يادداشت‌های بابای عرفان
. گوياي خوب! چرا موضعت را مشخص نمي کني؟
جمعه 30 آبان 1382 | 12 نظر

اين مشکلي که هودر درباره گويا گفته است چند وقتي است که ذهن مرا هم مشغول کرده است . هر چند غرولندي که هودر کرده است به خاطر روحيه عمل گرايي که دارد و سايتهاي مفيد و مختلفي که درست کرده است ، موجه تر است؛ اما منهم به اندازه خودم نسبت به عملکردگويا و عملکرد خودمان نسبت به گويا حرف دارم. البته خود من، اکثر اوقات براي مطالبي که احساس کرده ام مخاطبين بيشتري مي طلبد ، ناخودآگاه و برحسب عادت ، يک ايميل به خبرنامه گويا فرستاده ام و انصافن در ميان اينهمه نويسنده با تجربه ، روزنامه نگار بيکار و انبوه خبرهاي ريز و درشت ، باز هم تا حالا در حدود 20 لينک اساسي از گويا گرفته ام.

من نمي دانم اسم اينگونه گلايه ها نسبت به گويا چيست ؟ .. پاچه خاري است يا اينکه حق ماست که نسبت به عملکردش حساس باشيم؟.. آيا اصولن رسانه گويا يک رسانه شخصي است يا اينکه از منابع مادي و معنوي ملي استفاده مي کند؟ .. آيا گويا مصالح خاصي را براي خويش متصور شده است؟ .. آيا گويا هم داراي ليست سياه سايت ها و نويسندگان غير متعهد به زعم خويش است؟ .. و اين سوالهاي بيشتر :

1- گويا کيست و چگونه رشد کرده است؟
اين يک سوال اساسي است که بايستي به نحوي پاسخي به آن داده شود. من هميشه تصورم اين بوده است که گويا ، رسانه اي است که اصلاح طلبان به جاي سيستم ماهواره اي وعده داده شده خويش بر پا کرده اند. حساسيت اصلاح طلبان حکومتي که با تعجب از فيلتر شدن گويا سخن گفته بودند ، اين احتمال را افزايش مي دهد که به نوعي توافق درون حکومتي بر انتشار گويا وجود داشته است. اگر تصور کنيم که گويا صرفن يک سايت خوب خبري است که بوسيله چند جوان خوش فکر اداره مي شود و به دليل زودتر رسيدن ، توانسته اند موفقيت نسبتن خوبي را به دست آورند ، کمي ساده انگاري است. از مجموعه لينک هايي که گويا به اخبار و وقايع مي دهد مستترا مشهود است! که گرداننده گان آن به نوعي در حيطه «تکنوکرات ها» قرار مي گيرند. و بعيد نيست که مثلا کسي مثل شمس الواعظين و يا سازگارا در شوراي سردبيري آن باشند. همانطور که قبلن هم نوشته ام ، هر چند ممکن است در صورت آشکار شدن هويت دست اندرکاران گويا ، عمر آن نيز به پايان رسد ، اما تداوم وضعيت موجود هم رمقي براي بقا و پيشرفت بيشتر را نخواهد گذاشت.

2- آيا گويا واقعن کثرت گراست؟
براي خود من تا قبل از اينکه با وبلاگ ها و نويسندگان بيشتري آشنا شوم اين تصور بود که گويا ، واقعن کثرت گرا و يک اتفاق بزرگ است. اما هر چه آشنايي من با نويسندگان دگرانديش تر ، بيشتر مي شود؛ به همان ميزان رنگ از تصور قبلي ام مي رود. در کنار اين بايد به ضعف ديگري هم اشاره کنم .به عنوان مثال وقتي شخصي موسوم به داريوش سجادي ، هتاکانه ترين حرفها را در قالب مقالات آسيب شناسانه ، در قبال قشرهاي مختلف فکري اينروزها بيان مي کند ؛ قاعدتن بايستي نوشته هاي باقي اهانت کننده گان به ساختارهايي که گند تعفن شان شامه هاي بيشتري را نواخته است نيز منتشر کند. اما اينگونه نيست . اين البته بماند، چرا که من نيز به مانند بسياري از دوستان ، وجود کسي مانند داريوش سجادي را آلترناتيوي براي جلوگيري از فشار و فيلترينگ بيشتر مي دانم.

خبرنامه گويا بيشتر سياسي است و البته خود نيز در سياسي کردن مراجعين روزانه نقشي به سزا دارد. اين في نفسه بد نيست و حتي لازم است اما اشکالي که دارد اينست که دقيقن مثل عملکرد اصلاح طلبان داخلي تنها در حيطه سياست ، کثرت گراست . اهل بازي سياسي است و گاه مراجعين خود را عميقن وارد يک بازي سياسي مي کند. مخفي بودن هويت گويا نيز ، احتمال استفاده آنها از رايزني هاي پشت پرده را افزايش مي دهد.

3- آيا گويا بزرگ است يا خودمان بزرگش مي کنيم ؟
قطعن عمده ترين خصوصيت گويا ، پربيننده بودن آنست. با کنار گذاشتن هيت هاي موجود در صفحات داخلي ، حداقل ده هزار بيننده روزانه دارد. اين البته هرچند آمار بهتري نسبت به ساير سايت هاست و در واقع شاهرگ اصلي خبررساني اينترنتي شده است اما به آنصورت آمار کلاني نيست. قطعن اگر کسي مثل هودر با صبر و حوصله بيشتر ، صبحانه و ديگر سايت هايش را به درستي و به همين سياق فعلي، اداره کند ؛ مي تواند به جايگاهي که لياقتش را دارد دست يابد.

4- آيا بازهم بايد به دنبال سردبير بگرديم؟
وجود گويا و علاقه شديد ما به آن ، باز هم به نوعي مويد آنست که نويسندگان جوان براي ارايه خودشان ، کماکان سردبيري سخت گير را در مقابل خودشان خواهند ديد . وقتي هودر وبلاگ «سردبير : خودم » را راه انداخت ، کسي مثل من که در فعاليت محدودم در حيطه روزنامه نگاري ، تيغ کشنده سردبير البته بسيار محترم خود را چشيده بودم ، مشتاقانه به سوي راه اندازي وبلاگي روي آوردم. تداوم وضعيت موجود و شناختن وبلاگ هاي برتر از طريق لينک هاي که از گويا مي گيرند ، روح وبلاگ ها را در معرض خفه گي قرار خواهد داد.


يکي از دلايلي که باعث مي شود نسبت به عملکرد گويا حساس باشيم به آن دليل است که گويا را از خودمان مي دانيم. گويا در مواقع مختلف به ياري وبلاگ نويسان رسيده است و حتي لينک هايي که به گوشه و کنار وبلاگشهر داده است ، سبب دغدغه بيشتر نويسنده و پويا تر شدن ذهن اش شده است. اين اما دليل آن نمي شود که ما خود را براي هميشه مديون آن دانسته و هميشه در دغدغه انتشار و يا عدم انتشار مطلبي بمانيم. اين مساله وقتي بيشتر رنج آور مي شود که اصلن نمي داني کدام مطلبت منتشر شده و کداميک به سطل آشغال فرستاده مي شود.

سخت گيري گويا وقتي جنبه مفيد و سازنده به خود مي گيرد که اين رسانه ، خط قرمزهاي خود را و دلايل عدم انتشار مطلبي را مشخص کرده و ميدان را براي رقابت سازنده و مثبت « دگرانديش تران » ، فراهم سازد.



» نوشته شده در ساعت 01:57 توسط بابای عرفان | 12 نظر
گفتنی‌های ديگران : [ 12 مورد ]

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی : [+]

اطلاعیه خبری شماره پنج

ستاد خبری کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

به ندای استمداد خانواده احمد باطبی

پاسخ گوئیم!

دانشجویان و هم میهنان آزاده!

بیش از ده روز از ربودن احمد باطبی این فرزند برومند مردم ایران می گذرد، خبر های رسیده حاکی از شکنجه و فشار بسیاری بر وی ، همراه با تهدیدات خصمانه علیه خانواده باطبی برای پذیرش اتهامات واهی جدید دارد.

پدر احمد باطبی با اعلام آنکه به تقاضای وی مبنی بر ملاقات با رئیس مجلس و رئیس جمهور پاسخ منفی داده شده است ، گفته است که از مقامات و دستگاهای حکومتی قطع امید کرده است و اینک مردم ایران و همه آزادیخواهان جهان را برای دادخواهی خطاب قرار داده است.

دانشجویان و مردم مبارز!

به ندای استمداد خانواده احمد باطبی پاسخ گوئیم ، تصاویر احمد باطبی را آذین بخش کوچه و خیابان شهر هایمان کنیم و در هر مراسم و اعتراضی تصاویر این سمبل آزادیخواهی را بر افرازیم و یک صدا در هر جا فریاد بزنیم : "احمد باطبی را آزاد کنید! "

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی در راستای منسجم کردن اعتراضات مردمی به این بیدادگریهای بی شرمانه اقداماتی را آغاز کرده است که به زودی اعلام خواهد کرد.

پیمان ببندیم که احمد باطبی فرزند ملت ایران را از چنگال شکنجه گران شب پرست نجات دهیم.

ستاد خبری

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

بیست و هشتم آبان ماه ۸۲ ، ساعت : ۷

November 21, 2003 10:38 PM
حسن علیزاده : [+]

با سلام
سانسور و ممنوع القلم بودن در سایت گویا وجود دارد.دلایل بسیاری برای ان دارم که در صورت درخواست شما آن را برای جنابعالی می فرستم. آنچه که پر واضح است و شما بدرستی به آن اشاره کردید " ما خود گویا را بزرگ کرده ایم"

November 22, 2003 11:52 PM
lol : [+]

matlab, Azhar ol men alshams hast.
kafist bebinid Sotun nazar khahi, in ruza vase ki baz mishe, vase ki na.
masalan hemayate hame janebe Gooya az pas andazhaye Aghayan!!( bekhanid baradar behnud,,,va khanevadeh)

November 23, 2003 01:23 PM
افشين زند : [+]

گويا گو اينکه با اصلاح طلبان حکومتی و خارج حکومتی نزديک است و تا حدودی حتا از آنها تبعيت می کند، امّا مرکزيت اش از چند نفر فعال سياسی خارج کشور تشکيل شده است. نمی دانم فرخ نگهدار را می شناسی يا نه؟ در رأس شان اوست و ديگر توده ای- اکثريتی ها!

گويا سايتی ست که از روش "سانسور تميز" استفاده می کند. اين روش به اين معناست که مثلن انتقاد شما را منتشر می کند تا نشان دهد کثرت گراست، اما اگر نويسنده ای راديکال در قبال مسائل فرهنگی-سياسی باشی، بی سر و صدا خميرت می کند! همين کار را زياد با من کرده اند. دقت کرده باشی، در گويا اثری از راديکاليسم سياسی اجتماعی فرهنگی نمی بينی و اين با روحيه راديکال سياسی مردم ما در تضاد است. البته وقتی که کسی بازی نخ نمای "خلق بازی" و پانترکيسم و غيره و ذالک را ساز کند، به خوبی پذيرايش هستند!

پرسيده ای: آيا گويا براستی بزرگ است؟ اين پرسش کارشناسانه ای است که نياز به بحث کارشناسی هم دارد، اما نظر کلی من اينست که بله گويا بزرگ است، زيرا ديگران کوچک هستند! بزرگ ماندن گويا نيز، مزيد بر علت کوچک ماندن ديگران و همچنين در نطفه خفه شدن آنهائی که بايد بزرگ می شدند و نشدند گشته است. سايه گويا بسياری از خبرگزاری های خوب را احاطه کرده که می توانستند بار دهند، ...
با تمام اين وجود، من باور دارم که از لحاظ ايجاد خبرگزاری های اينترنتی ما خيلی عقب هستيم و هنوز کار قابل توجهی انجام نداده ايم.

December 1, 2003 06:21 AM
افشين زند : [+]

گويا گو اينکه با اصلاح طلبان حکومتی و خارج حکومتی نزديک است و تا حدودی حتا از آنها تبعيت می کند، امّا مرکزيت اش از چند نفر فعال سياسی خارج کشور تشکيل شده است. نمی دانم فرخ نگهدار را می شناسی يا نه؟ در رأس شان اوست و ديگر توده ای- اکثريتی ها!

گويا سايتی ست که از روش "سانسور تميز" استفاده می کند. اين روش به اين معناست که مثلن انتقاد شما را منتشر می کند تا نشان دهد کثرت گراست، اما اگر نويسنده ای راديکال در قبال مسائل فرهنگی-سياسی باشی، بی سر و صدا خميرت می کند! همين کار را زياد با من کرده اند. دقت کرده باشی، در گويا اثری از راديکاليسم سياسی اجتماعی فرهنگی نمی بينی و اين با روحيه راديکال سياسی مردم ما در تضاد است. البته وقتی که کسی بازی نخ نمای "خلق بازی" و پانترکيسم و غيره و ذالک را ساز کند، به خوبی پذيرايش هستند!

پرسيده ای: آيا گويا براستی بزرگ است؟ اين پرسش کارشناسانه ای است که نياز به بحث کارشناسی هم دارد، اما نظر کلی من اينست که بله گويا بزرگ است، زيرا ديگران کوچک هستند! بزرگ ماندن گويا نيز، مزيد بر علت کوچک ماندن ديگران و همچنين در نطفه خفه شدن آنهائی که بايد بزرگ می شدند و نشدند گشته است. سايه گويا بسياری از خبرگزاری های خوب را احاطه کرده که می توانستند بار دهند، ...
با تمام اين وجود، من باور دارم که از لحاظ ايجاد خبرگزاری های اينترنتی ما خيلی عقب هستيم و هنوز کار قابل توجهی انجام نداده ايم.

December 1, 2003 06:21 AM
Mohammadreza Fetross : [+]

دوست عزيز
گزارشي هست در گويا به قلم خانم مينو مومني كه متاسفانه چند سال پيش همين گزارش در ماهنامه ي زنان چاپ شده بود.بنده متذكر اين نكته شدم و خانم مومني هم سربسته جوابي دادند.دوباره مستندات كامل را براي تنوير افكار عمومي و حرمت به حقوق روزنامه نگاران در همانجا آوردم كه به مذاق اهالي گويا خوش نيامده و حذفش كرده اند.حالا ديگر هر پيغامي مي گذارم ارور مي دهد.
اجرشان با آقا!

December 2, 2003 02:15 AM
: [+]

مهم نيست كه گويا به كه وابسته است وچه خطّ و ربطي دارد،مهم ديدگاه منتقدان پرتوقّعي چون شماست.
گوياهمانقدركه مقالات سجّادي رامنتشرميكند
(وبلكه بسياربيشتر)آثارديگران رانشرميدهد،
ازمجيدخان نيويوركي گرفته تاكشتگروافشاري و...
امّامشكل شمااين نيست،مشكل شمابرخلاف
ادّعاهاي دروغينتان پلوراليزم است واينكه فقط
دوست داريد همه مثل شمابيانديشند،درست
مانندسردمداران اختناق وانحصاردركشور.
بگذاريدهركس باهرديدگاهي وازهرآبشخوري
نظراتش رابيان كندوبه شعورخواننده درانتخاب
احترام بگذاريد.
گويابه هركس وهركجاوابسته باشد،انصافآاز
شماواكثربلاگداران منصف تراست.

December 3, 2003 05:45 PM
Babak Rahnama : [+]

be jaye khial pardazi behtar ast ba pishnahad haye sazande GOOYA ra behtar
konim motmaen bashid Dr Alireza Noorizadeh ham ba kamtar az Dr Bakhtiar. Ayatolah Shariat madari, Khomeiny,Bazargan,Yazdi ,Ghotbzade va nazaere anha ham neshini ya hamkari ne-mikonad che resad be be Hezb Toode va baghiye... motmaen bashid GOOYA be tarafdarane Hezbe Toode bastegi nadarad
iin yek raveshe shenakhte shode baraye barchasb zadan ast va besiar kare zeshti ast

December 3, 2003 10:41 PM
al : [+]




.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.



.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.



.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.



.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.



.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.

.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.


.

.

.

.


.

.


December 6, 2003 01:46 PM
اهورا : [+]

با درود
حقيقتش را بخواهيد من هر وقت كه به اين سايت گويا نيوز مي آيم به ياد آن امام زاده هاي ايران مي افتم كه چند عكس با صورت هاي پشمالو و زشت از در و ديوارهايشان آويزان مي كردند يا آن حزب الهي هائي كه در ايران با آن قيافه هاي عبوس هر روز با آنها برخورد مي كرديم.:(
اين آقاي گويا اسم اصليش فرشاد است از آن دو خرداديهاي دو آتشه است. تا اكتبر سال دو هزار اين گويا يك چت رم داشت و چند بار اين آقا فرشاد هم آنجا مي آمدند و شديدآ از اصلاح طلبان دفاع مي كردند.
آيا اين خود جاي تعجب نيست كه سايتي كه اين همه بازديد كننده دارد كمتر كسي مي داند كه چه كسي آن را اداره ميكند؟؟؟؟
يادم هست چند سال پيش قبل از دوم خرداد حجاريان با نام مستعار در هفته نامه نيمروز در اروپا مقاله مي نوشت و هيچ كس نمي دانست كه چه كسي آن مقالات را مي نويسد!

اين سايت تا زماني كه جمهوري اسلامي است و تجار جمهوري اسلامي از آن پشتيباني مي كنند خواهد ماند اما با سرنگوني جمهوري اسلامي اين هم به همراهش آب مي شود و مي رود زير زمين!
واقعا چندش آور است آدم اين همه مقالات و اخباري را در اين سايت ميخواند كه ابا واقعيات و خواسته هاي نسل جوان ما به اندازه فاصله زمين تا آسمان به دور هستند.

پيروز باشيد
اهورا

December 8, 2003 09:32 AM
yek turke dehati : [+]

با سلام وخسته نباشید
دوستان به علت سختی نوشتن به فارسی با امکانات کم حرفهایم را خلاصه عرض میکنم
مسءله ملیتها در این ده سال گذشته را در نقاط مختاف دنیا شاهد بودیم بسنی گرفته تا خاور دور حافظه قوی برای بیاداوردن
اتفاقات افتاده لازم ندارد .ایران نیز گوشه ای ا ز این دنیاست به طور حتم اثراتی هم بر ایران گذاشته است. گذشته از سوابق اینگونه حوادث در ایران در عرض 50 سال گذشته. دوستان نادیده گرفتن مسءله ملیتها ویا اقوام ایران خطرات بسیار جدی در پی دارد. به علت حساس ومهم بودنِ ، این مسءله باید در تمامی سطوح مخصوصاٌ در بین روشنفکرانه جامعه بحث وبرسی شود.
در جامعه ما مخصوصاٌ در تهران، ذهنیتی را حاکم کرده اند که در ان تهرانیها نسبت به بقیه حس خود برتر بینی دارند و شهرستانی ها نیز بشهرهای تابع ، و شهرهای تابع نیز به وستاءی ها در این ذهنیت دهاتی بودن وشهری نبودن کسر شاءن هست ، حال اگر دهاتی باشی و فارس نیز نباشی وای به حالت. حالا بیا به این فقررا نیز اضافه کن... . ( همهگی این جمله را بارها شنیدید ؛ برو گم شو دهاتی حمال؛ حالا چند درصد این جامعه دهاتی هستند و چند درصد حمال !!!) درکجای جامعه از طرف این ذهنیت حاکم قرار خواهی گرفت!!! به همین خاطر تمامی هم وطن های تهرانی که من در مدت 20 سال اقامتم در خارج دیده ام تماماّ از خانوادهای به قول خودشان بالای شهری بوده اند وتماماٌ پستهای بلاءی داشته اند خلاصه از این حرفها اقای راشدان تنها نیستند بسیارند. تاکنون درجه دار ایرانی در خارج از ایران ندیده ام همه بالا تر از سرهنگ بوده اند!!!
مثلاٌ من که یک دهاتی ترک هستم و در عین حال از طبقه کشاورز از چشم اقای راشدان .......هر چند هم اگر دارای درجه دکترا از اروپا باشم و کم بود جنسی نیز نداشته باشم. تشکر میکنم اقای راشدان ، باسوادر نسل جوان.
صاحبان کم سواد دار تر این چنین ذهنیتها اقای راشدان و امثال اقای راشدان ر ا قهرمان ملی میدانند و به انها تبریک میگویند.

اما برای رفع مشگل بی ادبی من پیشنهاد میکنم که برای انانی که خیلی دلشان برای ناسزا تنگ شده جای مخصوصی در نظر گرفته شود تا هر چه دل تنگشان خواست بگویند وبشنوند یعنی مسءولین محترم گویا زحمت دیگری متحمل شوند و اینگونه نوشته ها را به جای دیگری منتقل کنند . به نظر میرسد که این افراد چند نفری بیش نیستندو چه بسا دوستان اقای ..... باشند ویا نباشند.
ومسءله دیگر که برای جامعه ایران ضروری است تمرین دموکراسی است. گویا مثال خوبی است بگذارید حرفها زده شوندحتا به صورت توهین هم که باشد.

بدانیم و به خا طر داشته باشیم که اگر از مشگلات و واقعیتها فرار کنیم همه جمع میشوند ویکباره سراغ ما می ایند.

December 11, 2003 02:19 AM
hamid : [+]

ای مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست

جوابيه ای به اطلاعيه حزب ملت درباره 21 آذر

باريش مرندلی

Harzand1@yahoo.com

جنايت اللری چيخدی ، پان فارسلارين قوجاغيندان

شهيد اولدون آذربايجان، يولوندا سن پيشه وری

ائليميرين قهرمانی ، يوردوموزون قهرمانی

پيشه وری ، پيشه وری

بيانيه حزب ملت ايران درباره 21 آذر در مورخه 20/9/82 که سراسر توهين ، افتراء ، تحريف و جعل تاريخ بود در سايت گويا چاپ شده بود.

هر خواننده ای با وجدان و آگاه با خواندن آن بيانيه به کينه و نفرت صادر کنندگان آنها به ملل ايران و خصوصا به کينه و نفرت ديرينه آنها نسبت به ملت ترک آذربايجان پی می برد.و همچنين به تحريفات و جعليات آشکار آنها نسبت به نامهای تاريخی و جغرافيايي آگاه می شود. " دريای مازندران " ، " آران " و غيره که اينها آشکارا به جعل و تحريف اسامی تاريخی و جغرافيايی دست يازيده اند . در پيشگاه ملت ترک آذربايجان رسوا خواهند شد. آنانی که در مقابل خليج عرب موضع می گيرند ، امروز بايد به اينها بگويند که " دريای خزر" از کی دريای مازندران شده است؟

و هر محقق منصف و با وجدان می تواند با تحقيق درباره فرقه دموکرات آذربايجان و عملکرد آنها در يک سال به وطن دوستی و ملت دوستی آنها پی ببرد. چنان که شهيد مظلوم پيشه وری می فرمايند " آذربايجان جزء لاينفک ايران است". و در اين بيانه الفاظی درباره قهرمان ملی آذربايجان به کار برده شده است که لايق سردمداران حزب ضد ايرانی و ضد آذربايجانی و دروغين به اصطلاح " ملت " می باشد.و اينها در پشت نقاب ايران پرستی افکار نژاد پرستانه خود را به نمايش گذاشته اند.

فرقه دموکرات آذربايجان خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه و ماده بر زمين مانده انجمنهای ايالتی و ولايتی در چارچوب اصول دموکراسی بود و به حق تعيين سرنوشت ملل ايران می انديشِد . اما دکتر مصدق و دکتر فاطمی که در اين بيانيه از آنها به عنوان رهبران نهضت ملی شدن نفت نام برده اند با انجمنهای ايالتی و ولايتی مخالفت کردند و آمد به سرشان آن چيزی که نبايد می آمد.و استبداد بر ملت ايران حاکم شد. و حالا بايد از اين آقايان پرسيد که مزدور و خائن کيست ؟ آيا کسی که می خواهد انجمنهای ايالتی و ولايتی را اجرا کند مزدور است؟ يا کسانی که با اين ماده قانونی مخالفت کردند مزدور هستند؟

و همچنين در همه مستندات تاريخی، نوشته شده است که قوای ارتش مزدور پهلوی با چراغ سبز کشورهای بيگانه و با همراهی عده ای از فرصت طلبان ، خوانين محلی به آذربايجان حمله ور شدند و کشتار بی رحمانه ای را انجام دادند و کتابهای ترکی را در آتش سوزاندند و روی ارتش نازی را سفيد کردند. داگلاس قاضی آمريکايی که در آن زمان در آذربايجان شاهد ماجرا بوده است ، نوشته است که " ارتش شاه با ادعای آزادی آذربايجان به آنجا حمله کرد اما در پشت سر خود ويرانی گذاشت و رفت و به زنان و دختران تجاوز شد و اموال مردم به غارت رفت و کشتار بی رحمانه ای صورت گرفت"

امروز هم فعالين حرکت ملی آذربايجان در چارچوب قوانين بين الملل ، اصول دموکراسی و حقوق بشر به فعاليت آشکار و شفاف در ايران و آذربايجان جنوبی می پردازند و در راه آرمان و اهداف خود آماده هرگونه جانفشانی هستند. و جعليات و توهينهای اينها هيچ گونه تزلزلی در قدمهای استوار و اراده آهنين آنها ايجاد نخواهد کرد، و به ايمان و اراده آنها خواهد افزود. و بايد در اينجا اضافه کرد که فعالين حرکت ملی آذربايجان به برابری فرهنگی ، زبانی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... می انديشند و اگر اين خواستهای به حق و قانونی آنها تامين شود هيچ وقت به جدايی نمی انديشند. و در مقابل پان آريائيستها به سلطه طلبی و استعمار ملل ايران و انکار تاريخ و زبان ترکی و جعل و تحريف آنها می پردازند. و حق طلبی ما و هويت طلبی جوانان آذربايجان را تجريه طلبی می پندارند. و می خواهند از اين طريق مطالبات قانونی ما را سرکوب کنند.

فعالين حرکت ملی آذربايجان در چارچوب قانون و قوانين بين الملل به صورت آشکار خواستهای خود را پی گيری خواهد کرد و ما در ايران برای ملت ترک و آذربايجان مرزی نمی بينيم و از قشقايستان گرفته تا شمال استان خراسان از سنقر گرفته تا بندر انزلی را ما آذربايجان می دانيم . و ما نيازی به تجزيه آن 4 استان که شما می گوييد نمی بينيم ما از کل حقوق ترکهای ايران دفاع خواهيم کرد و اين را وظيفه ملی و فرهنگی خود می دانيم.و همه ملت ترک ايران با اتحاد ، دست در دست هم، دست شوونيستهای داخلی و استعمارگران داخلی را از منافع ملی خود قطع خواهيم کرد.

و کشتار ملت آذربايجان در 21 آذر 1325 را به عنوان يک نسل کشی محکوم می کنيم . و از تمام ملل آزادی خواه دنيا می خواهيم که ما را در شناسايی اين نسل کشی ياری فرمايند.

http://news.gooya.com/politics/archives/002878.php

December 12, 2003 09:16 AM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]