|
جمعه 30 آبان 1382
| 12 نظر
اين مشکلي که هودر درباره گويا گفته است چند وقتي است که ذهن مرا هم مشغول کرده است . هر چند غرولندي که هودر کرده است به خاطر روحيه عمل گرايي که دارد و سايتهاي مفيد و مختلفي که درست کرده است ، موجه تر است؛ اما منهم به اندازه خودم نسبت به عملکردگويا و عملکرد خودمان نسبت به گويا حرف دارم. البته خود من، اکثر اوقات براي مطالبي که احساس کرده ام مخاطبين بيشتري مي طلبد ، ناخودآگاه و برحسب عادت ، يک ايميل به خبرنامه گويا فرستاده ام و انصافن در ميان اينهمه نويسنده با تجربه ، روزنامه نگار بيکار و انبوه خبرهاي ريز و درشت ، باز هم تا حالا در حدود 20 لينک اساسي از گويا گرفته ام. من نمي دانم اسم اينگونه گلايه ها نسبت به گويا چيست ؟ .. پاچه خاري است يا اينکه حق ماست که نسبت به عملکردش حساس باشيم؟.. آيا اصولن رسانه گويا يک رسانه شخصي است يا اينکه از منابع مادي و معنوي ملي استفاده مي کند؟ .. آيا گويا مصالح خاصي را براي خويش متصور شده است؟ .. آيا گويا هم داراي ليست سياه سايت ها و نويسندگان غير متعهد به زعم خويش است؟ .. و اين سوالهاي بيشتر : 1- گويا کيست و چگونه رشد کرده است؟ 2- آيا گويا واقعن کثرت گراست؟ خبرنامه گويا بيشتر سياسي است و البته خود نيز در سياسي کردن مراجعين روزانه نقشي به سزا دارد. اين في نفسه بد نيست و حتي لازم است اما اشکالي که دارد اينست که دقيقن مثل عملکرد اصلاح طلبان داخلي تنها در حيطه سياست ، کثرت گراست . اهل بازي سياسي است و گاه مراجعين خود را عميقن وارد يک بازي سياسي مي کند. مخفي بودن هويت گويا نيز ، احتمال استفاده آنها از رايزني هاي پشت پرده را افزايش مي دهد. 3- آيا گويا بزرگ است يا خودمان بزرگش مي کنيم ؟ 4- آيا بازهم بايد به دنبال سردبير بگرديم؟
سخت گيري گويا وقتي جنبه مفيد و سازنده به خود مي گيرد که اين رسانه ، خط قرمزهاي خود را و دلايل عدم انتشار مطلبي را مشخص کرده و ميدان را براي رقابت سازنده و مثبت « دگرانديش تران » ، فراهم سازد. »
نوشته شده در ساعت 01:57 توسط بابای عرفان
| 12 نظر
موضوع :
» اجتماعي و فرهنگي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● تنفس در فضای عمومی جامعه ● تلاش ِهوشمندانهی حاج منصور و فاطمهی رجبی در مصادرهی نفرت ● حسن آقای ِ من ..
نحوه نگارش :
» مقاله
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● قتل ِ نوجوانان : تهدید ِ عریان یا تغذیهی دراکولا؟ ● چاره گاه ِ انتخابات؛ ماندگاری، مسخ یا مرگ؟ ● حکم ِ ارتداد ؛ بن بست ِ انديشه ، آغاز طغيان بر ضد ِ دين گفتنیهای ديگران : [ 12 مورد ]
کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی : [+] اطلاعیه خبری شماره پنج ستاد خبری کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی
به ندای استمداد خانواده احمد باطبی
پاسخ گوئیم!
دانشجویان و هم میهنان آزاده! بیش از ده روز از ربودن احمد باطبی این فرزند برومند مردم ایران می گذرد، خبر های رسیده حاکی از شکنجه و فشار بسیاری بر وی ، همراه با تهدیدات خصمانه علیه خانواده باطبی برای پذیرش اتهامات واهی جدید دارد. پدر احمد باطبی با اعلام آنکه به تقاضای وی مبنی بر ملاقات با رئیس مجلس و رئیس جمهور پاسخ منفی داده شده است ، گفته است که از مقامات و دستگاهای حکومتی قطع امید کرده است و اینک مردم ایران و همه آزادیخواهان جهان را برای دادخواهی خطاب قرار داده است. دانشجویان و مردم مبارز! به ندای استمداد خانواده احمد باطبی پاسخ گوئیم ، تصاویر احمد باطبی را آذین بخش کوچه و خیابان شهر هایمان کنیم و در هر مراسم و اعتراضی تصاویر این سمبل آزادیخواهی را بر افرازیم و یک صدا در هر جا فریاد بزنیم : "احمد باطبی را آزاد کنید! " کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی در راستای منسجم کردن اعتراضات مردمی به این بیدادگریهای بی شرمانه اقداماتی را آغاز کرده است که به زودی اعلام خواهد کرد. پیمان ببندیم که احمد باطبی فرزند ملت ایران را از چنگال شکنجه گران شب پرست نجات دهیم.
ستاد خبری کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی بیست و هشتم آبان ماه ۸۲ ، ساعت : ۷ November 21, 2003 10:38 PM حسن علیزاده : [+]با سلام matlab, Azhar ol men alshams hast. گويا گو اينکه با اصلاح طلبان حکومتی و خارج حکومتی نزديک است و تا حدودی حتا از آنها تبعيت می کند، امّا مرکزيت اش از چند نفر فعال سياسی خارج کشور تشکيل شده است. نمی دانم فرخ نگهدار را می شناسی يا نه؟ در رأس شان اوست و ديگر توده ای- اکثريتی ها! گويا سايتی ست که از روش "سانسور تميز" استفاده می کند. اين روش به اين معناست که مثلن انتقاد شما را منتشر می کند تا نشان دهد کثرت گراست، اما اگر نويسنده ای راديکال در قبال مسائل فرهنگی-سياسی باشی، بی سر و صدا خميرت می کند! همين کار را زياد با من کرده اند. دقت کرده باشی، در گويا اثری از راديکاليسم سياسی اجتماعی فرهنگی نمی بينی و اين با روحيه راديکال سياسی مردم ما در تضاد است. البته وقتی که کسی بازی نخ نمای "خلق بازی" و پانترکيسم و غيره و ذالک را ساز کند، به خوبی پذيرايش هستند! پرسيده ای: آيا گويا براستی بزرگ است؟ اين پرسش کارشناسانه ای است که نياز به بحث کارشناسی هم دارد، اما نظر کلی من اينست که بله گويا بزرگ است، زيرا ديگران کوچک هستند! بزرگ ماندن گويا نيز، مزيد بر علت کوچک ماندن ديگران و همچنين در نطفه خفه شدن آنهائی که بايد بزرگ می شدند و نشدند گشته است. سايه گويا بسياری از خبرگزاری های خوب را احاطه کرده که می توانستند بار دهند، ... گويا گو اينکه با اصلاح طلبان حکومتی و خارج حکومتی نزديک است و تا حدودی حتا از آنها تبعيت می کند، امّا مرکزيت اش از چند نفر فعال سياسی خارج کشور تشکيل شده است. نمی دانم فرخ نگهدار را می شناسی يا نه؟ در رأس شان اوست و ديگر توده ای- اکثريتی ها! گويا سايتی ست که از روش "سانسور تميز" استفاده می کند. اين روش به اين معناست که مثلن انتقاد شما را منتشر می کند تا نشان دهد کثرت گراست، اما اگر نويسنده ای راديکال در قبال مسائل فرهنگی-سياسی باشی، بی سر و صدا خميرت می کند! همين کار را زياد با من کرده اند. دقت کرده باشی، در گويا اثری از راديکاليسم سياسی اجتماعی فرهنگی نمی بينی و اين با روحيه راديکال سياسی مردم ما در تضاد است. البته وقتی که کسی بازی نخ نمای "خلق بازی" و پانترکيسم و غيره و ذالک را ساز کند، به خوبی پذيرايش هستند! پرسيده ای: آيا گويا براستی بزرگ است؟ اين پرسش کارشناسانه ای است که نياز به بحث کارشناسی هم دارد، اما نظر کلی من اينست که بله گويا بزرگ است، زيرا ديگران کوچک هستند! بزرگ ماندن گويا نيز، مزيد بر علت کوچک ماندن ديگران و همچنين در نطفه خفه شدن آنهائی که بايد بزرگ می شدند و نشدند گشته است. سايه گويا بسياری از خبرگزاری های خوب را احاطه کرده که می توانستند بار دهند، ... دوست عزيز مهم نيست كه گويا به كه وابسته است وچه خطّ و ربطي دارد،مهم ديدگاه منتقدان پرتوقّعي چون شماست. be jaye khial pardazi behtar ast ba pishnahad haye sazande GOOYA ra behtar
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
. . .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
.
. .
. . .
.
با درود اين سايت تا زماني كه جمهوري اسلامي است و تجار جمهوري اسلامي از آن پشتيباني مي كنند خواهد ماند اما با سرنگوني جمهوري اسلامي اين هم به همراهش آب مي شود و مي رود زير زمين! پيروز باشيد با سلام وخسته نباشید اما برای رفع مشگل بی ادبی من پیشنهاد میکنم که برای انانی که خیلی دلشان برای ناسزا تنگ شده جای مخصوصی در نظر گرفته شود تا هر چه دل تنگشان خواست بگویند وبشنوند یعنی مسءولین محترم گویا زحمت دیگری متحمل شوند و اینگونه نوشته ها را به جای دیگری منتقل کنند . به نظر میرسد که این افراد چند نفری بیش نیستندو چه بسا دوستان اقای ..... باشند ویا نباشند. بدانیم و به خا طر داشته باشیم که اگر از مشگلات و واقعیتها فرار کنیم همه جمع میشوند ویکباره سراغ ما می ایند. December 11, 2003 02:19 AM hamid : [+]ای مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
جوابيه ای به اطلاعيه حزب ملت درباره 21 آذر
باريش مرندلی Harzand1@yahoo.com جنايت اللری چيخدی ، پان فارسلارين قوجاغيندان شهيد اولدون آذربايجان، يولوندا سن پيشه وری ائليميرين قهرمانی ، يوردوموزون قهرمانی پيشه وری ، پيشه وری
بيانيه حزب ملت ايران درباره 21 آذر در مورخه 20/9/82 که سراسر توهين ، افتراء ، تحريف و جعل تاريخ بود در سايت گويا چاپ شده بود.
هر خواننده ای با وجدان و آگاه با خواندن آن بيانيه به کينه و نفرت صادر کنندگان آنها به ملل ايران و خصوصا به کينه و نفرت ديرينه آنها نسبت به ملت ترک آذربايجان پی می برد.و همچنين به تحريفات و جعليات آشکار آنها نسبت به نامهای تاريخی و جغرافيايي آگاه می شود. " دريای مازندران " ، " آران " و غيره که اينها آشکارا به جعل و تحريف اسامی تاريخی و جغرافيايی دست يازيده اند . در پيشگاه ملت ترک آذربايجان رسوا خواهند شد. آنانی که در مقابل خليج عرب موضع می گيرند ، امروز بايد به اينها بگويند که " دريای خزر" از کی دريای مازندران شده است؟
و هر محقق منصف و با وجدان می تواند با تحقيق درباره فرقه دموکرات آذربايجان و عملکرد آنها در يک سال به وطن دوستی و ملت دوستی آنها پی ببرد. چنان که شهيد مظلوم پيشه وری می فرمايند " آذربايجان جزء لاينفک ايران است". و در اين بيانه الفاظی درباره قهرمان ملی آذربايجان به کار برده شده است که لايق سردمداران حزب ضد ايرانی و ضد آذربايجانی و دروغين به اصطلاح " ملت " می باشد.و اينها در پشت نقاب ايران پرستی افکار نژاد پرستانه خود را به نمايش گذاشته اند.
فرقه دموکرات آذربايجان خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه و ماده بر زمين مانده انجمنهای ايالتی و ولايتی در چارچوب اصول دموکراسی بود و به حق تعيين سرنوشت ملل ايران می انديشِد . اما دکتر مصدق و دکتر فاطمی که در اين بيانيه از آنها به عنوان رهبران نهضت ملی شدن نفت نام برده اند با انجمنهای ايالتی و ولايتی مخالفت کردند و آمد به سرشان آن چيزی که نبايد می آمد.و استبداد بر ملت ايران حاکم شد. و حالا بايد از اين آقايان پرسيد که مزدور و خائن کيست ؟ آيا کسی که می خواهد انجمنهای ايالتی و ولايتی را اجرا کند مزدور است؟ يا کسانی که با اين ماده قانونی مخالفت کردند مزدور هستند؟
و همچنين در همه مستندات تاريخی، نوشته شده است که قوای ارتش مزدور پهلوی با چراغ سبز کشورهای بيگانه و با همراهی عده ای از فرصت طلبان ، خوانين محلی به آذربايجان حمله ور شدند و کشتار بی رحمانه ای را انجام دادند و کتابهای ترکی را در آتش سوزاندند و روی ارتش نازی را سفيد کردند. داگلاس قاضی آمريکايی که در آن زمان در آذربايجان شاهد ماجرا بوده است ، نوشته است که " ارتش شاه با ادعای آزادی آذربايجان به آنجا حمله کرد اما در پشت سر خود ويرانی گذاشت و رفت و به زنان و دختران تجاوز شد و اموال مردم به غارت رفت و کشتار بی رحمانه ای صورت گرفت"
امروز هم فعالين حرکت ملی آذربايجان در چارچوب قوانين بين الملل ، اصول دموکراسی و حقوق بشر به فعاليت آشکار و شفاف در ايران و آذربايجان جنوبی می پردازند و در راه آرمان و اهداف خود آماده هرگونه جانفشانی هستند. و جعليات و توهينهای اينها هيچ گونه تزلزلی در قدمهای استوار و اراده آهنين آنها ايجاد نخواهد کرد، و به ايمان و اراده آنها خواهد افزود. و بايد در اينجا اضافه کرد که فعالين حرکت ملی آذربايجان به برابری فرهنگی ، زبانی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... می انديشند و اگر اين خواستهای به حق و قانونی آنها تامين شود هيچ وقت به جدايی نمی انديشند. و در مقابل پان آريائيستها به سلطه طلبی و استعمار ملل ايران و انکار تاريخ و زبان ترکی و جعل و تحريف آنها می پردازند. و حق طلبی ما و هويت طلبی جوانان آذربايجان را تجريه طلبی می پندارند. و می خواهند از اين طريق مطالبات قانونی ما را سرکوب کنند.
فعالين حرکت ملی آذربايجان در چارچوب قانون و قوانين بين الملل به صورت آشکار خواستهای خود را پی گيری خواهد کرد و ما در ايران برای ملت ترک و آذربايجان مرزی نمی بينيم و از قشقايستان گرفته تا شمال استان خراسان از سنقر گرفته تا بندر انزلی را ما آذربايجان می دانيم . و ما نيازی به تجزيه آن 4 استان که شما می گوييد نمی بينيم ما از کل حقوق ترکهای ايران دفاع خواهيم کرد و اين را وظيفه ملی و فرهنگی خود می دانيم.و همه ملت ترک ايران با اتحاد ، دست در دست هم، دست شوونيستهای داخلی و استعمارگران داخلی را از منافع ملی خود قطع خواهيم کرد. و کشتار ملت آذربايجان در 21 آذر 1325 را به عنوان يک نسل کشی محکوم می کنيم . و از تمام ملل آزادی خواه دنيا می خواهيم که ما را در شناسايی اين نسل کشی ياری فرمايند. http://news.gooya.com/politics/archives/002878.php
December 12, 2003 09:16 AM
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |