يادداشت‌های بابای عرفان
. چرا عقايد بد جان سخت‌اند
سه شنبه 20 خرداد 1382

گرگوری دبليو لستر - برگردان: علی محمد طباطبايی - منبع
 « حتی باور‌هايی كه به نظر نمی‌رسد به طور روشن با ادامه‌ی زندگی مرتبط باشند (مانند توانايی غارنشين ما در اعتقاد به خطرات ممكن) در هر حال به ادامه‌ی حيات مربوط هستند. اين به آن خاطر است كه باور‌ها نه از طرف خود به تنهايی و نه در خلأ رخ می‌دهند، بلكه آنها در نظامی به طور تنگاتنگ متصل به هم مرتبط می‌باشند. اين نظام چشم انداز اساسی مغز از طبيعت جهان را بوجود می‌آورد. اين همان نظامی است كه مغز به آن متكی است برای آنكه ثبات، نظارت، انسجام و امنيت را در جهان تجربه كند. مغز بايد اين نظام را به طور سالم حفظ كند تا بتواند احساس كند كه ادامه‌ی حيات به طور موفقيت آميزی تحقق يافته است.
اين به آن معنا است كه حتی عقيده‌های به ظاهر كوچك و نامعقول می‌توانند به عنوان مكمل تجربه‌ی مغز برای ادامه‌ی حيات عمل كنند، يعنی به همان گونه كه باور‌های در ‌«ظاهر‌» مرتبط با بقاء هميشه هستند. بنابراين تلاش برای تغيير دادن هر عقيده هرچقدر هم كوچك و احمقانه به نظر‌ايد می‌تواند به اثرات موجی در كل سيستم منجر شود و در نهايت تجربه‌ی مغزی بقاء را به خطر بيافكند. به همين خاطر است كه مردم اغلب به دفاع كردن از باورهای در ظاهر كوچك و بی اهميت سوق داده می‌شوند. كسی كه به خلق جانوران و انسان توسط خداوند معتقد است نمی‌تواند دقت داده‌هايی كه بر واقعيت تكامل دلات دارند را تحمل كند. علت آن در كم يا زياد بودن دقت داده‌ها نيست بلكه تغيير دادن حتی يك باور و عقيده كه مربوط است با موضوعات كتاب مقدس (انجيل) و طبيعت خلقت خداوندی بر كل نظام باورهای چنين شخصی شكاف می‌اندازد، يعنی بر جهان بينی مبنايی او و سرانجام بر تجربه‌ی مغزی او از بقاء.» ..
اصل مقاله



» نوشته شده در ساعت 04:24 توسط بابای عرفان
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]