|
سه شنبه 21 بهمن 1382
| 3 نظر
حوالي سال 74 بود ، همان زماني که آقاي افروز ( روانشناس درباري) رئيس دانشگاه تهران شده بود. و موجي از اخراج ها را از دانشگاه آغاز کرده بود. قرار بود تکليف انجمن هاي اسلامي را به کل مشخص کرده و از دانشگاه بيرون اندازد. فکر مي کنم زيبا کلام هم يکي از اساتيد دانشکده حقوق بود که قرار بود اخراج شود.. به هر حال .. آقاي افروز از ناطق نوري دعوت کرده بود که به دانشگاه بيايد.. آنزمان وضعيت طوري بود که قبولي ناطق نوري در انتخابات احتمال نبود بلکه به مثابه يک امر تحقق يافته حساب مي شد.. از خاتمي هم که هنوز خبري نبود .. تقريبن همه وزراء دولت مشخص شده بود و چانه ها بر سر معاونين وزرا و زير دستان بود .. مثلن باهنر شده بود وزير کشور ، محمد جواد لاريجاني شده بود وزير خارجه و الي آخر . من هم به همراه چند تن از بچه هاي دانشکده فني به مراسم رفتيم .. مراسم به جاي تالار بزرگ در مسجد دانشگاه برگزار شد و آقاي ناطق هم به بالاي منبر رفت .. يکسري حرف زد و کلاس گذاشت و عينک نمره بالاي خود را جابجا کرد ( هنوز هم وقتي ياد تيترهاي مجله زنان راجع به اين عينک مي افتم ، خنده ام مي گيرد) .. تا وقتي که نوبت به پرسش و پاسخ رسيد .. يکي از بچه ها ازناطق درباره سختگيري هاي نيروهاي نظام در جامعه پرسيد و اينکه چرا حداقل آزادي هاي ممکن را به ملت نمي دهيد؟ .. ناطق هم نيشخندي به لب ، صميمانه عرض کرد که ما آخوندها اصطلاحي داريم که : اگر الف را بگويي بايد تا ي آخر هم بروي و تمام تلاش و جد و جهد ما به اين است که از گفتن الف و حتي پذيرفتن الف دوري کنيم. الغرض مي خواستم فقط بگويم که اين آخوندها – البته از نوع آخوند ملس و واقعي، نه از نوع امروزي مثل ابطحي يا کديور - نه تنها خودشان هيچ وقت الف را نمي گويند بلکه استاد پذيراندن و چپاندن الف تا ي ماجرا در حلق مخالفان شان هستند. نمونه بارزش همين مجلس ششم : همان قضيه حکم حکومتي رهبر درباره اصلاح قانون مطبوعات و مواردي که بهنود گفته است. کروبي به هر حال از همان هاست . کمترين تعلق ممکن را مي تواند به اين وري ها داشته باشد . جوان تر که بود همين بود حالا سر پيري و معرکه گيري که ديگر اصلن به قيافه اش نمي آيد. متاسفانه اينها فقط حرف زور حاليشان مي شود. به قول آقاي قرائتي ، يک سکه را راحت مي تواني به يک آخوند بدهي اما براي پس گرفتن همان سکه ، بايستي کلي سعي و تلاش کني. جيب آقايان بزرگ است و از نم پس ندادن هم روي بتن آرمه را سپيد کرده اند .. تا وقتي فشارهاي قوي از ناحيه نهادهاي مردمي و مدرن درون جامعه و همچنين شعارهاي اصولي ، با پشتوانه و بدون امکان خريد و فروش عرضه نشود ، هيچگاه بادي مثل دوم خرداد و نيمچه طوفاني مثل انتخابات مجلس ششم ، توان جابجايي اينها را ندارد. لرزاندن را چرا .. |