديگر بوده و طرح تازه اي است؟.. به زعم من به عنوان يک وبلاگ نويس ِ ساده ، بايستي به خيل ِ سوالات ، به درستي و شفافيت پاسخ گفت .. و بايستي توجه داشت که هميشه بهترين همراهي ها و ماندگارترين ِ ياوري ها در صورتي است که يک شخص يا يک گروه توانسته باشد تمامي ذهنيات ، بدگماني ها و پرسش هاي خود را نسبت به يک مساله حياتي ، مطرح کرده و پاسخي مناسب دريافت کرده باشد ... دانستن ، تشکيک و تحليل نه تنها حق مردم است که يکي از ضروريات و بايسته هاي حرکت ها و اقدامات ِ شمول گراست. تجربه دوم خرداد ، علاوه بر نشان دادن سرسختي ِ نظام ِ حاکم ، مساله مهم ديگري را هم نشان داد و آن اينکه اگر صرفن بر تحريک ِ احساسات مقطعي کار شود ، به هيچ وجه ياري و پايداري ِ ماندگاري از سوي ِ هواداران ِ خسته و همپيمان شده بروز نخواهد يافت .. وقتي عقل کاملن قانع نشود ، عاشق چاره اي جز بيابان گردي و تحمل ِ درد فراق نخواهد داشت! .. ما که اينهمه صبر کرديم ، يک ذره تامل هم روش! »
نوشته شده در ساعت 02:56 توسط بابای عرفان
| 3 نظر
موضوع :
» سياسي و اجتماعي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● در دایرهی پرهیز / پورنو / اروتیک ● سوالاتِ پیش از عقدِ خالهسوسکه یا فراپندارهای مبارزه در نظامِ حقیقی/حقوقی
نحوه نگارش :
» مقاله
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● قتل ِ نوجوانان : تهدید ِ عریان یا تغذیهی دراکولا؟ ● چاره گاه ِ انتخابات؛ ماندگاری، مسخ یا مرگ؟ ● حکم ِ ارتداد ؛ بن بست ِ انديشه ، آغاز طغيان بر ضد ِ دين گفتنیهای ديگران : [ 3 مورد ]
مريم صورتك : [+] ليلا19 سال دارد و حالا 11 ماه است كه در گوشه زندان كابوس چوبه دار را مي بيند.8 ساله بود كه مادرش به بهاي چند اسكناس تنش را به حراج گذاشت. 9 ساله بود كه مادر شد و 100 ضربه شلاق خورد، 12 ساله كه شد به يك مرد افغاني فروختندش و گفتند كه صيغه اش كرديم و از آن به بعد به جاي مادر، شوهر و مادرشوهرش بودند كه تن او را معامله مي كردند، در 14 سالگي بازهم تازيانه 100 بار بر پيكرش نواخته شد و بعد از آن بود كه دو دخترش را به دنيا آورد . و وقتي كه 18 سالش شد به جاي تازيانه به اعدام محكوم شد . لیلا عاطفه ای دیگر است که شاید بتواینم با کمک همدیگر و همنوا کردن فریادهایمان نجاتش دهیم. و نگذاریم که به سرنوشت عاطفه دچار نشود. شرح کامل ماجرا را در وبلاگم نوشته ام باباي عرفان عزيز تو كه اين قدر خوب تحليل ميكني چرا نمي تواني درك كني كه هر نوع رفراندومي شكستن ساختار سلب اين نظام است. اين رفراندم قرار است نقطه شروع باشد نه هدف غايي . ما كه نمي خواهيم يك شبه ره صد ساله برويم. باز هم سعي كند در كلان مسئله را ببيني. مهم اين است كه شرايط كنوني بهترين شرايط براي طرح اين رفراندم است. در حالي كه سيستم اي پي تبليغ انتخابات( تشريفاتي) رياست خواهد بود باخواسته آب به آسياب انتخابات ( رفراندم ) خواهد ريخت. من به سهم خودم به فكري كه پشت اين تفكر رفراندم در اين برحه افتاده احسن مي گويم. خوهمش مي كنم با طرح سوالات بي موقع خودتان كه قطعا جوابي هم براي آن نخواهيد يافت اتلاف وقت نكنيد. يك قول فلسفي است كع مي گويد شما فكر بزرگ ها را بكنيد كوچك ها فكر كوچك ها را كي كنند. به هر صورت بهترين زمان و فرصت را براي به ثمر نشاندن تلاش هاي تلاش گران اين مرز و بود از دست ندهيد. ما هرچه بدست آوريم گامي به جلو خواهد بود. حتي اگر رفراندم در چنبره نظام بيفتد اما نقطه شروعي براي گامي ديگر است. اگرچه مي دانم هرگز نظام قارد نخواهد بود كه آن را مصادره كند. مگر كه خيلي بي عرضه باشيم كه در آن صورت هم حق مان جز آن نبوده. November 29, 2004 02:54 AM پيمان : [+]يوسف جان ، نفهميدن يا به عبارت محترمانه تر همان ندانستن عيب نيست، نپرسيدن عيب است. هرچند راستش منهم نفهميدم که شما چه مي گويي. خط آخر پيامت را بخوان ، بسياري از کارهايي که ما يهويي انجام مي دهيم و بعد ناکام مي مانيم و فکر مي کنيم از بي عرضه گي مان است ، درحقيقت از بي عرضه گي مان نيست .. اگه گفتي از چيست؟ November 29, 2004 04:13 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |