|
دوشنبه 27 بهمن 1382
| 6 نظر
1) اي نشسته تو دراين خانه پر نقش و خيال 2) اوضاع سياسي امروز جامعه ما ، مثل هميشه و البته کمي بيشتر ، درهم و برهم و ناميزان است. هر چند پس از سپري شدن اين مدت ، اوضاع به مراحل نهايي رسيده و به مرحله تعيين تکليف خواهيم رسيد . به هر حال پشت سرگذاشتن اين چند ماه يا حتي چند سال ، به سختي خواهد بود. خروارها دگنگ و هويج ، تازيانه و نيشخند، نوشابه و خونابه انتظارمان را مي کشد... به هر حال اينهم براي خودش دوره اي است ، خوبي اش اما به اين است که پس از يکدست شدن حاکميت ، ابزارهاي مبارزه نيز يکدست خواهد شد. لبخندهاي مادرانه تلويزيون را اينروزها اگر ببينيد ، متوجه خواهيد شد که نامادري جديد، حسابي احساس پيروزي مي کند و لبخند به لب از ارادت اش به ايران و مافيهما مي گويد .. التماس مي کند ، شوخي مي کند ، مي خندد ، بهترين تعبيرها را از انتخابات، مردم و مردم سالاري افاضه مي فرمايد و انگار حالا که نامادري قبلي، از خير کفالت آن طفل معلوم الحال گذشت؛ نامادري فعلي ، تصميم به مداراي بيشتر با طفل گرفته است. بدون در نظرگرفتم آنکه بعدها ، پس از طي شدن حال و روز فعلي ، چه بر سر روابط بين اين مادر و کودک خواهد آمد؛ اما هر چه هست ، اين طفل ديگر از وسط جر نمي خورد. و به مرور و با بزرگ تر شدن اين طفل ، اوضاع کاملن به نفع وي خواهد شد. 3) شعار موتلفه اسلامي «ايراني آزاد ، آباد و شاد» است . درست است که تنظيم کننده شعار ، بيشتر به فکر شعارهاي هم قيافه و هم قافيه بوده است، اما خواستم بگويم که شادي حاصل از زندگي در زير سايه يک نظام ديکتاتوري ، با اين شادي شاعرانه و رهاي مد نظر من ، خيلي توفير دارد ها. شايد بگويي منظورشان از « آزاد» هم به نوعي رهايي از آزار هر گونه مخالف است و آباد هم يعني زياد شدن نيروها و کيسه هاي کميته امداد. به هر حال رسالت من آن بود که اين استکان چاي داغ را به لبهاي تو برسانم. 4) ديگر خسته ام .. از اينجا و آنجا نه .. از دست همه پروژه هاي ناتمامي که روي دستم مانده است و خلل در کار خود و ديگران انداخته .. به خصوص اين چند وقته که حسابي رهايشان کردم .. ديگر تا وقتي اين کارها را به انجام نرساندم ، در اينجا نمي نويسم و مدت زمان مختصر آنلاين شدن ام را ، به تنظيم کردن قالب هاي لينکستون و بهينه کردن ساختار فني آن مي پردازم . خوشبختانه از لحاظ محتوا ، لينکستون روز به روز قوي تر و پربارتر مي شود ؛ هر چند تا پاگرفتن و جا افتادن اش ، بايستي منتظر سپري شدن مدت زمان زيادي ماند ، ضمن آنکه بايستي به فکر يک خانه و نام دايمي هم برايش بود البته اگر فضاي حکومتي بعد از اين ، مجالي به فضاي مجازي ما بدهد... اما تجربه کاري جمعي بدين شکل و با دوستاني دموکرات تر از دموکراتيس، يکي از ماندگارترين و جالب ترين تجربه هايم شده است. 5) امروز پس از مدتها با کارت پارس آنلاين به کنترل اين وبلاگ آمدم و بدون ذره اي تعجب ، با صفحه اي خالي مواجه شدم ... اول اش البته گمان بردم که هک شده ام و احساس خوبي به ام دست داد .. اما وقتي درست و حسابي دقت کردم ، ديدم که مورد مرحمت فيلتر اين حضرات واقع شده ام... جالب آنکه رنگ سبز PageRank گوگل بود ، اما به جاي اينهمه کلمه قاراشميش و هشت الهفت ، يک صفحه سفيد اچ تي ام ال نمايان مي شد با دو تگ مفيد و مختصر : يکي اعلام شروع بدنه و ديگري اعلام ختم اش ... .يک دست مريزاد صميمانه به عزرائيل عزيز، اين گيرنده افسانه اي جان مفلوک شان گفتم .. و چون باقي قسمتهاي اين فضا هنوز باز بود ، يک نماي ديگر از همين صفحه در اينجا ساختم تا ببينم کي نوبت به آن خواهد رسيد. »
نوشته شده در ساعت 20:08 توسط بابای عرفان
| 6 نظر
موضوع :
گوناگون
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● هر روزتان سيزده نوروز باد .. ● يک فيلم تلخ و چند تلخ و شيرين ديگر ● هر وقت از اين هواي بيهوده گيج شدي گفتنیهای ديگران : [ 6 مورد ]
تنها : [+] بعداز هرسیاهی روشنایی است ولی مهم نیست چه طوری فاصله بین تاریکی وسیاهی را طی کنیم February 16, 2004 10:31 PM nasim : [+]dar entekhabnat sherkat nakhaim kard February 17, 2004 12:07 AM شبح : [+]باباى عرفان عزيز! خيلي دردناكه فيلتر شدن . ميدونم چي كشيدي . February 17, 2004 04:29 PM افشين زند : [+]اين پيش بينی جالبيه امّا شک دارم که عملی بشه: You may find it interesting to check out the pages dedicated to phentermine phentermine http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ ... November 25, 2004 07:13 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |