آنچه از اخبار، رويدادها و مشاهدات
خودم در اين چند روزه دريافتم، طرحی در حال اجراست که قبلا روی آن کار شده و قطعا
تحت تاثير علت العلل وقايع که همانا محاصره شدن ايران توسط آمريکا، فشارهای وارده
از طرف آن کشور و ضرورت اخذ يک استراتژی جديد از طرف حکومت گران ايران برای حفظ بقا
و خريدن فرصتهای بيشتر بوده است. از طرف ديگر ممکن است طرحی از طرف اپوزيسيون در
حال اجرا باشد که برای نشان دادن ميزان شدت سرکوب داخلی به جهانيان پی ريزی شده و
هدف اصلی آن به انزوا کشاندن مخالفان حمله نظامی آمريکا به ايران
است.
گمانه زنی اول :
انديشه طرح از حکومت است و هدف، حذف
نيروهای انصار حزب الله و بازگرداندن اقتدار از دست رفته نيروهای انتظامی
است. ***
گمانه زنی دوم :
انديشه طرح از حکومت است و هدف، نمايش چهره ای صبور و مردم سالار از نظام به
جهانيان است. (توجه دادن دنيا به اينکه در جامعه ايران، دانشجو به راحتی حرفش را می
زند و هيچ کس حتی انصار حق تعرض به آنها را ندارد - با توجه به عملکرد نيروی
انتظامی و بودن نيروهای گروه طبرزدی دربين دانشجويان معترض که قابل شناسايی و کنترل
هستند)
گمانه زنی سوم :
انديشه طرح از اپوزيسيون اصلاح طلبان حکومتی است و هدف ، بازسازی احساس مردم به خود
و بازيابی قدرت مردمی از دست رفته آنهاست . ضمن آنکه اين مساله کم کم ترس مردمان را
از مقابله با حکومت ريخته و آنها را آماده حرکتهای بعدی می
کند.
گمانه زنی چهارم :
انديشه طرح از اپوزيسيون است و هدف، ارايه چهره خشن و سرکوبگر حکومت به جهانيان ودر
پی آن به انزوا کشاندن مخالفان حمله نظامی آمريکا به ايران است.
کشورهای اروپائی و به خصوص انگلستان و
فرانسه، به شدت مخالف تسخير ايرا توسط آمريکا می باشند. درصورتی که حکومت دست به
سرکوب شديد جوانان بزند که البته بعيد نيست، اين می تواند تبليغات و مجوز خوبی برای
حمله آمريکا به ايران بوده و همدلی و همراهی مردم دنيا را با خود داشته
باشد.
گمانه زنی پنجم
: طرحی در کار نبوده ، اين عمل
خودجوش بوده و به علت پائين آمدن آستانه تحمل مردم و جوانان از يک اعتراض صنفی به
يک اعتراض عمومی تبديل شده است.
اشکال از
کجاست؟
الان همه گروه ها ، چه جمهوری خواهان
و چه سلطنت طلبان گمانه پنجم را تبليغ کرده و ادعا می کنند که اين جوانان هستند که
خودشان به تنگ آمده و دست به اين اقدام زده اند. هدف از ارايه اين تبليغ کشاندن
بيشتر جوانان به صحنه و درگيرکردن مستقيم و خشن آنها با حکومت است . آنها که واقعا اين ادعا را دارند يا گرفتار يک هيجان آنی شده اند و
يا اينکه فراموش کرده اند همين حکومت چگونه به روشهای مختلف و ناجوانمردانه آنها را
حذف کرده و به غربت فرستاده است .
اما اگر تاکتيک تزريق حس مبارزه طلبی
با تحريک احساسات مختلف جوانان و اشتلم زدن به دستها و پاهای خسته و تکيده است
بايستی به اين مساله دقت شود که درگيريها و رويدادها در اين چند ساله درسی به مردم
داده است که برای تحريک و تشويق به مشارکت مجدد آنها بايستی بيشتراز آنی که هست،
تلاش کرده و انديشيد. هنوز که هنوز است يک برايند منطقی و روشن
ازنگاه اپوزيسيون، حتی در مقام نظر شکل نگرفته است. در صور تی می توان مردم
و جوانان را با خود همراه کرد که ضمن اتحاد همه نيروهای اپوزسيون، يک راه کار صحيح
و مناسب از دل آن استخراج نمود ..
يک
واقعيت تلخ
در بوق و کرنا کردن واقعه کوی
دانشگاه، تحريک باقی جوانان برای پيوستن به آنها ، بدون ارايه شناسنامه و مرامنامه
واقعی و دست کم آگاه کردن آنها از سرنوشتی که در انتظارشان است، قربانی کردن
جوانانی است که اکثرا ناآگاهانه وارد بازی می شوند. موش آزمايشگاهی کردن دانشجويانی که البته اکثرا دنبال يک جامعه سالم
بوده و از حکومت فعلی به شدت عصبانيند، کم کم حس اعتماد و علاقه آنها را از همه
اهالی سياست و فرهنگ زدوده و آنها را سياست گريز و سياست زده می کند
. اين همان ماجرايی بود که چهارسال پيش، بر ما روا داشتند و داشتيد و آنهمه
نتايج اسفناک را در پی داشت. به هر حال هر کدام از گمانه زنيهای بالا و يا گمانه
های ديگری که درذهن می آيد درست باشد
يا نباشد اين مساله خيلی بغرنج است . قشر دانشجو و بخصوص دانشجويان بی پناه
ساکن خوابگاه ، در هرصورت قربانی راحت الحلقوم و يا موشهای آزمايشگاهی پر
نيرويی شده اند که بيشتر اوقات، ناآگاهانه ابزار می شوند.
*** گروه انصار حزب الله بنا به
شرايط و دلايل مختلفی و در راستای سياست دولت رفسنجانی، ساخته و پرداخته شد. اين
گروه ضمن بهره بردن از شرايط امنيتی فراقانونی و پشتيانی مالی و تئوريک از طرف
حکومت ، به سبکی ماهرانه به عنوان نمادی از خواسته نيروهای پس از جنگ مطرح شد. اين
گروه مافيايی، مانند سازمان مجاهدين خلق از چارت تشکيلاتی برخوردار بوده و به همه
نيروهای کوچک و بزرگش، وظيفه ای هر چند کوچک را محول کرده بود. خشونت در کردار،
گفتار و رفتار شاخصه اين گروه بوده و اکثر افراد اين گروه از قدرت عضلانی زيادی
برخوردار بوده و به همان نسبت از قدرت گفتگو و مباحثه، باتوجه به توجيهات و تعلقات
سازمانی بی بهره می باشند.
با توجه به اينکه
اکثر خشونت ها در چندساله اخير به پای اين گروه نوشته شده است و با توجه به شرايط
حاد منطقه و اينکه حکومت محتاج کمی خانه تکانی وارايه چهره ای جديد در منطقه و جهان
می باشد ، به آن نتيجه رسيده است که تاريخ انقضای مصرف اين گروه سررسيده و بايستی
به گونه ای که آنچنان تحريکی در خوديها ايجاد نکند ، اين گروه را حذف کند.
در اين ميان و در يک
عمليات تو در تو ارايه چهره جديد و منزهی از نيروی انتظامی نيز از جمله اهداف طرح
می باشد. همکاری نيروی انتظامی با دانشجويان و عدم توسل به زور و همچنين دستگيری
عوامل انصار، خود به خود ذهنيت جديدی از نيروی انتظامی در جامعه ايجاد کرده و در کل
باعث منزه کردن چهره نظام می شود.