فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. تصميم بهتر کدام است؟
چهارشنبه 17 دی 1382 | 7 نظر

ابراهيم نبوي : «ما اولين ملتی هستيم که چاقوی تيز را خودمان دست جلادمان می دهيم تا ديگران بفهمند که جلادمان چقدر بی رحم است »

آقاي نبوي يک دوره کامل بر خويش و جامعه کرده است ، خواندن اش بي ضرر نيست . من هميشه احساسات نبوي را دوست داشتم. اما نمي دانم چه حسي است که حتي وقتي اين متن به اين زيبايي را هم مي خواني و اينقدر هيجان در دلت مي افتد ، اما ذره اي اميد در نهانخانه دلت نمي نشيند. آقاي نبوي هميشه « آخرش» بوده است و نمي دانم چه شده که حالا از نسل جديد مي خواهد که آرام باشند و تصميم عاقلانه بگيرند. شايد تمام استخوان هايش تير مي کشد ، مي ترسد ، ترس از آينده ، ترس از خون هاي بي گناه ، تحقيرهاي دوباره ...

آري اگر مردم در انتخابات شرکت نکنند و رژيم مشروعيت اش را از دست دهد هر اتفاقي ممکن است بر سر مردم بيايد ، کاسه کوزه ها کاملن بر سر مردم شکسته خواهد شد.. اما اينبار به گمان من عده بيشتري « به آخر خط » رسيده اند . . و وقتي کسي به انتهاي خط برسد ، مانيفست اکبر گنجي را هم که ببيند ، تصميم آينده دارتري خواهد گرفت .. اگر اصلاحات نيازمند زمان است ، اين زمان بايد صرف اصلاح کردن آن طرفي ها شود ، نه اين طرفي ها که خود مدعي آخر اصلاح طلبي اند.

راستي تا يادم نرفته است بايد يک تشکر درست و حسابي از آنان که کانديداي انتخابات نشده اند بکنم ، کساني مثل بورقاني و افخمي .. به خصوص افخمي با آن نطق جالبش که متاسفانه لينکش را نمي دانم کجاست .. به هر حال دوره فعلي ، وضعيت خارق العاده اي است ، چه آنان که کانديدا شده اند و چه آنان که نشده اند هر کدام از مقداري شجاعت بهره برده اند .. اما همان طور که مي دانيد ، شجاعت گاهي هم مرز بلاهت است و گاه هم مرز جسارت و صداقت .. باز هم اما بايد منتظر ماند تا ببينيم اين عقل جمعي اصلاح طلبان مي خواهد چه گلي به سر خود و ما بزند. (البته اگر چيزي به نام عقل و جمع، مانده باشد)



» نوشته شده در ساعت 02:36 توسط باباي عرفان | 7 نظر
گفتني هاي ديگران : [ 7 مورد ]

محمد جواد طواف : [+]

من هم امیدوارم تو انتخابات شرکت نکنند.. این بار با دفعات قبل فرق داره..

January 7, 2004 08:45 AM

Aria : [+]

.. مغزه ي حرفت را دوست دارم و مي ستايم و بر تو آفرين مي گويم. اصلاحي اگه قراره بشه، در ذهنيت و نگرش { اين طرفيها } ست كه بايد بشه. واقعا كه عالي گفته اي . آفرين. ///

January 7, 2004 04:39 PM

ahmad : [+]

اين جفنگياتی رو که نوشتی خوب حفظشون کن مبادا از بين بره و تا انتخابات مجلس صبر کن و بعد از نتيجه انتخابات و حضور مردم اونوقت من دوباره ميآيم اينجا و کلی بهت می خندم. آی می خندم آی می خندم. فقط يک ماه و نيم صبر کن الاغچه.
خدا خيلی جمهوری اسلامی رو دوست داره که مشتی گوساله خنگ و مشنگ رو مخالف اون قرار داده. آخه مردم ايران تا کی بايد تحمل جوجه روشنفکر نماهشون رو بخورن که هيچوقت نتونستن هويت و واقعيت مردمشون رو بفهمن. حالمون رو ديگه به هم می زنين. لاشه متعفن تون رو بردارين برين پيش همونهائی پيش از شما رفتن . آشغالها.
بای بای تا انتخابات.

January 7, 2004 07:25 PM

محسن كوشا : [+]

ببينيد ما هنوز در زير نقطه صفر از سطح دموكراسي قرار داريم. بعداز شهريور 1320 نهاد
درب وداغون سلطنت را بند زدند و ارتش زهوار در
رفته تا آمد تجديد سازمان بشه چندتا حزب تشكيل شد و مجلس آبرومندي شكل گرفت دولتي و ملتي انتخابات و مطبوعات -ترور هم بود زندان هم -دعواي استقلال سه قوه هم بود
دخالت اجنبي هم بود ايدئولوژي هم بود شاه بايد سلطنت كند نه حكومت شعار طلائي بود
كي فكر ميكرد شاه دوباره ميشه همه كاره -هرچه رشته كرده بوديم پنبه شد! شاه تنها به نقش خود قانع نبود البته كارگردان بازي مي خواست كه او شخصا تمام نقشها را اجرا كند- مقننه.مجريه. قضائيه و حتي ارتش !
بعدار 32 نقش آفرينان طيف ملي ملي-مذهبي
مذهبي و چپ از صحنه ي باز ي حذف شدند
ديگه دل عاشق وشيدا نميشد تو كتابم ديگه ...
انتخابات و مطبوعات همه وهمه شاهي شده بود حزب فقط رستاخيز "بعث" هر كي نميخواد
زندان يا خارج! زندان سياسي هم نداشتيم فقط يك مشت خرابكار!!اجنبي هم مثله وطنه خودش كنگر خورده بود و لنگر انداخته بود راديو
و تلويزيونشون خبرهاي دست اول پخش ميكرد
مثلا زلزله ي بوئين زهرا ! از سال 48 تا 55 با كشور عراق مشتركا در مرزهاي دو كشور لشگركشي كرده تا به اين بهانه در جنگ اعراب اسرائيل شركت نكنند! ولي چه شد كه در سال 56 جيمي كارتر كارت زرد خود را به خاطر نقض حقوق بشر توسط شاه در ايران به رخ شاه كشيد علامت سئوال بزرگيست ؟ و در همانسال مهندس غرضي معروف خود را از مجسمه ي آزادي آويزان كرد و باقي قضايا
اين دفعه چنان سلطنت را له و لورده كرديم كه
ديگه هيچ چيني بنزني نتونه اونرو بند بزنه!
25 سال گذشته -نفس كشيدن شاهيها از همان 22 بهمن طاغوتي شد -دموكراتيك و ملي هردو فريب خلق شد- چريك آمريكائي اعدام بايد گردد -مجاهد را منافق خواندند -حزب دموكرات را به خاك و خون كشيدند
كه فقط و فقط قبيله اي از فبائل مذ هبي ايران
خلافت كند و لشگريان خود را از ميان مليونها
محروم ايراني و خارجي درونمرزي و برونمرزي
استخدام نموده تا همه ي ثروت مردم ايران را
به اسم دين و خدا از آن خود كنند.
از 2 خرداد در قبيله خلافت رقابتهائي بروز كرده
وگر نه معلوم نبود مردم چه گو نه آنها را تحمل ميكردند - بخشي از قبيله با شعار "ايران براي تمام ايرانيان" توانستند مردم را با صندوق هاي
راي آشتي دهند. اين شعار اعترافي بود از 25 سال خلا فت خوديها و نفي تمام حقوق غير خوديها . آين مردم بود كه خيمه خلافت را تكان داد و بخشي از آن به اصلاح طلب حكومتي معروف شد. اما مردم ! مردم يعني چه ؟ آهان
از 32 تا 57 شاه بي خيال مردم حتي كارگردان بازي همه كاره بود.درسته كه شاه همه را حذف كرده بود ولي اونها خارج از حكومت با تمام اشكال عليه حكومت مبارزه ميكردند -اين رژيم بيشتر جنايت كرد و خيلي بيشتر حذف كرد فقط 3تا4 مليون به خارج از كشور !
وقتي مردم فهميدند اصلاح طلبان ولايتي از رئيس جمهور تااكثريت مجلس در برابر اقليت مجلس هيچ كاره اند و چرخ بر همان پا يه ي قبل ميچرخد و ايران براي ايرانيان كلا فراموش
ميشود قدر مسلم انتخابات ميشود مثل قبل از
2 خرداد و زمان شاه - هيچوقت اين دو رژيم و نه رژيم ديگري توانسته تمام مردم را به حمايت خود جلب كند مگر شوخيه؟ از 32 تا امروز حق مليون ها ايراني از شركت در انتخابات آزاد سلب شده متاسفانه هيچ نيروئي نميتواند
ارزيابي درستي از ميزان محبوبيت خود در بين
مردم داشته باشد - همه در اين باره بزرگنمائي ميكنند.و ديگران را دست كم يا اصلا ناديده ميگيرند. كي ميداند تركيب نيروهاي حكومتي چگونه است -بر حسب % نيروها؟ نيروهاي خارج از حكومت هم لابد وجود ندارد !!!
تا اين قضيه يك روزي روشن نشود سطح دموكراسي ايران هنوز زير صفر خواهد بود.
محسن كوشا

January 8, 2004 04:41 AM

مرتضي كرمي : [+]

مرتضي كرمي دوست من آريا ! نقل قولت به دل مي نشيند

"اصلاحي اگه قراره بشه، در ذهنيت و نگرش { اين طرفيها } ست كه بايد بشه. واقعا كه عالي گفته اي"
در اين سوئد سرد و تاريك بيش از 20% واجدين شركت در انتخابات اصلا به پاي صندوق نميرند
در نهايت تواضع ! دولت هم آگاهانه از كنار اين موضوع رد ميشه كه كنجكاوي 80% بقيه تحريك نشود چون روند شركت در انتخابات سير نزولي دارد و دموكراسي سوئد را تهديد مي كند. اين يك مسئله ي جدي ست . تكيه ميكنم بر دموكراسي ! در اين كشور دموكراسي هست كه من نوعي دسترسي به اين آمار داريم و ناظر و موثر بر روند اجتماعي

شهروندان سوئدي : 80 % به 7 حزب راي ميدهند و 20 % اصلا شركت نمي كنند
هدف انتخابات : پارلمان سپس دولت يا رفرندام

دولت : حزب برنده انتخابات با بيش از 50 % كل
آرا راسا كابينه را تشكيل ميدهد ( از دهه 80 چنين حزبي وجود ندارد !)

دولت ائتلافي: 2 حزب يا بيشتر مجموعا 50 % حد نصاب را بايد كسب كنند كه به توانند با هم دولت ائتلافي تشكيل دهند .

عليرغم تمام تفاوتهاي و اهداف مختلف شهر وندان و احزاب اصلا در زندگي روزمره تداخل جدي ديده منيشود هر چيز در زمان و جاي خودش !

نتيجه:آن چيزي كه نقل قول كردي در اينجا تحقق يافته
درست است "اصلاحي اگه قراره بشه، در ذهنيت و نگرش { اين طرفيها } ست كه بايد بشه. واقعا كه عالي گفته اي"

ما يك حكومت مذهبي داريم و از سال 57 عليرغم سقوط رژيم سلطنتي مطلقه ي تك حزبي كه مردم ايران فرصت مجدد يافتند كه
نهال دموكراسي سرمازده كودتاي 28 مرداد كه25 سال غير فعال شده بود را مجددا احيا نمايند تو سط آقايان به فجيع ترين شكلي لگد مال گرديد ارزنده وكارآمد ترين نيروهاي مديريت
علمي و فني وفرهنگي كشور از فعاليت جدي حذف شدند در تمام زمينه شروع به كادر سازي از نيروهاي "خودي" نمودند ساختار توليد اجتماعي را تا نازلترين سطح بازدهي ساقط كردند از صدر تا ذيل هرم اجتماعي نا لايق ترين افراد جانشين كارآمدترين انسانها كه جرمشان
فقط "غيرخودي" بودن بوده

تاسف انگيزاست كه ابراهيم نبوي در مطلبي كه براي خانم شادي صدر نوشته گريزي به صحراي محشر زده و در ستايش فائزه بهرماني
و نقش و خدمات مطبو عاتي او قبل از توقيف مجله اش قلمفرسائي نموده. در سطر سطر اين مطلب به اسامي سرشناس "خوديها "
مواجه ميشوي كه نا صواب جاي لايقتر از خود را اشغال رده اند. اين رژيم هروقت بخواهد "خودي "را هم "غير خودي" ميشمارد.
اين پروسه از مرحوم مهندس بازرگان شروع شد در ادامه بني صدر - منتظري ........
بعداز 2 خرداد روزنامه نگاران از جمله خود ابراهيم نبوي ! مليونها ايراني از 22 بهمن "غير خودي" شدند و از تمام حقوق شهر وندي محروم گرديدند .هزاران "خودي " ي سابق هم اول تنزل درجه گرفتند و به آن مليونها "غير خودي اصلي اضافه شدند
عجيب است كه امثال نبوي نمي خواهد مليونها "غير خودي "را به بيند. اين فاجعه روزنامه نگاريست. مجيز گوئي از فائزه در كشوري كه ركورد دار روزنامه نگار
آزاريست مرا وادار ميكند كه با تكرار جمله بالا آرزوي موفقيت داشته باشم.
"اصلاحي اگه قراره بشه، در ذهنيت و نگرش { اين طرفيها } ست كه بايد بشه. واقعا كه عالي گفته اي"

January 10, 2004 12:05 AM

ماني كمالي : [+]

- بدون تعارف آنچه در باره ي همايش " اتحاد جمهوريخواهان ايران " از مطلب شما گرفتم باضافه ي ساير مصاحبه ها از جمله با دكتر لاهيجي و دكتر ممكن و گزارش هاي گويا از BBC راديو فردا -فر انسه -آلمان و روزنامه شرق مرا با خود برد به سالهاي دهه ي 40 و مروري داشتم بر هرآنچه درطول تمام آن سالها تا امروز بر فضا و سرنوشت سياسي ايران حااكم بوده - غرور انگيز است كه زنان و مردان ايراني با اين همايش تحسين بر انگيز نشان دادند كه ما هم ميتوانيم با انديشه هاي متفاوت متمدنانه براي اداره ي بهتر جامعه به همفكري - همراهي- همكاري بپردازيم اين موفقيت را به هموطنان عزيز تبريك ميگويم -آرزومندم كه تمام حاميان كثرت گرائي - پلوراليزم - عملا با گسترش و حمايت چنين اقداماتي نشان دهند كه در ايران ما اقتدار گرايان چه در حكومت وچه خارج از حكومت توجيهي براي خود محوري و انحصارطلبي هاي خود ندارند ايران با كمك تمام ايرانيان با هر مذهب -جنسيت -عقيده و مليت آباد و آزاد خواهد شد.

January 11, 2004 05:38 PM

phentermine : [+]

Please visit the sites in the field of phentermine phentermine http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ - Tons of interesdting stuff!!!

November 25, 2004 03:16 AM

لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
ابراهيم نبوي : «ما اولين ملتی هستيم که چاقوی تيز را خودمان دست جلادمان می دهيم تا ديگران بفهمند که جلادمان چقدر بی رحم است » آقاي نبوي يک دوره کامل بر خويش و جامعه کرده است ، خواندن اش بي ضرر نيست . من هميشه احساسات نبوي را دوست...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2