فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. درگيري در شهرهاي مختلف
چهارشنبه 28 خرداد 1382
:::: زيتون از کرج : حصارك كرج يكی از نفاط شلوغ و زحمتكش-نشين كرجه ! و اين منطفه چسبيده به دانشگاه .. خيلی از كارگرها اين روزا خوابالوده می رن سر كار ..تا سروصدا هست نمی شه خوابيد ..و چون همه جور افراد قاطی اين تظاهرات هستن ..بعضی كارا از دستشون در رفته .. يه مرد روحانی رفته ساكتشون كنه ..بردنش زير پل حصارك ، كلی زدنش ..عمامه و عباشو آتيش زدن ....

:::: وحيد از کرمان : در ادامه نا آراميهايی كه در كرمان صورت گرفت بيش از پنجاه نفر توسط نيروی انتظامی بازداشت شدند.در ميدان كوثر كرمان ابتدا عده أی با تجمع در اطراف أين ميدان اقدام به سر دادن شعارهايی نمودند كه با دخالت نيروی انتظامی درگيريهايی روی داد و چندين نفر بازداشت شدند.اين درگيريها به خيابانهای اطراف نيز كشيده شد و در خيابانهای شفا، هزارويكشب و شهرك باهنر نيز تجمعات به صورت پراكنده ادامه پيدا نمود.

:::: دوست مشهدی از مشهد  : حضور نيروهای گشت موتوری يگان ويژه با هيبت خاص خودشان ولباسهای زرهی كه پوشيده بودند هم از ديگر نكات جالب بود كه بدون هيچ واهمه ای با باتوم مردم را هدف قرار ميدادند تا پراكنده شوند.حضور اين افراد به نظر بيش از اينكه باعث پراكنده شدن مردم شود مردم را تحريك ميكرد.

::::  برادر اميرفرشاد ابراهيمی : نمی دانم خیلی می ترسم . فرشاد چند روزی بود که دیر خانه می آمد و سخت مشغول بود همش می گفت خدا خودش مواظب بچه ها تو کوی باشد . نمی دانم چه شده ولی چند روزی بود که خیلی کم حرف می زد و شبها تا صبح گریه می کرد و نماز می خواند . خدا خودش بخیر کند . خیلی نگرانم دیشب منرا صدا کرد و گفت اینجوری وبلاگ نویسی می کنند . الان که فکر می کنم می فهمم که او با زبان بی زبانی داشت ما را آماده می کرد برای این وضعیت .

:::: سروش از کوی دانشگاه : سری اول کسانی که دستگیر شده بودند می گفتند اونجا به ما برگه هایی رو داده بودند امضا کنیم که روی نصف آن نوشته بود:کارهایی که انجام دادم و روی نصف دیگه نوشته شده بود کارهایی که بعد از این انجام نمی دم!! وبرگه ها سفید بودند که امضا و تحویل داده شد.

:::: اميرفرشاد در بيمارستان :‌ امیر فرشاد ابراهیمی در سی امین ساعت این اقدام غیر قانونی و خودسرانه از سوی عمله های خشونت حاکمیت پس از ضرب و شتم های فراوانی که منجر به جراحات عدیده و شکستن دنده ها و یک دست ایشان شده است در ساعت بیست و سه دوشنبه 26/3/1382 ایشان را در بزرگراه آزادگان رها نموده و از محل متواری شده .


» نوشته شده در ساعت 06:01 توسط باباي عرفان
لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
:::: زيتون از کرج : حصارك كرج يكی از نفاط شلوغ و زحمتكش-نشين كرجه ! و اين منطفه چسبيده به دانشگاه .. خيلی از كارگرها اين روزا خوابالوده می رن سر كار ..تا سروصدا هست نمی شه خوابيد ..و چون همه جور افراد قاطی اين تظاهرات هستن ..بعضی كارا از...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2