|
جمعه 21 فروردین 1383
| 12 نظر
چند وقتي است مي خواهم باب گفتگويي را با آريا باز کنم.(الان البته در زوزه خانه است ، در اينجا) ..اين بيشتر به خاطر آنست که آريا ادعاهاي بسيار بزرگي دارد که گاه واقعن ساختيافته و پويا به نظر مي آيند. اما هر انديشه اي آنگاه مي تواند به حقيقت نزديکتر شود که توان رويارويي با واقعيت ها را داشته باشد و پس از دست و پنجه نرم کردن با واقعيت هاست که معلوم مي شود آن انديشه يا آنگونه انديشيدن ، توانايي ماندگار شدن را دارد يا نه .. اينرا با تکيه بر اين اصل مي گويم که : هر انديشه اي که قدرت برانگيختن عمل و رخنه در کردار انديشندگان و طرفداران اش را نداشته باشد ، رويايي بيش نيست و به عبارت بهتر ، کذب محض است . در همخوابه گي با آلت هاي ميرزا حمالي غولان هرز است که ميزان توانايي و پايداري يک انديشه هويدا مي شود و نه در بازي کردن با ميرزائيان يک دقيقه اي .. باکره گي اينگونه انديشيدن اما آنقدر رويايي است که ترس به هم ريختن آرايش و يا ناموزون شدن اين اندام ظريف - که تصويري مشابه با نوعي عرفان مي سازد - هر قلم منصفي را از فروکردن خودش در آن لطيف خيال انگيز بر حذر مي دارد و به بوسه اي بر لبهاي آفتاب نديده اش بسنده مي کند. منهم البته يکي از همين ميرزائيان هستم که روزگاري بي احتياط به سراي غولان هرز رفته بودم و در انبوه آنهمه تجاوز ، بدون آنکه توان فرار داشته باشم ، مجبور به لذت شدم!... اينرا براي اين گفتم که گمان نبري منهم يک غول هرزم و قصدم سنجيدن ماندگاري گرماي آن آغوش لطيف است ، بلکه از آنرو گفتم که بداني حرف من از چند جمله اي بيشتر تجاوز نمي کند و خيلي سريع ارضا مي شود. و اما سوال : حالا آرياي عزيز به من بگوي اين واژه « مقدس » چيست ؟ به چه معني است ؟ ريشه اش کجاست ؟ از مسجد الاقصي مي آيد يا از روح القدس .. اصلن حالا چرا مقدس؟ .. اگر جواب اش را صريح ، قابل فهم و بي کنايه بگويي بسياري از مسايل را روشن کرده اي ... پس از انديشيدن، نوبت به انتخاب واژگان است که موفقيت يک انديشنده در اين مرحله ، در صورتي است که بهترين واژه ها را براي انديشه اش استخدام کند. واژه «مقدس» ، آنچنان قديمي و نخ نما و هرجايي است که تناسبي با دليري انديشنده نداشته و رهرو را به ترکستان مي برد .. اشتباه مي کنم؟ براي تست ، تزاد »
نوشته شده در ساعت 03:19 توسط بابای عرفان
| 12 نظر
موضوع :
» انديشه و فرهنگ
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام صبر: ابوفکور ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● بهنام حضرت عشق
نحوه نگارش :
» وبلاگانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● وقتِ عریانیِ خویش است اکنون.. ● دیوانه مباش ● تقوا، پرنو، اروتیک گفتنیهای ديگران : [ 12 مورد ]
امیدِ میلانی : [+] عزيز، نظرخواهيیِ اینجا هم که شد کیرِ یکی از همان غولهایِ هرز... تا سرِ این «لینکها به این صفحه» آمده بود و باقی نمیآمد، دیگر داشتم میرفتم در وبلاگَم فحش بدهم... فکر کنم کارِ اسکریپتِ این referrerها باشد که طول میکشد لود شود، بگذارییَش پایین زندهگی آسانتر خواهد شد. درضمن تغییرِ زبان اگر با کیبورد ممکن باشد (مثلاً با F8) بهتر است، برایِ این انگلیسینوشتن دسترساندن به موش کارِ دشواری است (امان از تنبلی...). نظرَم هم فکر کنم یادَم رفته! آها، یادَم آمد: اوه اوه اوه، این کامنتِ بیچارهیِ من چرا به این روز افتاد، شکستنِ خطها هم فکرِ بدی نیست ها. April 9, 2004 06:23 AM باباي عرفان : [+]اميد جان اينهم به خاطر شما ، تغييرات اعمال شد .. اما به جاي کليد f8 از همون ALT و Shift استفاده کن .. April 9, 2004 05:34 PM rebel : [+]مطالب خوب و خوندني توي وبلاگتون هست. بايد بيشتر سر بزنم.سال خوبي در پيش باشه. April 10, 2004 01:06 PM rebel : [+]مطالب خوب و خوندني توي وبلاگتون هست. بايد بيشتر سر بزنم.سال خوبي در پيش باشه. April 10, 2004 01:06 PM rebel : [+]مطالب خوب و خوندني توي وبلاگتون هست. بايد بيشتر سر بزنم.سال خوبي در پيش باشه. April 10, 2004 01:07 PM rebel : [+]عجب ابرو ريزي شد. به بزرگي خودتون ببخشيد يه كم با امكانات اينجا غير حرفه اي برخورد كردم. April 10, 2004 01:09 PM آریا : [+]... بابای عرفان عزیز. آقا جان من اگه بخوام قصه ی جهانخانه و تعطیل کردن آن را و برخی اوقات از سر درد « زوزه کشیدن » را بنویسم، مثنوی هفتاد من می شود. توضیح مسئله ی قداست جان و زندگی، سوای نخ نما شدن و بی معنی و حتّا متعفن شدن آن در اعتقادات مذهبی بویژه نوع اسلامی آن می باشد. من می توانستم به جای بسیاری از همین کلمات، مفاهیم فلسفی و فردی بگذارم. ولی دوست عزیز. من این تلاشها را قبلا، جسته - گریخته کرده ام، ولی کسی تو باغ نیست عزیزم. اکثرا سرشان با کونشان بازی می کنند. گوش نمی کنند که آدم چی می گه. نشنیده و تعمق نکرده و ناسنجیده، در باره ی گفتارها و اندیشه های من زیاد قضاوت شده، ولی اندیشیده نشده است. چه خوب که تو یکی اون شغور را داری که حداقل انگش گذاشته ای روی یه مسئله ی اساسی. آفرین بر تو. من سالهای سال است که تلاش کردم به نحوی بر ذهنیت سنگسان و تابع و دنباله رو و مطیع و طوطی وار روشنفکر ایرانی به معنای عام آن، تلنگری بزنم. ولی نشد که نشد. منم خسته شدم فعلا. برا همین به خودم مرخصی دادم. تا فرصت تدقیق شدن به موضوع و روشهای آزمایشی دیگر را وارسی کنم. بحث قداست در اندیشه ها ی استاد جمالی و من، هیچ ربطی به مزخرفگوئیهای مذاهب و امثالهم نداره. این یک مقوله ی ژرف است که با ایده ی » خدا و حودگستری اش « عجین می باشد. /// April 10, 2004 04:52 PM مهدي کيا : [+]سلام ببخشين جناب مهدي كيا: اين چيزي هم كه اينجا نوشته ايد شعر است؟ البته سواد شعري من بالا نيستف فقط از فرم نوشتنش حدس زدم! April 12, 2004 04:39 AM mehdi : [+]
www.yazdannegar.tk June 21, 2004 07:31 PM phentermine : [+]You can also check some helpful info about phentermine phentermine http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ ... November 26, 2004 01:07 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |