|
پنجشنبه 27 آذر 1382
| 20 نظر
1...
»
نوشته شده در ساعت 06:18 توسط بابای عرفان
| 20 نظر
موضوع :
» انديشه و فرهنگ
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام صبر: ابوفکور ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● بهنام حضرت عشق
نحوه نگارش :
» شاعرانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● بهنام آزادی بیان: رونمایی و انتشارِ رمان ● بهنام انسان: بیامضاء باشتر از خویش ● بهنام روشنگری: ترانهی خورشید گفتنیهای ديگران : [ 20 مورد ]
هوشنگ : [+] سلام. خوش آمديد. ديديد چه شد! بعله که خاک بر سرش. و خاکروبه هم به سر کس و کساني که به آدم هايي مانند او تسليم مي شوند. علمِ آدرس پست الكترونيكي: daftar11@yahoo.com يگانه نجات دهنده و راهبر ملت ايران نخسناخمkoskhol December 24, 2003 08:06 PM hamrah : [+]انقلاب فرهنگي «انقلاب فرهنگي» ما بايد يك صدا و با آهنگِ قدرت يا وحدتِ منطبق بر منطقِ انديشه ها و با فرماني پيش به سوي انقلاب فرهنگي تا ظهور در فرهنگ انقلابي، از طوفان بشر سوز گذشته و به آزاديِ درك شده فرمان برانيم. من به ندا و صداي انقلابي شما ياران انديشه مي كنم، انقلابي مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابي كه در نهاد خود، فرمانِ رهائي و آزادي را بـه بشريت سرود كند، انقلابي كه نداي فرهنگ انقلابي دهد و فرمانِ يك قيام را به جهانيان سر دهد. من در انتظار آن لحظه بزرگ راه انقلاب، با تـواَم و ثانيه شماري مي كنم. فرا رسيدن آن لحظه، شُكوهِ زندگيِ منست. آن لحظة فرمان آزاديِ بشريت و فـرمان صلح و پيروزي، آغازي بـر خلع سلاحِ عمومي و بقايِ نسلها از خطرِ سلاحهاي هسته اي وپايان جنگ وستيز كه يگانه با انقلاب زنان و ظهور شما ياران انديشه ام امكان پذير است. بايد آغاز كرد و لحظات پرشُكوه حال را به فرداها وا نگذاشت. من در برابر چهره هاي كنجكاو و پر اميد جوانان و به آينـدة تاريك و روشن و برابر هزاران سؤال و مسائلِ پيچ واپيچ آنان سفر مي كردم. من در اوج، ولي كوچكترينم. من با افتخـار در رديف ايـن يـاران مي نشينم، شـايد دنياي مجهولات را بر مي چينم و انتظارِ فرداها را مي بينم. چهره ام جوان ولي انديشه ام از درد پر است. من دريـافتم بسختي مي شود حقايق را به انسانها باز گفت، انسانهايِ امروز بي اعتبار از انديشه ها و در حيرتِ نابرابريها و در آرزوي برابري به قيام وشهادت سو گشودند. ازشما مي پرسم، آيا راه حل اينست؟ آيا پنـد تاريخ چنين است؟ آيا به سرگرم شدگانِ انسـاني و بساده زباني، ميتوان راه را گفت؟ چطور و چگونه بايد حقايق را گفت و پذيرفت؟ بايد حقايق را گفت همانگونه كه پيامبران بحق گفتند و بر آنهائي گفتند كه حتّي قصد جانشان كردند. بايد عمل كرد و حقايق را به كرسي درك انسانها باز شناساند. همانگونه كه دانشمندان و بينش وران و ابداع گران با زجر و محكوميت در زمان، تا پاي جانشـان به ايستادگـي، پايـداري كردند تا به راهگشـاييِ انسان و توان بخشيدن به انديشه آنان ره نورديدند. بايد آغاز كرد و از سختيها و رنج و موانع و حتّي مرگ بخاطر رهائي انسان ترس به خود راه نداد. بايد تهمت و شايعات و توطئه ها را پذيرفت. بايد گفت و بي پروا هم گفت. من دانشِ فيزيولوژي انرژي را به انشاي تن و روان بر خود پايگاه ساختم. من با درجه علمي فلسفه گرائي، به توان راز هستي بخش و در نتيجه انسان را در آن يافتم. من با قدرتِ تكنيك، تركيب و عكس العمل سـازي و مبارزة تن به تن و دريافتِ شـال سرخ با آخرين مرتبه جهاني براي كنترلِ انـرژيِ انسان و صلح را از درون آن يافتم. من در درجه استادي جنگهاي چريكي و جنگ منظم و به تجربه دريافتم كه جنگ حاصلِ جهل و ناداني، ولي به جبر زمـان بـراي درك مسائل انسان و ظهور، مسئول و متعهد ساختم. دوست من لحظه ها هستند كه دوران سازند. « بر ما سه راه بيشتر باقي نمانده است »: اوّل: جنگ و مرگ و شهـادت، دوّم: وحدت منطبق بر منطقِ انديشه هـا، سوّم: نوآوريِ منطبق بر نيازها و به اعتبار رساندن انسانها، جنگِ انسان با درون خود. بشري كه بر پيامبران و انديشمندان و دانشمندان و خدمتگذاران در هـر زمـان، اعتبـار نبخشيده و با زجـر و شكنجه و آزار تا مرحلة قصدِ جانشان با تمام بيرحمي و انتقام كه اين انتقام جنگِ درون سوز و ويرانگري و اندوه و دربدري را بر ما حاكم نموده است. دنياي آينده جاي ناداني و غفلت نيست. دنياي آينده بر همه مسائل و حتّي كوچكترين مسئله بي گذشت نيست. به اميد طلوعِ آزاديِ درك شده در انقلاب فرهنگي و روزِ پيروزي كه در انتظار ماست. « من با تواَم » آدرس پست الكترونيكي:daftar11@yahoo.com «پروفسور ابراهيم ميرزائي» پــرچم December 26, 2003 11:43 AM hamrah : [+] انقلاب فرهنگي «انقلاب فرهنگي» ما بايد يك صدا و با آهنگِ قدرت يا وحدتِ منطبق بر منطقِ انديشه ها و با فرماني پيش به سوي انقلاب فرهنگي تا ظهور در فرهنگ انقلابي، از طوفان بشر سوز گذشته و به آزاديِ درك شده فرمان برانيم. من به ندا و صداي انقلابي شما ياران انديشه مي كنم، انقلابي مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابي كه در نهاد خود، فرمانِ رهائي و آزادي را بـه بشريت سرود كند، انقلابي كه نداي فرهنگ انقلابي دهد و فرمانِ يك قيام را به جهانيان سر دهد. من در انتظار آن لحظه بزرگ راه انقلاب، با تـواَم و ثانيه شماري مي كنم. فرا رسيدن آن لحظه، شُكوهِ زندگيِ منست. آن لحظة فرمان آزاديِ بشريت و فـرمان صلح و پيروزي، آغازي بـر خلع سلاحِ عمومي و بقايِ نسلها از خطرِ سلاحهاي هسته اي وپايان جنگ وستيز كه يگانه با انقلاب زنان و ظهور شما ياران انديشه ام امكان پذير است. بايد آغاز كرد و لحظات پرشُكوه حال را به فرداها وا نگذاشت. من در برابر چهره هاي كنجكاو و پر اميد جوانان و به آينـدة تاريك و روشن و برابر هزاران سؤال و مسائلِ پيچ واپيچ آنان سفر مي كردم. من در اوج، ولي كوچكترينم. من با افتخـار در رديف ايـن يـاران مي نشينم، شـايد دنياي مجهولات را بر مي چينم و انتظارِ فرداها را مي بينم. چهره ام جوان ولي انديشه ام از درد پر است. من دريـافتم بسختي مي شود حقايق را به انسانها باز گفت، انسانهايِ امروز بي اعتبار از انديشه ها و در حيرتِ نابرابريها و در آرزوي برابري به قيام وشهادت سو گشودند. ازشما مي پرسم، آيا راه حل اينست؟ آيا پنـد تاريخ چنين است؟ آيا به سرگرم شدگانِ انسـاني و بساده زباني، ميتوان راه را گفت؟ چطور و چگونه بايد حقايق را گفت و پذيرفت؟ بايد حقايق را گفت همانگونه كه پيامبران بحق گفتند و بر آنهائي گفتند كه حتّي قصد جانشان كردند. بايد عمل كرد و حقايق را به كرسي درك انسانها باز شناساند. همانگونه كه دانشمندان و بينش وران و ابداع گران با زجر و محكوميت در زمان، تا پاي جانشـان به ايستادگـي، پايـداري كردند تا به راهگشـاييِ انسان و توان بخشيدن به انديشه آنان ره نورديدند. بايد آغاز كرد و از سختيها و رنج و موانع و حتّي مرگ بخاطر رهائي انسان ترس به خود راه نداد. بايد تهمت و شايعات و توطئه ها را پذيرفت. بايد گفت و بي پروا هم گفت. من دانشِ فيزيولوژي انرژي را به انشاي تن و روان بر خود پايگاه ساختم. من با درجه علمي فلسفه گرائي، به توان راز هستي بخش و در نتيجه انسان را در آن يافتم. من با قدرتِ تكنيك، تركيب و عكس العمل سـازي و مبارزة تن به تن و دريافتِ شـال سرخ با آخرين مرتبه جهاني براي كنترلِ انـرژيِ انسان و صلح را از درون آن يافتم. من در درجه استادي جنگهاي چريكي و جنگ منظم و به تجربه دريافتم كه جنگ حاصلِ جهل و ناداني، ولي به جبر زمـان بـراي درك مسائل انسان و ظهور، مسئول و متعهد ساختم. دوست من لحظه ها هستند كه دوران سازند. « بر ما سه راه بيشتر باقي نمانده است »: اوّل: جنگ و مرگ و شهـادت، دوّم: وحدت منطبق بر منطقِ انديشه هـا، سوّم: نوآوريِ منطبق بر نيازها و به اعتبار رساندن انسانها، جنگِ انسان با درون خود. بشري كه بر پيامبران و انديشمندان و دانشمندان و خدمتگذاران در هـر زمـان، اعتبـار نبخشيده و با زجـر و شكنجه و آزار تا مرحلة قصدِ جانشان با تمام بيرحمي و انتقام كه اين انتقام جنگِ درون سوز و ويرانگري و اندوه و دربدري را بر ما حاكم نموده است. دنياي آينده جاي ناداني و غفلت نيست. دنياي آينده بر همه مسائل و حتّي كوچكترين مسئله بي گذشت نيست. به اميد طلوعِ آزاديِ درك شده در انقلاب فرهنگي و روزِ پيروزي كه در انتظار ماست. « من با تواَم » آدرس پست الكترونيكي:daftar11@yahoo.com «پروفسور ابراهيم ميرزائي» پــرچم December 26, 2003 11:46 AM براهیم میرزایی : [+] ebrahimmirzaii@yahoo.com April 8, 2004 12:08 PM ابراهیم میرزایی : [+]ebrahimmirzaii@yahoo.com April 8, 2004 12:19 PM amir : [+]با عرض سلام خدمت بروفسور ميرزايي salam be hameye bachehaye azdi khah man migam mage ma beshinim va too in veb lag ha chiz miz benevisim azadi nasibemoon mishe va molaha az in ja miran va keshvaroo doo dasty taghdime mordom mikonan khob maloome ke na khob malome ke na ma bayad ye vaghty ro taiie konim ta hame baham shoresho aghaz konim be oomide didar July 25, 2004 05:11 PM saye : [+]اگر پيروان ميرزايي حاضر شدند مثل ياران خميني براي اعتلاي اهدافشون از همه چيز بگذرنُ ما را هم خبر کنيد که به ايشان (يگانه منجي عالم بشريت!!) بپيونديم. August 31, 2004 11:12 AM niloofar : [+]hkkkhkhhh September 16, 2004 04:40 PM niloofar : [+]اخه برادر من مگه شما ها خل و چلين كه ميشينين چرت و پرت مي نويسين با عرض سلام به ديوانه هاي گرامي اين سايت مثلن فارسي م الله ميم يا اب راه يم مي رزايي به راه ما بپيونديد براي آزادي خواك در بندمان November 12, 2004 12:50 AM ahmad : [+]يک خبر و واکنشهاي خوانندگان به اين خبر
عَلَمِ
کونگ فو توآ يعنی يعنی طريقت دانای يعنی دعوت انسان بسوی تکامل
تکامل جسم و جان(پرفسور ميرزائی)ahmad_hamrah7@parsimail.com November 12, 2004 01:14 AM ا-وحید : [+]با سلام و مهر شرمنده ام از اينكه در ميان مائي و ما هنوز در جنايت وجود غوطه وريم با كمال ايمان در خدمت شما هستم. November 17, 2004 04:23 PM ا - وحید : [+]با سلام November 19, 2004 06:44 PM phentermine : [+]You are invited to visit the pages about http://www.phentermine-top-deals.com/ http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ http://www.ottawavalleyag.org/ phentermine ... November 26, 2004 06:28 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |