|
سه شنبه 16 دی 1382
| 5 نظر
ملاقات با يک وبلاگ نويس باراني ، در زير آسمان نه چندان آبي تهران هم جذابيت خاص خودش را دارد. اميد آن که : قبل از آمدن زلزله ويرانگر تهران که قرار است جمله گي ما را به کام خاک بکشاند ، فرصتي براي ملاقات هاي بيشتر با دوستان خودم داشته باشم. تا قبل از آنکه زلزله بيايد من مجبورم بيشتر بنويسم و بدهي هاي خودم را با فرهنگ سرزمين ام صاف کنم. من تازه دارم متوجه مي شوم که حکمت «ايران خانم» از بيرون فرستادن بيش از سه ميليون ايراني به خارج از کشور چه بوده است ، قصد بانو زنده نگاه داشتن نسل ها بوده است تا پس از سپري شدن بلاياي طبيعي و غيرطبيعي ( حکومت ) .. دوباره کساني باشند براي آباد کردن اين سرزمين! به هر روي ، اميدوارم تا قبل از قلع و قمع شدن ما به دست طبيعت يا به دست ماوراء الطبيعت ، فرصتي براي ملاقات حضوري با دوستان بيشتري به دست آورم. البته ملاقات هاي تکي و نه جمعي .. اين يکي ملاقات که چشمان مان را روشن کرد. |