|
یکشنبه 19 بهمن 1382
| 3 نظر
1) نگاه من به مسايل يک نگاه عملگراي غمزده ي راست کرده ي چپ شده ي بي پرنسيب است. لطفن داغ مکن. اينها که مي بيني همه حس هايي است که در من نفس مي کشند. زمستان است و آدم بايد يک جورايي نفس هاي خودش را گرم نگه دارد. 2) اين « نحوه نگارش » را که گذاشته ام از آن روش هاي مسخره اي است که « لذت راحت نوشتن » را از آدم مي گيرد. اصلن امتحان اش نکنيد، مگر براي نوشته هايي که نحوه نگارش شان کاملن معلوم باشد . کم کم اصلاح شان مي کنم. 3) حالا هنگام آغاز نوشتن ماست ، فرصت آنها ديگر به پايان رسيد. يه چند تا نوشته باد کرده همينطور ورر دلم مونده ، دق کردم از بس ننوشتم. 4) اينجوري نگام نکن! .. من به تعبير ماندگار مرحوم جلال آل احمد يک هرهري مذهب به تمام معنايم! .. البته با کمي پوشک بهداشتي اخلاق ، که هميشه آويزان ام بوده است .. واين تمام افتخار من و همه مطلق من است .. هر وقت از اين هواي بيهوده گيج شدي ، سلام مرا به انسان برسان .. (با تن صداي دودي خسرو شکيبايي زمزمه شود لطفن!) |