|
چهارشنبه 24 دی 1382
| 11 نظر
1 ) جمهوري اسلامي ، به کلمه « جمهوري » نيازمند است . مصرف اصلي کلمه « جمهوري » خارجي بوده و از کلمه « اسلامي » براي مصارف داخلي و چراندن خر مراد استفاده مي کند. اين استراتژي هر چند مربوط به 25 ساله اخير نيست، اما از همان زماني آغاز مي شود که آقاي خامنه اي از مجمع روحانيون مبارز براي شرکت مجدد در ساخت حاکميت دعوت کرد. گويي از همان زمان مقدر شد که طيفي از نيروهاي وفادار ، سعي در جلوه گري در دفاع از دموکراسي و صحبت از حق الناس بکنند و گروهي ديگر به نام حق الله ، جيره تباه شده سالهاي حرمان حوزه هاي علميه را جمع آوري کرده و به نام اسلام و دفاع از خداوند ، جنگ زرگري سرگرم کننده اي را براي خيل تماشاگران خسته به راه انداخته و به ريش نداشته جماعت، خنده مرحمت فرمايند. در سايه اين محيط جلف اما ، نيروهايي ذوب و مسخ شده، برهم زننده گان جسته و گريخته و وارد شوندگان بدون هم آهنگي در اين بازي را، به مسلخ مرگ و زندان خون مي فرست اند... بازي کثيفي که « مردم » را ، مهره هاي سخيف ، بي مقدار و بي ارزشي پنداشته است. تو گويي راز پيروزي در « هر دست » ، فريب دادن بيشتر و آزار دادن بيشتر روح و جان مردمان مقدر شده است. چه بهتر که در اين ميان گروهي توان فريب جهان را هم داشته باشد! 2) به همان ميزان که کلمه «جمهوري» مصرف خارجي داشته و براي جلب کردن اعتماد مجامع جهاني و کمتر کردن فشار بر کليت نظام است ، ميدان دادن به جناح هايي از حاکميت نيز صرفن جهت مصارف خارجي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين ميدان دادن ها وقتي اهدا مي شود که قدرت کنترل ريزترين واکنش ها ، وجود داشته باشد و هميشه با توکل به خدا ، اينهمه ولخرجي ها صورت نمي گيرد! در طي چند ساله اخير ثابت شده است که حتي آنانکه حجم پارچه هاي عمامه هايشان از همه بيشتر است نيز ، تمايلي به حذف کلمه جمهوري نداشته و طلب کردن حکومت عدل اسلامي نيز ، ناله هايي از پس باد براي گرم کردن منابر و جلب کردن کمک هاي آخرين بازمانده هاي دلخوش به عدل اسلامي بوده است . جداي از دعواهاي ظاهري ، واژه جمهوري و بعضي صورت هاي ظاهري اش، به عنوان يک افزودني يا چاشني که مي تواند تا حدودي صورت قدرت را موجه نشان دهد ، لقلقه دهان حاکمان ج.ا.ا بوده و خواهد بود. 3) اصلاح طلبان حکومتي مي توانستند چند سال قبل و پس از گرفتن اولين « حکم حکومتي » ، همين مقدار پافشاري را ابراز دارند. آنها مي توانستند خود را و مردم را بيش از اين فريب نداده و تکليف خيلي چيزها را روشن کنند ، حداقل کاش آنقدر جربزه داشتند که زودتر از اينها ، پاي خود را از بساط فساد انگيز بيرون کشند. خيلي حيف است که پس از هدر دادن فرصتها ، تحصن آنها به نق نق کردن يک بچه و پاکوبيدن او براي ابراز وجود و گرفتن شيشه اي شير تعبير مي شود. مشکل اصلي اصلاح طلبان ، نداشتن راهبرد و يا به عبارتي داشتن راهبرد بد « بود ». حتي اگر بدون راهبرد حرکت مي کردند ، به اين ميزان گرفتار خمودي ، بي خاصيتي و افت عزت و منزلت واقع نمي شدند. « مردم سالاري ديني » که هم معني جمهوري اسلامي اما با شعاعي بزرگتر است ، ضمن آنکه سرمنشا دروغ و فريب هاي بيشماري شد ، هرگز نتوانست به آزادانديشي و حرکت هاي پويا ميدان دهد. دموکراسي به عنوان نمادي از «فرهنگ غرب» و اسلام به عنوان نمادي از فرهنگ « عرب » است . مردم سالاري ديني آن راهي نبود که منجر به ايراني براي همه ايراني ها شود. 4) مردم ايران دسته جمعي در حال مرگ اند. آلودگي هوا ، ترافيک ، مشکلات شهري ، کمبود خدمات ، فقر ، روحيه هاي خشک ، خشن و عصبي مردماني له شده در زير ارابه هاي قدرت و ... به معضلات لاينحلي تبديل شده اند که حل شدن آنها در 20 سال ديگر هم غيرممکن است . علاقه عجيب روشنفکران ما به بازي دموکراسي ، آنهم از نوع ديني اش ، نشان از فاصله گرفتن آنها از مردم و يا ساده انديش شدن آنهاست. علم سياست و اهالي سياست در هيچ کجاي دنيا به اندازه ايران منفور نيست. سياست علمي است مورد نياز براي حکومت کردن؛ اما در ايران از جمله کثيف ترين امور شناخته مي شود. سياستمردان ايراني به آن دليل هنوز هم مورد اعتماد مردم قرار نگرفته اند که سالهاست به عناوين مختلف آنها را در بلاتکليفي قرار داده و طي سال هاي گذشته، با خنده و اشک ، دل مهربان آنها را براي لحظه هایي حياتي به دست آورده و آنها را تا انتخابات بعدي ، به امان خداي نامتناسب امثال آقاي جنتي رها کرده اند. 5) مدعيان دموکراسي خواهي و اصلاحات گام به گام ، در صورتي که واقعن به افکار خود پايبند هستند ، بايستي تمام تلاش خود را معطوف اصلاح کردن طيف مذهبي و دگم انديش روحاني و نوچه هايش بکنند. بهترين راه و موثرترين راه در اصلاح آنها آنست که ضمن استقبال از رد صلاحيت هاي انجام شده و کناره گيري از قدرت ، ميدان را در اختيار محافظه کاران قرار داده و از آنها « کار » خواسته و خود ضمن بازگشت به جايگاه هاي فکري و علمي خويش ، با تشکيل سازمان ها و NGO هاي مختلف ، به بازسازي ساختارهاي ناقص و ويرانه هاي ايران به انديشند، چه اگر خود همچنان بر سر قدرت باشند ، هيچگاه فرصت انجام اين چنين اموري را نخواهند داشت. مشکل اصلي اصلاح طلبان ، به خصوص امثال آقاي ابطحي به اين است که فکر مي کنند مردم عاشق چشم و ابروي آنها بوده و پس از خواندن کتاب هاي «نخبه کشي» و امثالهم، ديگر به مدعيان نجات مردم سالاري لطمه اي نخواهند زد. در حاليکه آقاي ابطحي بايد بداند ، نه با رد صلاحيت چند نماينده، دموکراسي و يا طلب دموکراسي از ميان مي رود و نه با تائيد صلاحيت همه آنها. آقاي ابطحي و باقي کارمندان ج.ا.ا که البته کمي موجه تر از ديگران اند، بايد بدانند که پيروز شدن و رواج يافتن قرائت آنها از اسلام ، نه تنها به معني پيروزي مردم سالاري نيست که سبب اضافه شدن چندين واژه بي مصرف و فرصت سوز ديگر به خرمن واژگان بيهوده خواهد شد. آقاي ابطحي عزيز ، خواست آزادي و حضور مردم با آمدن شما نيامده بود ، براي آوردن شما هم نيامده بود - آري در مدت زمان حضور شما ، کمي گيج شد و قاطي کرد ، حتي بيشتر از حد هم به شما سواري داد - اما مطمئن باشيد با رفتن شما نخواهد رفت .. اين يکي را صد در صد مطمئن باشيد. شهر زهرخند مي زند در همين حال و هوا بود که يادم آمد نمايندگان عزيزم در مجلس تحصن کرده اند و نويسندگان عزيزتر، از مردم طلب ياري کرده اند براي حمايت از تحصن و شروع نافرماني مدني و ساير امور .. خواستم فقط بگويم که فعلن بهتر است پتوها را جمع کنيد و به خانه اتان برگرديد ، اينجا خبري نيست ، شهر زهرخند مي زند ، فقط مواظب باشيد : يکبار که بوسه بر دستي بزنيد ، شما را به شدت درگير احساسات خواهد کرد و بعدها ممکن است توان دل کندن از او را نداشته باشيد .. هشيار باشيد و با مردم زيستن را به در ديگ قدرت افتادن ترجيح دهيد ! |