|
چهارشنبه 20 اسفند 1382
| 3 نظر
روحيه را ، اميد را بايد ساخت ، اميد چيزي نيست که به راحتي به تو بدهند. يادت باشد کجا زندگي مي کني ، اينجا خيلي زود از يادت مي برند زندگي کردن را.. هر وقت صداي خرد شدن چيزي را شنيدي ، استخوان هايت را بجوي ، کمي درنگ کن . جابجا شو. روحيه بساز والا مي ميري. اگر مرا اينگونه مي بيني از من مرنج، من نيازمند شادي شاعرانه ام نه روايتگرش. بر من ببخش. |