يادداشت‌های بابای عرفان
. مازنده به آنيم که آرام نگيريم، يا که نميذارن آروم بگيريم!
جمعه 23 خرداد 1382

حکايت مبارزه برای آزادی تو تاريخ
معاصر ما مثل رانندگی تو جاده های پرفراز و نشيب href="http://www.siahsepid.com/18tir.htm">می مونه . به يه گدار که ميرسی بايد
کلی زور بزنی و ازش عبور کنی ، اگر عبور کنی با توجه به ساختار جاده بلافاصله به
سراشيبی جديدی می رسی که بی خيال، خودتو ول می کنی و هری دلت می ريزه پائين! .. بدی
اين جاده به اينه که توش اصلا مسير دلچسب تر از مقصد نيست و بدبختی اينه که اکثرا
با نشونی های غلط روبرو می شی و گاه اصلا نمی دونی به کجا داری می ری .. فقط می
دونی که مقصد يه جايی همين نزديکيا و شايد پشت اولين کوه باشه .. هميشه هم يادت
ميره که اين هزارمين کوهيه که رد کردی و هيچ نديدی!

القصه! اين حکايت هم مثل همون حکايت بهشت موعود خودمون شده که تو لفافه و عمامه ، هی وصفش رو می گن ولی فقط نشونی غلطه که روی تابلوهای مسير ثبت شده .. هرچند من
خيلی وقته زدم تو خاکی و بيخيال راه مستقيم شدم .. همين بغلا جوی آب و بساط و آب و
هوای خوب هست ... تماشای موجای هيجانی هم مزيد بر لذت شده لامصب .. به گمانم اصلا
اگه اين جاده رو همه بيخيال شن ، بيان وسط همين کوير بی نشونی که الان توش هستيم
بير دانه شهر فاضله (به ه مونثش زياد گيرندين) بسازن و آروم بگيرن .. کم کم شور زندگی
مياد وسط، نه هيجان موجی که آسودگيش عدمش باشه .. يه چيز ديگه هم خيلی حال می ده ..
شنا کردن در جهت خلاف جريان اين رودخونه نازنازی .. چه عرض کنم والله، يه عمر مفيد
چهل ساله رو هر کی مختاره هرجور دلش خواست بگذرونه .. اصلن مزه اش به همين اختياره
که روزی افسارش تو دست خدا بود و حالا شيطون .. اين شيطان دوست داشتنی مهربان من
...



» نوشته شده در ساعت 02:25 توسط بابای عرفان
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]