|
جمعه 14 آذر 1382
| 7 نظر
سرکار خانم عبادي در دانشگاه الزهرا مورد هتک و کتک قرار گرفت. بدون اينکه من به گفته هاي خانم رهنورد که گفته بود « برخورد صورت گرفته با خانم عبادي ، اهانت به حضرت زهرا و اسلام است » کاري داشته باشم ، منظورم نکته ديگري است! مشکل اصلي خانم هاي بسيجي اجير شده يا نشده ، مساله بي حجابي خانم عبادي در هنگام معرفي به عنوان برنده جايزه صلح نوبل بوده است. اماهمانطور که معلوم شد ، خانم عبادي داراي اعتقاداتي به مراتب مومنانه تر از مدعيان اسلام ناب محمدي ، نسبت به اسلام است... با اين مساله هم فعلن کاري ندارم! نکته اصلي آن است که اگر طي چند روز آينده که قرار است خانم عبادي ، جايزه صلح نوبل را دريافت کند ، با حجاب اسلامي و يا تکه پارچه اي به نشانه حجاب اسلامي (به خاطر آقاي کروبي) ظاهر شود ، بايستي ايمان آورد که بهينه ترين راه تربيتي و کارسازترين راهبرد در جامعه امروز ما ، همين روش کتک زدن ، فحش دادن و ابراز انزجار است .. اگر اين روش « جواب بدهد» ، من هم نياز به تجديد قواي مجدد خواهم داشت! اگر خانم عبادي باز هم مثل دفعه قبل ، بدون حجاب ظاهر شد { هرچند در ايران چهره از ما مي گيرد} و البته دوباره به ايران بازگشت ، از نظر من «قهرمان» است! ..و من بازهم به استقبالش در فرودگاه خواهم رفت! .. واين شعر حافظ را ، با کلي کرشمه و چکامه ، تقديم ايشان خواهم کرد (ناگفته پيداست که منظور خواجه حافظ شيرازي در لحظه سرايش اين شعر براي خودش محفوظ است!) :: شد رهزن سلامت « زلف تو » وين عجب نيست |