|
شنبه 1 آذر 1382
| 9 نظر
شلوغ بود ، عرفان هم مثل ما خسته شده بود ، گفتم : دربست! .. صداي ناله ترمز هوس انگيزش ، باز هم ارزش پول را به رخم کشيد. از آينه براندازم مي کرد. منهم از فرصت استفاده کرده و چروک هاي افتاده بر پيشاني زمختش را شماره کردم. چشم هايش در گودال بزرگي که بي گمان به دست « رنج» ساخته شده بود؛ چپ و راست مي شد. بي شک در حدود سي و پنج سال سن داشت اما خيلي دقت مي خواست تا آنرا از يک مرد چهل و چند ساله نمور ، تشخيص دهي . نمي دانم چه شد که به يکباره شروع به فحاشي کرد. اول از همکار راننده اش شروع کرد ، بعد بلافاصله طبق سنت اين روزها ، نوبت به آخوندها رسيد، پس از آنها خدا و پير و پيغمبر را هم بي نصيب نگذاشت. براي اينکه کمي با دلش مدارا کرده باشم ، لبخند به لب گفتم : آره داداش! شايد اگر کسي قبلن به حوزه علميه مي رفت ، براي فدا کردن دنيايش در مقابل آخرت بود، اما الان براي بقا دادن به دنيايشان ، همه چيزشان را فنا مي کنند. معلوم بود نگرفته است چه گفته ام. کلمه «آخرت» را از متن حرفهايم گرفت و شروع به کثافت مالي آن کرد. همان کارهايي که پاستوريزه ها در توالت مي کنند. کثافت مالي تا بدانجا پيش رفت که منهم احساس خفگي کردم! نمي دانم چرا اما به يکباره اعصابم به هم ريخت. گفتم : بس کن ديگر ، از صبح و شام ، تو تاکسي و تو شرکت ، تو اينترنت و تو ماهواره، تو کوچه و تو خيابون همين بساط ها برپاست. اگر فکر مي کني با فحش دادن مي تواني طلسمي بدشگون بر بختشان ببندي ، کور خوانده اي. اگر فکر مي کني با فحش دادن مي تواني مرا همراه خويش سازي اشتباه مي کني . فحش دادن ات نشان ضعف توست نه قدرت ات. من هم مگر عقلم تاقص است که با ضعيفان هم پيمان شوم ... براندازش کردم ، هنوز هم زير لب در حال تکرار وردهايش بود. لحنم را عوض کردم و گفتم : مگر تو براي حلال کردن ازدواجت، به پيش يکي از همين ها نرفته اي ؟ ... مگر سر سفره عزايت از اينها دعوت نمي کني که معنويتي به مجلست ببخشند؟ .. نفوذ آنها بيشتر از اينهاست .. آنها خود را در خشت و خشتک ما جا انداخته اند... انرژي خود را به الم شنگه اي حرام مکن .. اين بغض را بيرون مريز ، بپرورانش ، در گلويت نگهدار و لااقل فرزندت را آگاه کن. سکوتش زبانم را بند آورد. چهره اش آرام تر شده بود. در کنار دستش دنبال نواري مي گشت تا در ضبط ماشينش بگذارد که نيافت . پيچ راديو را باز کرد. صدايي از راديو، او را دعوت به تقوي و پرهيزکاري مي کرد. از آينه چشم غره اي به من رفت ، بدون اينکه به من توجه کند، با دست هايش پيچ راديواش را کند و با صداي بلند شروع به فحاشي کرد. حقيقتش را بخواهيد، در اين مرحله اعصاب من اصلن به هم نريخت. زن و بچه او احتياج به مردي آرام داشتند و من اميدوار بودم که او براي هميشه ، وسوسه تعمير راديواش را در خود بميراند. »
نوشته شده در ساعت 03:13 توسط بابای عرفان
| 9 نظر
موضوع :
مردم
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● شهردار جديد از نگاه مردم ● صدايش براي هميشه مي خواند ● هر دو غريب بودند
نحوه نگارش :
داستان واره
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● بهنام آزادی بیان: رونمایی و انتشارِ رمان ● بهنام عدالت: کابوس ِ جاده ● می ما نم ات گفتنیهای ديگران : [ 9 مورد ]
سعيد ديگر(ژورناليست رفراندوم).1 : [+] سلام و سلام به شما... نگاه شما به جامعه را خواندم...باز هم بنويس...آري آنچه باعث كره ي كور در كار ما و مملكتمان شده همين مطلق بيني هاي سطحي است ..هيچگاه دنبال اين نيستيم كه نقش خود در بدبختي هايمان را قبول كنيم..و اينكه خود را حق مطلق ندانيم... كتاب سنگي بر گوري بر روي نت قرار گرفت.بخوانش.عشف است November 22, 2003 04:03 AM سعيد ديگر(ژورناليست رفراندوم).1 : [+]در ضمن نظرت در مورد وبلاگ حقير برايم سخت ارزشمند است November 22, 2003 04:27 AM کيميا : [+]دلم مي سوزه . دلم براي اين مردم مي سوزه ... دلم براي همه مون مي سوزه ... اول از همه ياد مادرم مي افتم كه واسه سلامتي ما اين طرف دنيا همش به اءمه و اطهار متوسل ميشه اخه من چي بهش بگم ... يه عمر سر سجاده بوده حالا بگم من دو روزه از كشور امدم بيرون واست تصميم ميگيرم كه اينها جهله ... چه بگم دلم ميسوزه ... November 22, 2003 04:52 AM همشهري! : [+]سلام.. حکومت اسلامی مجددآ تصمیم به اجرای احکام سنگسار دارد. این بار این احکام قرار است در مشهد و در مورد چهار زن بیگناه اجرا شود. November 23, 2003 03:21 AM Blue : [+]اين نوشته یک شاهکار بود. November 23, 2003 04:13 AM nana : [+]عالي بود نوشته اي كم نظير موفق باشي . November 24, 2003 03:34 AM amir : [+]همهي اينها را گفتي خوب همه كه پر رو نيستند كه بگند بيا بريم.... . براي كم رو ها هم بنويس April 6, 2004 03:38 PM phentermine : [+]Please check the sites in the field of phentermine phentermine http://www.phentermine-top-deals.com/ phentermine phentermine http://www.best-deals-phentermine.com/ phentermine phentermine http://www.ottawavalleyag.org/ ... November 26, 2004 02:16 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |