|
سه شنبه 17 شهریور 1383
| 5 نظر
ثانيه ها لحظه لحظه مي گذرند ، ما بيرون زمان ايستاده ايم با دشنه اي تلخ که خود در گـُرده هاي خويش فرو کرده ايم و سرسختانه در اعماق استخوان مان مي چرخانيم اش .. «دزدان رأي» و «دشمنان آزادي» در هواي ما جولان مي دهند ، دروغ مي گويند ، قدرت نمايي مي کنند ، کلمات بزرگ را مصادره مي کنند، با هم پيوند مي خورند ، پول خرج مي کنند ، با چشماني دريده همه جا را مي کاوند ، همه چيز را کنترل مي کنند ، ثروت و آبروي مان را مي برند و ما حيران و معلق و تکيده ، در خود فرو مي ميريم و در بهترين حالت ، به صورت همديگر چنگ مي اندازيم .. چه مي شود آيا که اينهمه زيبايي و رعنايي و شيفتگي که سرشار از روياي زندگي و عدالت و انسان است ، اينچنين «ناموثر» و کرخت مي شود؟ .. آنچه وادارم مي کند اينها را بنويسم ، نه خيال نمک پاشيدن بر زخم هاي آشکار و نهان است ، بلکه فريادي است از سر درد و نياز و دريغ .. در اين ميان تمام همت ام آن خواهد بود که راهي براي «موثر بودن» بيابم و اين سوال که آيا اصلن مي توان موثر بود؟ ... لطفن شما هم بگوئيد ، فکر کنيد ، بکاويد ، اين «نياز» ماست ، اگر اوضاع اينچنين بماند ، ما* هيچ «شانس» و اميدي نخواهيم داشت ؛ جز ريا ، فرار يا انفجار .. انفجاري اما اگر باشد ، تکه تکه شدن همه چيز است ، از خاک گرفته تا همه ي اخلاق و آرمان ها و آرزوها .. انقلابِ خشم و خشونت و بيداد ، بي هيچ رحم و درنگ و ملاحظه اي، حتي براي سرسخت ترين طرفداران اش .. گفتن از زخم هايي که به جان ما و سرزمين مان افتاده است ، تکرار مکررات است. اما بدبختي آن است که ما از همه طرف در بن بست ايم .. چه از لحاظ حکومت ، که لجبازي و سرسختي و عبوس بودن و بي معرفتي اش ، نفس مان را بريده است و هنوز هم شمشيرش خون مي خواهد .. چه از طرف خودمان که با اينهمه اشتياق ، در گردابه ي ترس هاي ذهني و عيني و در مرداب بي عملي و بي تاثيري فرو رفته ايم و چه از آنسوي مرزها که به هزار اشتياق – پس از باز شدن اين «دريچه کوچک مجازي» - به سوي اش رفتيم و به جاي اميد ، خروارها درد و ياس ، بر پشت خراشيده ي مان تلنبار شد... از اين وادي - از ترس غرق شدن - زودتر مي گذرم که دريافته ام علت و معلول ها خودمانيم ، خودمانيم و خودمان .. بگذريم! چه بايد کرد ؟ .. يا چکار مي توان کرد؟ «جمهوري» خواست اکثر گروه هاي سياسي انقلاب پنجاه و هفت بوده و هست . عمده فعاليت و شعارهاي گروه هاي مختلف – به خصوص فعالين اينترنتي - هنوز هم بر محور جمهوري و نشان دادن ارزش هاي دموکراسي است. در اين ميان نکته اي که به شدت آزار دهنده است ، انفعال و بي توجهي عجيب « گروه هاي سياسي فعال در عرصه اينترنت » ، نسبت به انتخابات رياست جمهوري پيش رو ست. انفعال ايجاد شده در مردم و گروه هاي سياسي داخل ايران ، تا حدودي قابل فهم است اما بي حرکتي و بي برنامه گي گروه هاي سياسي خارج از ايران و فضاي مجازي ، به طرز عجيبي چشم ها را آزار مي دهد. حرف من ، بحث شرکت يا تحريم انتخابات نيست . بحثِ انتخاب يا عدم انتخاب يک تدارکاتچي يک نگهبان يک حداقل يا يک دستکش مخملين بر مشت هاي آهنين نيست . مساله مهم «جمهوري» است. «دموکراسي» است. ارزش بزرگي چون «حق انتخاب» است . اگر در داخل ايران براي «دموکراسي مينيمال» ، سال ها مطالعه و جنگ و تحقيق مي کنند ، فضاي خارج از مرز و فضاي مجازي اينترنت که باز است و نيازي به مخفي کردن آرزوها ندارد. گروه هاي سياسي خارج از ايران ، معذوريت ها و محدوديت هاي داخل مرز را نداشته و مي توانند ضمن تاکيد بر ارزش ها و آرمان هاي گروه خويش ، نامزد ايده آل خويش را معرفي کرده و به تبليغ «ارزش انتخاب ، انتخاب شدن و انتخاب کردن» بپردازند. اکثر گروه هاي سياسي ، به شدت تحت تاثير بازي هاي سياسي درون نظام قرار دارند و به هيچ عنوان «قدرت نمايي» نکرده و حتي حرف مهمي هم نمي زنند. گروه هاي سياسي فعال در عرصه اينترنت ، همراه با فضاي خاصي که حکومت براي انتخابات رياست جمهوري مهيا مي کند ، مي توانند ضمن «معرفي نامزد» ، ارايه برنامه و تاکيد بر روح دموکراسي ، هم به تمرين و نرمش سياسي پرداخته ، و هم به قدرت و نفوذ خود پي ببرند . ضمن اينکه «خودشان املايي نوشته اند» و تا حدودي با «غلط هاي خويش در عمل» آشنا مي شوند و کمي هم اميد را در دلها زنده نگاه مي دارند. آيا گروه هاي سياسي ما ، مي توانند ضمن ايجاد بستري مناسب جهت راي گيري مجازي و تحمل ديگران در ارايه نظرات و برنامه هاي شان ، به جذب شهروندان مجازي بپردازند؟ .. چه خوب بود اگر کليه گروه هاي سياسي داخل و خارج نظام ، از همين فضاي مجازي - که به خاطر تعطيل شدن مطبوعات و کمرنگ شدن حضور آنها ، رونقي گرفته است – استفاده مناسب و کارگشايي کرده و کمي «قدرت نمايي» مي کردند. تصور کنيد : فضايي درست شود که در آن همه گروه ها ، افراد و آنانکه خود را صاحب حق مي دانند ، ضمن ارايه برنامه انتخاباتي و تحليل هاي شان ، شخصيت هاي مورد نظر خود را به عنوان رئيس جمهور ايران معرفي کرده و به معرض قضاوت و تحليل بگذارند .. نامزدهايي گوناگون و متنوع همچون : فرح ، نوري زاده ، بني صدر ، رفسنجاني ، محمد جواد لاريجاني ، تاج زاده ، ابطحي ، باقي نامزدهاي گروه هاي سياسي به همراه جوانان فعال در عرصه مجازي ... و حتي موسوي و کروبي! حيف است که با اينهمه نيرو و انرژي بالقوه ، در حد يک تماشاچي غرولند کن ، باقي بمانيم. فراموش نکنيم که حريفِ متقلب ، تمام نيرو و پشتکارش را براي تصاحب مقام رياست جمهوري آغاز کرده است. و از سوي ديگر ، گروه هاي هراسان و تکيده درون نظام ، سر در پي موسوي ها و کروبي ها دارند .. و اين يعني هجوم لشکر ملخ ها به مزرعه هاي جوان اميد! شايسته احترام و قابل ستايش است اگر که يکي از سايت هاي معتبر اينترنتي ، ضمن دعوت از گروه هاي سياسي مختلف ، فضاي لازم را براي اين بحث بوجود آورد... اين يکي از حداقل کارهاي مفيدي است که فعلن مي توان انجام داد .. »
نوشته شده در ساعت 05:59 توسط بابای عرفان
| 5 نظر
موضوع :
» سياسي و اجتماعي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● در دایرهی پرهیز / پورنو / اروتیک ● سوالاتِ پیش از عقدِ خالهسوسکه یا فراپندارهای مبارزه در نظامِ حقیقی/حقوقی
نحوه نگارش :
» مقاله
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● قتل ِ نوجوانان : تهدید ِ عریان یا تغذیهی دراکولا؟ ● چاره گاه ِ انتخابات؛ ماندگاری، مسخ یا مرگ؟ ● حکم ِ ارتداد ؛ بن بست ِ انديشه ، آغاز طغيان بر ضد ِ دين گفتنیهای ديگران : [ 5 مورد ]
فرهنگ : [+] پيشنهاد معقولیست. چرا که نه. البته نه آن طور که مسعودخانی همسر خود را نه کاندیدا بلکه انتخاب و انتصاب کند و به ريش همهگونی دمکراسی بخندد تا باعث تمسخر ديگران شود. September 7, 2004 10:08 AM zistan : [+]سلام شادي شاعرانه ( باباي عرفان) سلام مي خواستم راجع به كتاب آيات شيطاني مطالبي را برايم ارسال كنيد ممنون ميشم . September 23, 2004 08:20 PM phentermine : [+]Please check out some helpful info about phentermine phentermine http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ ... November 26, 2004 08:04 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |