|
جمعه 8 اسفند 1382
| 7 نظر
به علت مسايل نسبتن امنيتي و اينکه هنوز پروژه هايم تمام نشده است ، تا اگر احتمالن مورد نواخت و نوازش يدالله واقع شدم، عرفان غصه پول نداشته باشد و همچنين به دليل اين متن شسته رفته اي که سينا نوشته است و بايد پيشتر از اينها نوشته مي شد تا درصد قربانيان احتمالي کم شود و صد البته حالا هم دير نيست و ممکن است طوفان هاي نصف و نيمه اي نيز به بارآورده و افراد زيادي را به خطر اندازد .. آري به اين دلايل تا اطلاع ثانوي از پذيرفتن هر گونه شماره تلفن يا قرار وبلاگي معذورم. از تمام دوستاني که اينجانب را ميشناسند تقاضا دارم تا مشخص نشدن وضعيت پروژه هاي در آستانه تکميل ، از لو دادن يا به عبارت مودبانه ، از ذکر نام اينجانب در حضور ماموران اطلاعاتي و نيمچه اطلاعاتي خودداري فرمايند. کمابيش اگر نگاه کني و به ياد آوري، خبرنامه گويا نيز در معرض سوال واقع مي شود. چه خوب که اين دوستان هم توضيحي دهند که ماجراي آقاي فضلي نژاد چه بوده و چرا آنقدر تحويل اش مي گرفتند . البته اگر دفتر خبرنامه گويا هم در ميدان فاطمي نباشد ! .. چي بگم والا. مي خواستم بگويم که لينکستون به همت و لطف دوست بزرگوارم ، هوشنگ عزيز ، - که ما را گرفتار خال رخ اش کرده است - با فضا و دامنه ي مخصوص به ثبت رسيد ؛ يادم آمد که هنوز باقي صفحات را طراحي نکرده ام. پس توضيحات مربوطه هم بماند براي بعد. در ضمن نگران نباشيد فضا و دامنه لينکستون هم مانند همينجا ، از جايي خارج از اين مرز و بوم تهيه شده است. لينکستون که تمام شود ، پروژه ها هم که تمام شود ، براي فعاليت عملي در حد و اندازه فعاليت هاي ذهني ، بي بهانه خواهم بود . پي نوشت : اگر دقت کنيد متوجه مي شويد که نوشته قبلي که به عنوان خبر و مثلن از سوي يکي از دوستان آقاي فضلي نژاد منتشر شده است، دقيقن براي دست پيش گرفتن است. چون طرف احتمال مي داده است که سينا در اولين فرصت مساله ميدان فاطمي را افشا کند. هر چه بود اين انتهاي پيام بود.آدمي که صادق نباشد به دست خودش ، خودش را به مهلکه مي اندازد. به قول آقايان و همان جريان ومکرو و مکرالله ... هر وقت صداقت پرکشد ، هر اتفاقي ممکن است بيفتد. با همه اينها آرزو مي کنم پيام هم در شرايطي منصفانه و آزاد ، بتواند حرف خود را بزند و دليل کارهايش را توضيح دهد. پيام با قلم آشنا بود ،حيف آن قلمي که اجير قدرت شود. نمي دانم خودم هم در وضعيت مشابه چه خواهم شد اما احتياط من هميشه آن بوده است که از کسي اطلاعات جمع نکنم تا در شرايطي مشابه ، زهوارم در نرود. ضمنن منظورم از اينکه به خبرنامه گويا گفته ام که اميدوارم در ميدان فاطمي نباشد ، به خاطر عصبانيت شديد بود. اينرا به خاطر اين مي گويم که پيام فضلي نژاد را گويا به ما معرفي کرد. و نه مثل هر نويسنده ديگري ، بلکه ستون ويژه مختلف برايش درست کرده بود تا جايي که من فکر مي کردم فضلي نژاد يکي از گردانندگان خبرنامه گوياست. اين ظن البته بعدها و پس از مشاهده تقلاهاي پيام در گرفتن لينک ، کاملن باطل شد. »
نوشته شده در ساعت 00:44 توسط بابای عرفان
| 7 نظر
موضوع :
شرح حال
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام آزادی بیان: رونمایی و انتشارِ رمان ● بهنام صداقت: معرفی کامل نویسندهی وبلاگ شادی شاعرانه ● وقتِ عریانیِ خویش است اکنون..
نحوه نگارش :
عاميانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● واینک بحثهای ِ شیرینتر از عسل ... ● قـاضـی پـرويـزي و قتل هاي استخاره اي کرمان ● بازار سياست گفتنیهای ديگران : [ 7 مورد ]
افشين زند : [+] آقای علیرضا نوری زاده امروز حرف های دیگری می زد. بد نیست نگاهی به سایتش بیاندازی. February 27, 2004 02:32 AM هوشنگ : [+]سپاس از محبت شما. يه مقدار صفحه اول لينكستون شلوغ شده! سلام.... آدم اينجا سرش گيج مي رود .... خسته نباشيد .. February 28, 2004 01:11 AM meti : [+]سلام دوست عزیز .به من سر بزنيد.تو همايش هم شرکت کنيد.شرمنده که الان نمیتونم وبتون رو مطالعه کنم.باید از همه دعوت کنم .به امید خدا اگه کامنت بدید حتماً دوباره مزاحم میشم .ممنون.باي February 28, 2004 03:09 PM khers mehrban : [+]سلام . خسته نباشين . من هم فكر مي كنم در شرايط جديد وبلاگ نويسي وارد مرحله جديدي ميشود و نقش ان بسيار برجسته تر خواهد شد اگر بازي هايي از نوع پيام و اطلاعات بگذارد . از بابت زحماتتون دستتون درد نكند February 29, 2004 11:34 PM چه فرقی میکنه؟ : [+]پيام را ميشناسم...از بهترين دوستانم بود...اميدوارم اتفاق بدي برايش نيفتد...
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |