|
شنبه 24 خرداد 1382
:::: بالاخره موفق به عقد قرارداد
اجاره خونه شدم ، بالاخره هم پس از چندین سال از شرق تهران دل کندم و رفتم به سوی
غرب .. از اين طرف همت يه باره پريدم اونطرفش ..يه خرده هم نرخ اجاره و خريد خونه
ها رو خدمتتون عرض کنم تا يه کم اوضاع دستتون بياد: يه آپارتمان نقلی 60 متری برای
رهن واجاره چهارده ميليون تومان ناقابله که اگه صدی سه حساب کنيم ميشه ماهی 420
هزارتومان اجاره ، حالا بگير بر حسب متراژ برو بالا ... برای خريد خونه هم که همين
امروز تو سعادت آباد از قرار متری يک ميليون و دويست هزار تومان فروخته شد .. تو
مناطق شرق تهران هم اونجاهايی که همين دوسال پيش متری 200 هزارتومان بود الان خونه
شده متری 800 هزار تومان .. ::::: امروز شنيدم که از قرار شاهزاده
وليعهد(ص) به جوانها فرموده اند که فعلا ازدواج نکنيد من وقتی اومدم تهرون و خواستم
دخترم رو سروسامانی بدم به هر کدوم از شماها هم يه خونه پيشکشی می دم! .. خوش به
حال شما اونايی که هنوز ازدواج نکردن !.. يه چيز جالب ديگه هم بود ... چند روز پيش
با عرفان و همسرم حوالی ميدون تجريش وايساده بوديم برا رفتن به پارک ملت که يهو يه
جوون خوش تيپ از جلو ما رد شد و شروع کرد به بوق زدن .. هی ام با دست اشاره می کرد
که بيائيد تا من برسونمتون .. با تعجب رفتم طرفش و گفتم چه خبره .. گفت هيچی از
تيپت خيلی خوشم اومده! .. بيا بشين تو ماشين باهات حرف دارم .. هيچی ما رو به زور
نشوند تو ماشين و تا دلتون بخواد شروع کرد از وجنات وليعهد صحبت کردن و اينکه قراره
ايشون بياد ايران و به داوری آمريکا يه رفراندم برگزار بشه .. بد جور هم گير داده
بود که حتما به وليعهد رای بديد که خيلی کارش درسته و دمش گرمه .. منم که هاج و واج
نيگاش می کردم گفتم چشم .. کی جرات داره رای نده! :::: امروز با يه دبير پرسابقه رياضی
هم آشنا شدم .. طرف بازنشته بود و راننده آژانس . اتفاقا شب قبل هم با خبرنگار بی
بی سی رفته بود خيابون اميرآباد برا گزارش و اينجور حرفا .. کلی هم از خصوصيات
رامسفلد برام تعريف کرد و از اون خانم مشاور امنيت ملی آمريکا هم خيلی خوشش می اومد .. با هم رفتيم اميرآباد .. خبری
نبود اما می گفت کاش همون روز اول جرج بوش بيست هزار تا چترباز وسط تهرون پياده می
کرد .. با يه ذره همکاری مردم قطعا همه چی تموم ميشد .. البته آمريکا فعلا بايد
رضايت انگليس رو جلب کنه .. چونکه بدون اجازه صابخونه که نميشه رفت تو ملکش !...
:::: می گم آ .. اين همايون شماره يک از همشون هم خوش تيپ تره هم خوش صحبت تر ... خيلی ازش خوشم اومد! .. هم آبی، هم قرمز ، آزادی آزادی .. من که ميگم : نه آبی نه قرمز فقط زرد قناری .. ولی خودمونيم ها با اون مصاحبه ديشب و حرفهای مردم، تاثير پذيری از شبکه های ماهواره ای روز به روز داره بيشتر می شه .. اگه يه ذره منطقی تر باشن پوز هرچی روزنامه و وبلاگ و بی بی سی و غيره! رو خواهند زد ... من دراينباره يه مقداری حرف دارم که اگه وقت کردم می نويسم. |