|
چهارشنبه 29 مهر 1383
| 16 نظر
پيش گفتار حاشيه اول) آيا رييس جمهور در ايران صرفن يك مقام تشريفاتي است؟ و آیا آنکس که راي مي دهد شريک جرم جنايت و جزئي از اليگارشي حاکم است؟ تجربه دوم خرداد ، خاتمي ، دانشجويان و مردم هنوز آنقدر بازشکافي نشده است که بتوان علت اصلي بي اعتبار شدن اذهان نسبت به رياست جمهوري را بررسي موشکافانه کرد. مطمئنن صرف تشريفاتي بودن رئيس جمهور نيست که اين مسايل را به وجود آورده است ، بلکه عدم سازماندهي شدن نيروها و نيازها ، جستجوي وادي ناشناخته اي همچون مردم سالاري ديني به جاي چيزي مثل دموکراسي مينيمال ، عدم درک توقعات و خواسته هاي مردم توسط اصلاح طلبان ، خودي خواهي شديد و خارق العاده گروه هاي سياسي ، مشکلات راهبردي اصلاح طلبان ، چسبندگي ذاتي آنها به حفظ کليت نظام و البته استفاده نشدن از همه ظرفيت ها توسط خاتمي و يکسري دلايل ديگر که بعدن به آنها خواهم پرداخت .. از جمله دلايل به وجود آمدن اين ذهنيت است. اما رياست جمهوري در ايران واقعن مهم است . اينرا بنيادگرايان و محافظه کاران به خوبي مي دانند و به همين خاطر با چنگ و دندان در پي به دست آوردن آن له له مي زنند.. در قانون : بودجه ، اعتبارات ، کليه امور اجرايي ، انتخاب و پاسخ خواستن از وزيران ، استانداران ، فرمانداران ، بخش داران .. از جمله وظايف رئيس جمهور است .. طبق قانون ، رئيس جمهور مسوول حفظ قانون اساسي و صيانت از حقوق عامه است .. اين که قانون رعايت نمي شود ، مساله ديگري است که بيشتر به عدم حضور من و تو در مقام پاسخ خواستن از آنها و پايداري و پايمردي ِ لرزان مان بر مي گردد ..
اگر مي خواهي عملکرد اصلاح طلبان و ثمره حضورشان از اين بابت را بررسي کني بايد بگويم کاملن شکست خواهي خورد .. آنها بيش از هر گروه ديگري پرده از جنايات برداشتند و الان هم در حال تاوان دادن هستند ، هم از سوي تو و هم از سوي بنيادگرايان .. در عرصه اجتماعي ، آموزش همگاني و کم کردن فساد ِ علني ، موفقيت هاي چشمگيري بوده است ، فقط کافي است با چشماني بي غرض ، امسال را با 8 سال پيش مقايسه کني .. اين خاتمي ِ بي عرضه ، حتي عرضه جرم هم نداشت .. به که جرم کرده است ؟ به تو؟ .. دنبال آرمان هاي تو نرفته است؟ .. تو کجا بودي؟ کدام تشکل را راه انداختي ؟ .. چقدر مي تواني راهي بين حرف و عمل پيدا کني .. کجاي کاري پسر؟ سوم ) يک استدلال بيمارگونه ي مشابه پس ارنستو ، اگر من با راي دادن شريک جرم اصلاح طلبان ام .. تو باراي ندادن شريک جرم بنيادگرايان خواهي بود .. تو به مستور و مستانه ماندن آنها کمک خواهي کرد و درجه خيانت و جنايت ات بيش از محاسبه و قياس خواهد شد. چهارم ) يک چالش ارنستو ، تو تا وقتي نگويي دنبال چه نظامي هستي .. چگونه مي خواهي نظام بعدي را اداره کني ؟ .. چگونه مي خواهي اينهمه خائن را سَقَط کني ؟ .. دردت از چيست؟ .. جهان وطني؟ يا عمويادگار ، مرد کينه دار؟ .. چگونه مي خواهي با من که يکي از اهالي قشر متوسط شهري هستم کنار بيايي .. يادت باشد نه تنها من که همه مردم ما ، پراگماتيست شده اند .. بي گمان دنبال سوديم نه سودا .. من 30 ساله شده ام عمو ! چرا اينقدر راحت ، بر ديوار بلند آمار خائنان و جانيان چوب خط اضافه مي کنيم؟ .. شما بعدها چگونه مي خواهيد اين همه خائن و جاني را اعدام کنيد؟ .. شبي چهل هزار گردن ِ قطع شده ، چند روز کار ِ اساسي و چند خلخالي مي طلبد؟ .. آقايان لطفن فتوا ندهيد .. ولي گونه به يک شخص و به خيل مردمان ِ خسته ، بدون در نظر گرفتن ِ شرايط وي ، شرايط جامعه و شرايط جهاني و بر اساس يک تحليل ِ ذهني و شخصي نتازيد و حکم بر خائن بودن و مستوجب کيفر بودن اش ندهيد .. تا دلتان بخواهد ما گناه واژه داريم. ارنستو جان خوب مي داني که حقوق بشر را سه نسل است ... نسل اول يا سنگ بنا حقوق سياسي و مدني است .. نسل دوم آن حقوق اقتصادي است (مالکيت و کار ، بيمه و .. رفاه اقتصادي) و نسل سوم هم که محيط زيست است .. اين يک اجماع جهاني است .. و اين پس از قرنها جنگ و خشونت به دست آمده است .. باز آيا من بايد به دستان چگوارايي ديگر به ابتداي تاريخ برگردم؟ نه چه گواراي عزيز ، من خائن نيستم تو هم نيستي .. پنجم ) يک زهرخند ششم ) يک دفاعيه آري ارنستو ، شادي شاعرانه روياي من است و ارنستو چگوارا ، وسيله تو براي رسيدن به هدفي که نمي دانيم چيست. شايد مدينه فاضله کوبا .. آري؟ .. اگر ارنستو چگوارا به مرگ ِ مقدس در راه هدف و آرمان معتقد باشد ، شادي ِ شاعرانه اصلن اعتقادي ندارد جز به زندگي و انسان .. و نه فقط به يکسري از انسان ها .. باور به همه انسان ها : چه کارگر ، چه کارفرما ، چه مرده شور و چه ملا .. از سوي ديگر ، خوشحال ام که توانايي در نظر گرفتن ديگران را هم داري .. اين که ادعا داري مي تواني از نگاه من هم به قضيه نگاه کني ، ادعاي بزرگي است .. اما تو مرا چگونه شناخته اي؟. . من تمام آرشيوم را جستجو کردم ، هيچ کجا کساني را که انتخابات را تحريم کرده بودند ، خائن نخوانده ام .. هفتم ) يک هشدار اليگارشي هار است ارنستو ، نمي دانم تو را هم گاز گرفته است يا نه؟ .. اما مرا گاز گرفته است .. حتي همين اصلاح طلبي که الان کانديدا معرفي کرده است مرا لگد هم زده است و از حقوق ابتدايي ام محروم ام کرده است .. اما من واکسن ِ شادي شاعرانه زده ام عمو و هار نشده ام وبالاخره روزي حق ام را به شيوه اي متمدنانه خواهم گرفت .. اما .. تو واکسن زده اي؟ هشيار بايد بود ، بيماري اليگارشي خطرناک است و به راحتي به مردمان تحت نفوذش سرايت مي کند .. آخرش را بگويم : چه فاصله اي است به راستي آيا بين آنکس که يک دگرانديش را مرتد مي خواند و آنکس که يک راي دهنده را خائن و شريک جرم تلقي مي کند ؟ توضيح |